تبليغاتX

دانلود فیلم
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
عکس بازیگران
دانلود سخنرانی رائفی پور
دانلود کلیپ خنده دار
مدل لباس
jaha-arisfa
رابطه

بررسي رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در بين دانشجويان به تفكيك جنسيت و وضعيت تاهل (2)


روش اجراي تحقيق

ابتدا منابع نظري متغيرها مطالعه شد. سپس فهرست دانشگاه هاي آزاد موجود در منطقه دو تهيه، ده دانشگاه به روش نمونه گيري تصادفي انتخاب شد. در ادامه با توجه به تعداد دانشجويان هر واحد دانشگاهي، تعداد نمونه براي آنها مشخص شد و با مراجعه به واحدهاي دانشگاهي، در چند نوبت پرسش نامه ها در اختيار دانشجويان قرار گرفت. پس از توضيح، درباره ي هدف از اجراي پرسش نامه و شيوه ي پاسخ دهي، از آنها خواسته شد صادقانه به پرسش نامه ها پاسخ دهند. سپس پرسش نامه ها جمع آوري شد و پرسش نامه هايي كه به دقت پاسخ داده نشده بودند يا اشكال داشتند، حذف شدند. در نهايت 756 پرسش نامه باقي ماند كه تحليل شد.

روش آماري تجزيه و تحليل داده ها

در پژوهش حاضر، از روش هاي آمار توصيفي از جمله فراواني، ميانگين و انحراف معيار براي توصيف وضعيت آزمودني ها در متغيرهاي مورد مطالعه، و از ضريب همبستگي پيرسون و آزمون t مستقل براي آزمون فرضيه هاي تحقيق استفاده شده است.

يافته هاي تحقيق

جدول 1 بيانگر شاخص هاي توصيفي از جمله فراواني، ميانگين و انحراف استاندارد نمونه ي مورد مطالعه در متغيرهاي دين داري و شادماني است.
** همبستگي در سطح 0/01 معنادار است (دو دامنه)
فرضيه ي اول تحقيق: بين دين داري و ميزان شادماني رابطه وجود دارد.
توجه به جدول 2 نشان مي دهد كه بين دين داري و شادماني (0/198) همبستگي وجود دارد و اين همبستگي در سطح 0/01 معنادار است. بنابراين، فرضيه ي اول تحقيق تاييد مي شود. به عبارت ديگر، با 99 درصد اطمينان مي توان نتيجه گرفت كه بين دين داري و شادماني رابطه ي مثبت و مسقيم وجود دارد.
** همبستگي در سطح 0/01 معنادار است.
* همبستگي در سطح 0/05 معنادار است.
فرضيه ي دوم تحقيق: رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در دانشجويان مذكر و مؤنث متفاوت است.
توجه به جدول 3 نشان مي دهد كه بين دين داري و شادماني در پسران (0/285) همبستگي وجود دارد و اين همبستگي در سطح 0/01 معنادار است. همچنين بين دين داري و شادماني در دختراني (0/135) همبستگي وجود دارد و اين همبستگي در سطح 0/05 معنادار است. مقايسه ي ضرايب همبستگي مزبور با استفاده از فيشر نشان مي دهد كه تفاوت ضريب هاي همبستگي در سطح 0/05 معنادار است. بنابراين، فرضيه ي دوم تحقيق تاييد مي شود و با 95 درصد اطمينان مي توان نتيجه گرفت كه رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در دانشجويان مذكر و مؤنث متفاوت، و اين رابطه در پسران قوي تر است.
فرضيه ي سوم تحقيق: رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در دانشجويان مجرد و متاهل متفاوت است.
توجه به جدول 3 نشان مي دهد كه همبستگي بين دينداري و شادماني در دانشجويان مجرد 0/180 و در دانشجويان متاهل 0/273 است و اين همبستگي در سطح 0/01 معنادار است. مقايسه ي ضريب هاي همبستگي مزبور با استفاده از فيشر نشان مي دهد كه تفاوت ضريب هاي همبستگي معنادار نيست. بنابراين، فرضيه ي سوم تحقيق رد مي شود و مي توان نتيجه گرفت رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در دانشجويان مجرد و متاهل متفاوت نيست.
فرضيه چهارم تحقيق: ميزان دين داري دانشجويان مذكر و مؤنث متفاوت است.
جدول شماره 4: شاخص هاي توصيفي و نتايج آزمون t براي مقايسه ميانگين متغيرهاي مورد مطالعه با تفكيك جنسيت
جدول 4 بيانگر شاخص هاي توصيفي و نتايج آزمون t براي مقايسه متغيرهاي مورد مطالعه با تفكيك جنسيت است. توجه به اين جدول نشان مي دهد كه در متغير دين داري، تفاوت ميانگين هاي دو گروه (4/205) در سطح 0/001 معنادار است. بنابراين، فرضيه ي چهارم تحقيق تاييد مي شود و با 99 درصد اطمينان مي توان نتيجه گرفت كه ميزان دين داري دانشجويان مذكر و مؤنث متفاوت است. از آنجا كه ميانگين نمره هاي دين داري افراد مؤنث بيشتر است، مي توان گفت ميزان دين داري افراد مؤنث از افراد مذكر بيشتر است.
فرضيه ي پنجم تحقيق: ميزان شادماني دانشجويان مذكر و مؤنث متفاوت است.
همچنين توجه به جدول 4 نشان مي دهد كه تفاوت ميانگين هاي دو گروه (0/238) در متغير شادماني معنادار نيست. بنابراين، فرضيه ي پنجم تحقيق رد مي شود. در نتيجه، بين ميزان شادماني افراد مؤنث و مذكر، تفاوت معناداري وجود ندارد.
فرضيه ي ششم تحقيق: ميزان دين داري دانشجويان متاهل و مجرد متفاوت است.
جدول 5 بيانگر شاخص هاي توصيفي و نتايج آزمون t براي مقايسه ميانگين متغيرهاي مورد مطالعه با تفكيك وضعيت تاهل است. توجه به اين جدول نشان مي دهد كه تفاوت ميانگين هاي دو گروه (6/226) در متغير دين داري در سطح 0/01 معنادار است. بنابراين، فرضيه ي ششم تحقيق تاييد مي شود و مي توان نتيجه گرفت بين ميزان دينداري دو گروه، تفاوت معناداري وجود دارد و چون ميانگين نمره هاي افراد متاهل بيشتر است پس دين داري افراد متاهل بيشتر از افراد مجرد است.
فرضيه ي هفتم تحقيق: ميزان شادماني دانشجويان متاهل و مجرد متفاوت است.
درباره ي متغير شادماني نيز توجه به جدول 5 نشان مي دهد كه تفاوت ميانگين دو گروه (2/234) معنادار نيست. بنابراين، فرضيه ي هفتم تحقيق رد مي شود. در نتيجه، بين ميزان شادماني افراد مجرد و متاهل تفاوت معناداري وجود ندارد.

نتيجه گيري

هدف تحقيق حاضر تعيين رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در بين دانشجويان بود. براي انجام اين تحقيق، تعدادي از دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي به روش نمونه گيري خوشه اي چندمرحله اي انتخاب، و آزمون هاي دين داري و شادماني درباره ي آنها اجرا شد. پس از جمع آوري داده ها، فرضيه هاي تحقيق با استفاده از روش هاي آماري مناسب مورد آزمون قرار گرفت. نتيجه ي آزمون فرضيه ي اول تحقيق نشان داد كه بين دين داري و شادماني رابطه ي مثبت و مستقيم وجود دارد. نتيجه ي تحقيق حاضر، با نتيجه ي تحقيق هالمان، هونك و دمور (1987) كه نشان داد فعاليت هاي مذهبي از جمله حضور در كليسا بر شادماني افراد مي افزايد، همخوان است. همچنين نتيجه ي اين تحقيق با نتايج تحقيقات زيادي كه نشان داده اند افرادي كه زياد در فعاليت هاي ديني شركت مي كنند يا افرادي كه گزارش مي دهند دين جنبه ي اصلي زندگي شان است و گرايش دارند كه سلامت ذهني نسبتاً بالا (1) نشانه هاي افسردگي نسبتاً كمتر (2) و زندگي نسبتاً طولاني تري (3) از همتايان كمتر مذهبي شان داشته باشند، همخوان است. كيم و ديگران (2004) نشان دادند كه دين داري با هيجانات مثبت مثل خوش خلقي، مهرباني، اعتماد به نفس، توجه و آرامش رابطه ي مثبت دارد. همچنين نتيجه ي تحقيق حاضر با نتايج تحقيقات جعفري و همكاران (1386) كه بين دين داري و سلامت روان رابطه ي مثبت يافتند، همخوان است.
آزمون فرضيه ي دوم تحقيق نشان داد كه رابطه ي دين داري و شادماني در دانشجويان مذكر قوي تر است. اين يافته بدين معناست كه شادماني افراد مذكر نسبت به افراد مونث به ميزان زيادي به دين داري آنها وابسته است و با ارتقاي باورها و اعمال مذهبي آنان شادماني بيشتري را مي توان انتظار داشت. آزمون فرضيه ي سوم تحقيق نشان داد رابطه ي دينداري و شادماني در بين دانشجويان مجرد و متاهل متفاوت نيست؛ به اين معنا كه شادماني افراد مجرد و متاهل به يك اندازه به دين داري آنها وابسته است. آزمون فرضيه چهارم تحقيق نشان داد ميزان دين داري افراد مؤنث از افراد مذكر بيشتر است. نتيجه ي اين فرضيه با نتيجه ي تحقيق استراك (2002) همخوان است كه مردان و زنان 49 ملت را از لحاظ تفاوت هاي جنسيتي در دين داري بررسي كرد و گزارش كرد كه در هر مورد درصد بيشتري از زنان نسبت به مردان مذهبي ترند. مطالعه ي والتر و داوي (1998) نيز نشان داد زنان در هر شاخص دين داري از مردان قوي ترند. از جمله فرضيه هاي آنها براي توجيه اين تفاوت هاي جنسي در دين داري، تفاوت در نوع جامعه پذيري و ويژگي هاي شخصيتي مربوط به جنس بود. ميلر و استراك (2002) نيز بر اساس شواهد ميان فرهنگي گسترده پيشنهاد كرده اند مكانيسم هاي جسماني، به ويژه دارا بودن تستوسترون، زيربناي رفتارهاي مخاطره آميز بيشتر و دين داري كمتر از جانب مردان است.
آزمون فرضيه ي پنجم تحقيق نيز نشان داد تفاوت معناداري بين ميزان شادماني افراد مذكر و مؤنث وجود ندارد. اين نتيجه با نظر آيزنك (4) همخوان است كه معتقد است زن و مرد از نظر شادماني و رضايت كلي با يكديگر متفاوت نيستند و مهم ترين تفاوت احساسي بين زن و مرد اين است كه زنان تغييرپذيري بيشتري دارند؛ يعني هم عاطفه مثبت و هم عاطفه منفي بيشتري دارند. دينر و همكاران (1999) معتقدند ميزان شادماني زنان و مردان برابر است؛ اما هنگامي كه افسردگي را در نظر مي گيريم، موضوع تا حدي پيچيده مي شود. به اين صورت كه با وجود شادي يكسان زنان و مردان، افسردگي در زنان بيشتر از مردان است. توضيح اين امر توسط دينر و همكاران اين است كه زنان در مقايسه با مردان هم عاطفه ي منفي بيشتر و هم عاطفه ي مثبت بيشتري را تجربه مي كنند و برآيند اين دو عاطفه، شادي زنان و مردان را يكسان مي سازد.
آزمون فرضيه ي ششم تحقيق نيز نشان داد كه افراد متاهل در مقايسه با افراد مجرد دين داري بيشتري دارند. شايد يكي از تبيين هاي اين نتيجه، بالارفتن سن و پي بردن عميق تر به نقش دين و آموزه هاي ديني زندگي باشد. آزمون فرضيه ي هفتم تحقيق نيز نشان داد كه بين ميزان شادماني افراد متاهل و افراد مجرد تفاوت معناداري وجود ندارد. اين نتيجه با نتيجه ي مطالعه ميرز (2000) كه دريافت افراد متاهل از ميزان شادماني بيشتري برخوردارند، همخوان نيست. اين ناهمخواني را مي توان به نمونه ي مورد مطالعه نسبت داد؛ زيرا دانشجويان متاهل افزون بر رسيدگي به امور مربوط به ازدواج و خانه داري، بايد به امور تحصيلي و درسي نيز برسند و دور از انتظار نيست كه شادماني آنها با افراد مجرد متفاوت نبوده و حتي كمتر باشد.
مذهب، نظام هاي معنا و ساختارهاي اجتماعي فراهم مي كند و رفتار را تنظيم مي كند. مذهب با نسبت دادن ارزش به رفتارهاي خاص به مردم كمك مي كند تا اهدافي را براي درگير شدن در رفتارهاي خاص (مانند كم كردن وزن) و اجتناب از رفتارهاي ديگر (مانند مصرف الكل) ايجاد كنند كه مي تواند سلامت جسماني و رواني را ارتقا دهد. در حقيقت، به نظر مي رسد دين داري، درگير شدن در رفتارهاي ارتقا دهنده ي سلامتي مانند ورزش و غيره را افزايش مي دهد.
دين داري همچنين به طور معناداري با سلامت رواني مرتبط است. تحقيقات (5) نشان داده اند دين داري با ميزان پايين نشانه هاي افسردگي مرتبط است. افزون بر اين، برخي شاخص هاي مذهبي بودن مانند مقابله مذهبي مثبت، انگيزه ي مذهبي دروني، و مفاهيم مثبت از خداوند حتي ارتباط منفي قوي تري با نشانه هاي افسردگي دارد؛ در حالي كه شاخص هاي مقابله ي مذهبي و انگيزش مذهبي بيروني به طور مثبتي با نشانه هاي افسردگي مرتبط است.
درگيري مذهبي، تعداد رفتارها و نگرش هايي را كه تاثير مثبتي بر سلامتي دارند، ارتقا مي دهد. افراد مذهبي در مقايسه با افراد غيرمذهبي از نظر اجتماعي فعال تر هستند و سطوح بالاي حمايت اجتماعي را دارند. مذهبي بودن همچنين با سطوح بالاي خوش بيني و اميد همراه است كه هر دو ويژگي اشخاص داراي سلامتي و رضايت از زندگي است. بنابراين، ارتباط بين مذهبي بودن و سلامتي به نظر مي رسد هم توسط منابع رواني اجتماعي ميان فردي محور مانند حمايت اجتماعي، و منابع رواني اجتماعي درون فردي محور مانند اميد و خوش بيني تعديل مي شود. مطالعات (براي مثال كوينيگ و همكاران، 2001) نشان داده اند آنهايي كه در دين داري بالا هستند، سطوح بالاتري از حمايت اجتماعي درك شده دارند. افزون بر اين، سودمندي هاي اجتماعي، مذهبي بودن با حس خوش بيني همراه است. رابطه ي مثبت و معنادار دين داري با ميزان شادماني در تحقيق حاضر نيز تاييدي است بر ادبيات موجود كه مي تواند كاربردهاي مفيدي در زمينه تامين بهداشت رواني، ارتقاي شادماني و بهبود روحيه ي دانشجويان داشته باشد.
يافته هاي اين مطالعه، نقش دينداري را، به ويژه براي كساني كه اعتقادات ديني دارند در شادماني برجسته مي كند. از اين رو، فراهم كنندگان بهداشت روان دانشجويان بايد اين عامل را در نظر بگيرند و در مداخله هاي خود از اين عامل استفاده كنند. چون طرح مطالعه ي حاضر از نوع همبستگي است، نه آزمايشي. بنابراين، ادعاي روابط علي در ميان متغيرهاي مورد مطالعه ممكن نيست. چه مي توان نتيجه گرفت كه بين دين داري و ميزان شادماني رابطه وجود دارد، اما نمي توان ادعا كرد دين داري علت شادماني است. اين محدوديت ها ارزش يافته هاي فعلي را نمي كاهد، اما نتايجي كه مي توان درباره ي متغيرهاي مورد مطالعه گرفت را محدود مي كند.

پي نوشت ها :

* استاديار دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر.
1. Mccullough, Michael E et al , Religiousness and the trajectory of self - rating health across adulthood, personality and social psychology Bulletin, Vol, 31, N 3, p. 1-14.
2. smith, T. B, Mccullough, M. E, & poll, J, Religiousness and depression: Evidence for a main affect and the moderation influence of stressful life events, psychological Bulletin, V. 129, p. 614-636.
3. McCullough, M. E, et al, Religious involvement and mortality: Ameta- analytic review, Health psychology,v 19, p. 211-222.
4. شبنم كنعاني، همان.
5. smith, T. B, Mccullough, M. E, & poll, J, Religiousness and depression: Evidence for a main affect and the moderation influence of stressful life events, psychological Bulletin, V. 129, p. 614-636.

منابع:
آرگايل، م، روان شناسي شادي، ترجمه ف، بهرامي، م. گوهري اناركي، ح.ط. نشاط دوست و ح. پالاهنگ، اصفهان، انتشارات جهاد دانشگاهي، 1382.
آرين، خديجه، بررسي رابطه دينداري و روان درماني ايرانيان مقيم كانادا، رساله دكتري، تهران، دانشگاه علامه طباطبائي، 1378.
آيزنك، مايكل، هميشه شاد باشيد، ترجمه زهرا چلونگر، تهران، نسل نوانديش، 1378.
جعفري، اصغر؛ جمشيد صدري، و قربان فتحي اقدم، «رابطه بين كارآيي خانواده و دينداري و سلامت روان و مقايسه آن بين دانشجويان دختر و پسر»، تازه ها و پژوهش هاي مشاوره، ج6، ش22، 1386.
علي پور، احمد؛ نوربالا، احمدعلي، «بررسي مقدماتي پايايي و روايي پرسشنامه شادكامي اكسفورد در دانشجويان دانشگاه هاي تهران»، انديشه و رفتار، س5، ش1 و 2 ، 1378.
فتاح زاده، الهام، «مقايسه كيفيت زندگي و عملكرد خانواده در كاركنان خشنود و ناخشنود پالايشگاه شازند اراك»، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي اراك، 1388.
فقيهي؛ خداياري فرد؛ غباري بناب، و شكوهي يكتا، «بررسي الگوي دينداري از منظر قرآن و سنت»، فصلنامه انديشه ديني، شماره 19، 1385.
كنعاني، شبنم، «بررسي اثر بخشي مشاوره گروهي با رويكرد شادماني فوردايس بر افزايش رضايت شغلي معلمان دوره راهنمايي مدارس دولتي منطقه 5 شهر تهران»، پايان نامه كارشناسي ارشد، واحد علوم و تحقيقات تهران، 1385.
گلزاري، م، مقياس عمل به باورهاي ديني، خلاصه مقاله همايش دين و بهداشت روان، 1379.
ميرشاه جعفري، ابراهيم و ديگران، «شادماني و عوامل مؤثر برآن»، تازه هاي علوم شناختي، سال 4، شماره 3، 1381.
Argyle,M, The psychology of happiness, Landon: Rutledge, 2001.
Bridges, L. j, et a, Background for community level work on emotional well- being in adolescence: Reviewing the literature on contributing factors. http:// www. children. org/ files/kemotional. pdf.
chan , christian, s, Rhodes, Jean E, Religiousness and psychological distress of women after Hurricane katrina, University of Massachusetts, Boston, 2008.
Desmond, S. A, et al, Religion, prosocial learning, self control and delinquency, Manuscript submitted for publication, 2008.
Dinere, E, et al, subjective well- being three decades of well- being, psychological Bulletin, 1999.
George, L. Explaining the relationship between religious involvement and health, psychological inquiry, v. 13, 2000.
Kim, y. M& Others, "spirituality and affect: A function of changes in religious affiliation", Journal of family psychology, V. 3.2004.
Koeing ,H. et al, Handbook of religion & Health , Oxford, England: Oxford university press, 2001.
Mccullough, Michael E et al..،Religiousness and the trajectory of self - rating health across adulthood personality and social psychology Bulletin،vol،31،2005
Mccullough, Michael E ،et al . Religion, self - Regulation, and self - control: Associations, Explanation, and implications, psychological Bulletin, v.135, 2009.
McCullough, M. E, et al, Religious involvement and mortality: Ameta- analytic review, Health psychology, v19, 2000.
Miller,W. R, & ,Thoresen, C.E, spirituality and health an emerging research field, American psychologist, v58,2003.
Miller, Alan and Rodney stark , Gender and religiousness: can socialization explanations be saved? American Journal of sociology, v107(6) 2002.
Myers, D. G, The friends and faith of happy people. American psychologist, v55, 2000.
peterson, & Huang, B. The effect of religious- spiritual coping on positive attitudes of adult Muslim refugees kosovo and Bosnia, The international Journal for the psychology of religion, v13, 2003.
seligman, M, Nansookpark, T, peterson, ch, positive psychology progress, American psychologist, v6, 2002.
Smith , B. W, et al, Noah revisited: Rlioious coping by church members and the impact of 1993 Midwest flood , Journal of community psychology, V28.,2000.
smith, T. B, Mccullough, M. E, & poll, J, Religiousness and depression: Evidence for a main affect and the moderation influence of stressful life events, psychological Bulletin, V. 129,2003.
stark, Rodney, physiology and faith: Addressing the universal gender difference in religious commitment. Journal for the scientific study of Religion, v. 41(3)، 2002.
Tarakshwar, N. swank , A. B. & et al , The sanctification of nature and theological conservatism. A study of opposing religious correlates of environmentalism, Review of Religious Research, V. 42, 2001.
Wallis, claudia, the new science of happiness. Time Magazine , los Angeles, 2004.
Walter, Tony and Grace Davie,The religiosity of women in the modern west, British journalof sociology v49. 1998.
منبع: نشريه روان شناسي و دين شماره 11

بررسي رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در بين دانشجويان به تفكيك جنسيت و وضعيت تاهل (1)


چكيده

هدف اين تحقيق بررسي رابطه ي دين داري با ميزان شادماني در بين دانشجويان است. براي انجام تحقيق حاضر، تعداد 756 دانشجو به روش نمونه گيري خوشه اي مرحله اي از بين دانشجويان دانشگاه هاي آزاد اسلامي منطقه ي دو انتخاب شدند. سپس مقياس عمل به باورهاي ديني (معبد) و پرسش نامه شادماني آكسفورد درباره ي آنها اجرا شد. پس از جمع آوري داده ها، فرضيه هاي تحقيق با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون و آزمون t آزموده شدند. در نتيجه نشان داد كه بين دين داري و ميزان شادماني رابطه ي مثبت و معنادار وجود دارد (p<0/01). رابطه دين داري و ميزان شادماني در بين دانشجويان مذكر قوي تر است؛ اين رابطه در بين دانشجويان مجرد و متاهل متفاوت نيست. ميزان دين داري افراد مؤنث از افراد مذكر بيشتر است؛ اما تفاوت معناداري بين ميزان شادماني آنها وجود ندارد. همچنين نتيجه ي تحقيق نشان داد افراد متاهل در مقايسه با افراد مجرد دين دارترند؛ اما بين ميزان شادماني آنها تفاوت معناداري وجود ندارد.
كليد واژه ها: دين داري، شادماني، دانشجويان.

مقدمه

روان شناسي، بيشتر به دليل تاريخچه ي آن، با عوامل بيماري زاي ذهن انسان سرو كار داشته است؛ عواملي مانند: اضطراب، افسردگي، روان رنجوري ها، وسواس ها، پارانوئيا و هذيان ها. هدف محققان آن است كه بيماران را از حالت منفي به طبيعي خنثي يا به گفته ي رواشناس دانشگاه پنسيلوانيا، مارتين سليگمن، «از منفي پنج به صفر» برسانند. (1) در دهه هاي اخير، تعدادي از محققان روان شناسي جرئت كرده اند قلمرو تاريك بيماري هاي رواني را به شادماني و شفاي رواني تبديل كنند. براي مثال، هليگن در برخي از تحقيقات خود بر خوش بيني- صفتي كه نشان داده شده است با سلامت جسماني خوب، افسردگي و بيماري رواني كمتر، زندگي طولاني تر و شادماني بيشتر مرتبط است- تمركز كرده است.
اين جنبش كه روان شناسي مثبت نگر نام دارد، خواهان تغيير از پرداختن به آسيب ها به سوي بهينه كردن كيفيت زندگي است. (2) اين جنبش در پي آن است كه از نقاط قوت انسان ها به منزله ي سپري در برابر بيماري رواني بهره گيرد. در واقع، روان شناسان مثبت نگر به مطالعه ي علمي توان مندي ها و قابليت ها و آنچه براي مردم مناسب است، اختصاص دارد. (3) هدف آن است كه درك علمي متعادل و كامل تري از تجارب اوج، تجارب سطح پايين (صفر) و آنچه در بين اين دو قرار دارد، به دست آيد. روان شناسان مثبت نگر معتقدند علم و عمل كامل روان شناسي بايد درك رنج كشيدن و شادماني، تعامل آنها و مداخلات معتبري كه هم رنج را كاهش دهد و هم شادماني را افزايش دهد، در برگيرد.
از بنيادي ترين مفاهيم مطرح در جنبش روان شناسي مثبت نگر، مفهوم شادكامي است. به عقيده ي ارسطو، دست كم سه نوع شادي وجود دارد؛ در پايين ترين سطح، نظريه ي مردم عادي است كه شادي را همان لذت مي دانند. در سطح بالاتر از آن، مردمي با فرهنگ بالاتر معتقدند شادي همان موفقيت و كاميابي است. نوع سوم شادي، به زعم ارسطو، شادي ناشي از معنويت است. (4) آرگايل، مارتين و لو (5) بر اين باورند هنگامي كه از مردم پرسيده مي شود منظور از شادماني چيست، آنها دو نوع پاسخ را مطرح مي كنند: الف. حالت هيجاني مثبتي مانند لذت؛ ب. راضي بودن از زندگي به طور كلي يا جنبه هاي مختلف آن بنابراين، به نظر مي رسد شادماني دست كم دو جزء اساسي (عاطفي و شناختي) دارد. با وجود اين، شادكامي متضاد افسردگي نيست؛ اما نبود افسردگي، شرط لازم براي رسيدن به شادكامي است. به نظر آرگايل و همكاران، اگر شادماني تنها متضاد افسردگي باشد، نيازي به اندازه گيري و بررسي آن نيست؛ زيرا افسردگي به خوبي شناخته شده است. وي باور دارد كه سه جزء اساسي شادماني عبارت اند از: هيجان مثبت، رضايت از زندگي و نبود هيجانات منفي از جمله افسردگي و اضطراب. لو و همكارانش دريافتند كه روابط مثبت با ديگران، هدفمند بودن زندگي، رشد شخصيتي، دوست داشتن ديگران و طبيعت نيز از اجزاي شادماني هستند. (6) آرگايل (2001) بين احساس خوش و شادماني، تمايز قائل مي شود. به نظر وي، احساس خوشي يكي از رايج ترين شيوه هايي است كه افراد با آن شادماني خود را تعريف مي كنند. (7)
پژوهش هاي انجام شده درباره ي شادي نشان مي دهد كه افكار و رفتارهاي افراد شاد، سازگارانه و كمك كننده است. اين افراد با ديدگاه روشن به امور مي نگرند؛ دعا و نيايش مي خوانند؛ براي حل مسائل مستقيماً تلاش مي كنند و به موقع از ديگران كمك مي طلبند. از طرف ديگر، افراد ناشاد، بدبينانه مي انديشند و با همين حالت عمل مي كنند؛ در خيالات فرو مي روند؛ خود و ديگران را سرزنش مي كنند و از كار كردن براي حل مشكلات اجتناب مي ورزند. از اين روي، تندرستي ذهني در بردارنده ي قوانين مهمي است كه به وسيله ي تاثير احساسات بر همه ي ابعاد رفتار انسان و پيشرفت او (شامل سلامت فيزيكي و رواني، پيشرفت مهارتي و آموزشي، صلاحيت اجتماعي و ايجاد روابط مثبت اجتماعي) قابل تشخيص است. (8) به رغم پژوهش هاي بسيار زياد و شناسايي بسياري از همبسته ها و تعيين كننده هاي شادماني، به نظر مي رسد انجام پژوهش هاي بيشتر در اين حوزه لازم و ضروري است.
در ايجاد شادماني كه به قضاوت فرد، به درجه يا ميزان مطلوبيت كل زندگي اش اطلاق مي گردد، عوامل بسياري موثر شناخته شده اند؛ مانند: ثروت، سلامتي، مذهب، حمايت اجتماعي، اشتغال، تفريح و ... . (9) با توجه به اينكه ما در يك كشور مذهبي زندگي مي كنيم و اعتقادات ديني و عمل بر اساس آموزه هاي ديني در فرهنگ ما اهميت ويژه اي دارد، از جمله عوامل مؤثر در شادماني، دين داري است.
دين داري يك نظام عملي مبتني بر اعتقادات است كه در قلمرو ابعاد فردي و اجتماعي از جانب پروردگار براي هدايت انسان ها در مسير رشد و كمال الهي ارسال شده و شامل عقايد، باورها، نگرش ها و رفتارهايي است كه با هم پيوند دارند و يك احساس جامعيت را براي فرد تدارك مي بيند. (10) جيمز و پرات دين را به منزله ي شناخت، عاطفه و رفتاري كه از آگاهي يا تعامل ادراك شده با هستي ماوراالطبيعه كه فرض مي شود نقش مهمي در امور انسان بازي مي كند، تعريف مي كنند. (11)
ميرز (2000) معتقد است ايمان مذهبي تاثير زيادي بر ميزان شادماني دارد. ايمان مورد نظر ميرز، ايماني است كه حمايت اجتماعي، هدف مندي، احساس پذيرفته شدن و اميدواري را براي فرد به ارمغان مي آورد. از نظر گريلي، (12) فعاليت هاي مذهبي كاركردهايي دارند كه در نهايت موجب افزايش شادماني فرد مي گردند. هيلز و آرگايل در بيان اين كاركردها به مواردي از جمله احساس اتصال با معبودي بسيار قدرتمند و مقدس، عشق، برابري و احساس در جمع بودن اشاره مي كنند. (13)
مطالعات اخير نشان داده اند اعتقادات شخصي و درگيري در جوامع مذهبي، منابع مهم مقابله با وقايع آسيب زا هستند. (14) بسياري از مطالعات، شواهدي براي رابطه ي مثبت بين دين داري و سلامتي فراهم كرده اند. (15) بيشتر مطالعات موجود در ادبيات جامع، دست كم يك ارتباط مثبت بين درگيري مذهبي و شاخص هاي سلامتي (شادماني، رضايت از زندگي، روحيه، عاطفه مثبت) گزارش كرده اند. خدمت و درگيري مذهبي نيز به طور چشمگيري با سلامت جسماني، سلامت رواني، طول عمر، و رشد پس از ضربه مرتبط شناخته شده اند. (16) همچنين تحقيقات، ارتباط دين داري با خود كنترلي، پيشرفت در مدرسه، رضايت از زناشويي، نرخ پايين جرم و بزهكاري و سوء مصرف مواد را آشكار ساخته اند.
دين داري به طور معناداري با سلامت رواني نيز مرتبط است. اسميت، مك كالو و پول (2003) دريافتند كه مذهبي بودن با ميزان پايين نشانه هاي افسردگي مرتبط است. افزون بر اين،برخي شاخص هاي مذهبي بودن حتي ارتباط منفي قوي تري با نشانه هاي افسردگي دارد؛ در حالي كه شاخص هاي مقابله ي مذهبي منفي و انگيزش مذهبي بيرون به طور مثبتي با نشانه هاي افسردگي مرتبط است.
فرا تحليل پانزده مطالعه درباره ي رابطه ي دين داري و پيشرفت در مدرسه نشان داد كه دين داري با متوسط نمره هاي آزمون پيشرفت مرتبط است. ارتباط دين داري با شاخص هاي سازگار اجتماعي به حوزه زناشويي نيز توسعه يافته است. مرور فراتحليل چندين مطالعه نشان داد كه بزرگ سالان مذهبي متاهل، به احتمال زياد در طي زمان متاهل باقي مي مانند و سطوح رضايت زناشويي بالاتر و تعهد زناشويي بيشتري دارند. (17)
پترسون و هوانگ (2003) با مطالعه ي گروهي از مسلمانان، پيشنهاد كردند كه مذهبي بودن با مقابله ي مذهبي مرتبط است كه خود، با خوشبيني ارتباط دارد. همچنين مطالعات نشان داده اند خوش بيني بين مذهبي بودن و سلامت روان شناختي ميانجي است. (18) هاي در سال 1982 در تحقيق خود گزارش كرد كه 61 درصد كساني كه در مراسم مذهبي شركت مي كنند، احساس آرامش و شادماني مي كنند. (19)
تحقيقات مختلف نشان داده اند افرادي كه زياد در فعاليت هاي مذهبي درگير هستند يا افرادي كه گزارش مي دهند مذهب جنبه ي اصلي زندگي شان است، سلامت ذهني نسبتاً بالا، (20) نشانه هاي افسردگي نسبتاً كمتر (21) و زندگي نسبتاً طولاني تري (22) از همتايان كمتر مذهبي شان دارند.
كيم و ديگران (2004) به اين نتيجه رسيدند كه دين با هيجانات مثبت مانند خوش خلقي، مهرباني، اعتماد به نفس، توجه و آرامش رابطه مثبت دارد. دسموند و همكاران (2008) دريافتند كه دين داري، حتي بعد از كنترل جنس، سن، نژاد، موقعيت اجتماعي- اقتصادي، تحصيلات والدين، ساختار خانواده و دلبستگي والدين به طور مثبت و معناداري با خودكنترلي مرتبط است. جعفري و همكاران (23) رابطه ي بين كارآيي خانواده و دين داري و سلامت روان دانشجويان را مطالعه كردند؛ يافته هاي تحقيق آنها نشان داد كه بين كارآيي خانواده، و دين داري و سلامت روان دانشجويان رابطه ي معنادار وجود دارد؛ اما بين اين رابطه ي در دانشجويان دختر و پسر تفاوت معناداري وجود نداشت. فقيهي و همكاران (24) رابطه بين توكل به خدا و اضطراب در دانشجويان دانشگاه تهران را مطالعه كردند؛ نتيجه تحقيق آنها نشان داد تعداد دانشجوياني كه ميزان توكل آنها بالاست، از گروهي كه توكل آنها در سطح پايين قرار دارد، كمتر است. در اين تحقيق، رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در بين دانشجويان مطالعه شده است.

فرضيه هاي تحقيق

1. بين دين داري و ميزان شادماني دانشجويان رابطه وجود دارد.
2. رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در دانشجويان مذكر و مؤنث متفاوت است.
3. رابطه ي دين داري و ميزان شادماني در دانشجويان مجرد و متاهل متفاوت است.
4. ميزان دين داري دانشجويان مذكر و مؤنث متفاوت است.
5. ميزان شادماني دانشجويان مذكر و مؤنث متفاوت است .
6. ميزان دين داري دانشجويان متاهل و مجرد متفاوت است.
7. ميزان شادماني دانشجويان متاهل و مجرد متفاوت است.

روش شناسي پژوهش

روش پژوهش: حاضر از نوع همبستگي و علّي - مقايسه اي است. جامعه پژوهش: نيز شامل همه دانشجويان دانشگاه هاي آزاد اسلامي منطقه دو (25) در نيمسال اول سال تحصيلي 88-89 مي باشد.

نمونه و روش نمونه گيري

نمونه ي مورد مطالعه در اين پژوهش 800 نفر بودند كه به روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي چند مرحله اي از بين همه دانشجويان انتخاب شدند. گفتني است كه از 800 نفر نمونه ي مورد مطالعه، 44 مورد كه پرسش نامه هاي آنها داراي اشكال بود، كنار گذاشته شد و در نهايت پرسش نامه ي 756 آزمودني تحليل شده از اين تعداد، 432 مورد مذكر و 324 مورد مؤنث بودند. (26)

ابزارهاي اندازه گيري

در اين پژوهش از دو پرسشنامه ي استاندارد شده براي جمع آوري اطلاعات استفاده شده است:
الف) مقياس عمل به باورهاي ديني (معبد): اين آزمون توسط گلزاري (1379) ساخته شده است. آزمون معبد داراي 25 ماده است كه عمل به باورهاي ديني را اندازه گيري مي كند. هر پرسش پنج گزينه دارد كه از صفر تا چهار نمره گذاري مي شود. بدين ترتيب كمترين نمره ي كل(صفر) به معناي عمل نكردن به هيچ يك از باورهاي ديني، و بيشترين نمره (100) نشان دهنده ي عمل به همه ي باورهاي ديني به شمار مي آيد. آزمون معبد براي 894 نفر دانشجو و 53 جوان زنداني (جمعاً 947 نفر) اجرا شده است كه مشخصات روان سنجي آن به اين شرح گزارش شده است: پايايي اين آزمون از طريق بازآزمايي 0/76 و از طريق دو نيمه كردن 0/91 و ضريب آلفاي كرونباخ 0/94 همچنين آزمون داراي اعتبار محتواي (صورت و منطقي) بالاست. (27) در اين تحقيق، ضريب آلفاي كرونباخ براي آزمون معبد 0/909 به دست آمد.
ب) پرسش نامه شادكامي اكسفورد: اين ابزار در سال 1989 توسط آرجيل و لو تهيه شده است. اين پرسش نامه 29 ماده چهار گزينه اي دارد كه گزينه هاي آن به ترتيب از 0 تا 3 نمره گذاري مي شود و جمع نمره ي مواد 29 گانه، نمره ي كل مقياس را تشكيل مي دهد. نمره ي كل آزمودني از 0 تا 87 در نوسان است. آرجيل و همكاران ضريب آلفاي 0/90 را با 347 آزمودني گزارش كردند. (28) علي پور و نوربالا (1378) در مطالعه ي خود نشان دادند كه تمام مواد 29 گانه آزمون با نمره ي كل، همبستگي بالايي دارند. آلفاي كرونباخ 0/93 و پايايي دو نيمه كردن آزمون 0/92 گزارش شد. همچنين پايايي بازآزمايي پرسش نامه پس از سه هفته79/0(n=25) بود. براي بررسي روايي صوري پرسش نامه، از 10 كارشناس نظرخواهي شده است كه همگي توان سنجش شادكامي را توسط اين آزمون تاييد كرده اند. (29) در اين تحقيق آلفاي كرونباخ براي پرسش نامه 0/926 به دست آمد.

پي نوشت ها :

* استاديار دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر.
1.Wallis, Claudia, The new science of happiness, p. 3.
2. الهام فتاح زاده، مقايسه كيفيت زندگي و عملكرد خانواده در كاركنان خشنود و ناخشنود پالايشگاه شازند اراك، ص34.
3. seligman, M, Nansookpark, T, peterson, ch, positive psychology progress, American psychologist،v6 , N541, p. 410-421.
4. مايكل آيزنك، هميشه شاد باشيد، ترجمه زهرا چلونگر، ص19.
5. علي پور و نوربالا، «بررسي مقدماتي پايايي و روايي پرسشنامه شادكامي اكسفورد در دانشجويان دانشگاه هاي تهران»، انديشه و رفتار، س5، ش1 و 2، ص55-65.
6. همان.
7. شبنم كنعاني، بررسي اثربخشي مشاوره گروهي با رويكرد شادماني فوردايس بر افزايش رضايت شغلي معلمان دوره راهنمايي مدارس دولتي منطقه 5 شهر تهران، ص12.
8. Bridges, L. J. Background for community level work on emotional well- being in adolescence: Reviewing the literature on contributing factors, p. 9-15..
9. آرگايل، روان شناسي شادي، ص260.
10. خديجه آرين، بررسي رابطه دين داري و روان درماني ايرانيان مقيم كانادا، ترجمه بهرامي و همكاران، ص8-25.
11. Mccullough, Michael et al . Religion, self - Regulation, and self - control: Associations, Explanation, and implications, psychological Bulletin, vol 135, No 1, p. 69.
12. مير شاه جعفري و همكاران، شادماني و عوامل موثر بر‌ آن، ص51.
13. همان.
14. Smith , B. W, et al, Noah revisited: Relioious coping by church members and the impact of 1993 Midwest flood , Journal of community psychology, V28. p. 171.
15. Miller , W. R. et al, spiritulity and health an emeging research field , American psychologist, V58, p. 24-35.
16.Chan, Chiristian s, Rhodes, Jean E, Religiousness and psychological distress of women after Hurricane katrina, p. 8.
17. Tarakshwar, N, swank , A. B, & et al, The sanctification of nature and theological conservatism. A study of opposing religious correlates of environmentalism, Review of Religious Research , p. 381.
18. Chan, Chiristian s, Rhodes, Jean E,Ibid.
19. مير شاه جعفري و همكاران، همان.
20. Mccullough, Michael E et al , Religiousness and the trajectory of self - rating health across adulthood, personality and social psychology Bulletin, Vol, 31, No 3, p. 1-14.
21. smith, T. B, Mccullough, M. E, & poll, J, Religiousness and depression: Evidence for a main affect and the moderation influence of stressful life events, psychological Bulletin, V. 129, p. 614-636.
22. McCullough, M. E, et al, Religious involvement and mortality: Ameta- analytic review, Health psychology, 19, p. 211-222.
23. اصغر جعفري و همكاران، «رابطه بين كارايي خانواده و دين داري و سلامت روان و مقايسه آن بين دانشجويان دختر و پسر»، تازه ها و پژوهش هاي مشاوره، ج6، ش22، ص107.
24. علي نقي فقيهي و همكاران، «بررسي الگوي دينداري از منظر قران و سنت»، انديشه ديني، ش19، ص41.
25. شامل دانشگاه هاي آزاد اسلامي استان هاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل و زنجان.
26. براي تحقيقات همبستگي دست كم لازم است سي نفر براي نمونه انتخاب شوند؛ ولي براي افزايش دقت مطالعه و كاهش خطا، لازم است تعداد نمونه افزايش يابد. در تحقيق حاضر نيز با توجه به نوع تحقيق و گسترده بودن جامعه ي مورد مطالعه و براي افزايش دقت مطالعه اين تعداد نمونه انتخاب شدند.
27. گلزاري، مقياس عمل به باورهاي ديني، خلاصه مقاله همايش دين و بهداشت روان، ص121-122.
28. علي پور و نوربالا، همان.
29. همان.

منبع: نشريه روان شناسي و دين شماره 11
بررسي رابطه رضامندي زناشويي (بر اساس معيارهاي ديني) با ثبات هيجاني (2)

نتايج و يافته هاي پژوهشي
به منظور بررسي رابطه رضامندي زناشويي، براساس معيارهاي ديني، با ثبات هيجاني از روش همبستگي پيرسون استفاده شده است. در جدول (1)ضرايب همبستگي هر يك از زير مقياس هاي پرسش نامه رضامندي زناشويي اسلامي وهمچنين نمره كلي پرسش نامه مذكور بامؤلفه هاي آزمون شخصيت NEO-FFI به همراه سطوح معناداري ارائه شده است. همان گونه كه در جداول زير مشاهده مي شود:
نمره كل رضامندي زناشويي اسلامي با مؤلفه روان آزرده خويي(بي ثباتي هيجاني)آزمون شخصيت NEO-FFI (0/296(همبستگي معنادار و معكوس در سطح معناداري كمتراز 0/05 دارد. اين بدان معنا است كه هرچه نمرات افراد درمقياس رضامندي زناشويي بيشتر باشد، نمره روان آزرده خويي كمتر و افراد از ثبات هيجاني بيشتري برخوردارند.
همچنين نتايج تحقيق بيانگراين است كه زيرمؤلفه روان آزرده خويي، بي ثباتي هيجاني، آزمون شخصيت NEO-FFI با هريك اززير مؤلفه هاي ارتباط كلامي (0/253-)، پايبندي مذهبي (0/311-)، روابط جنسي (0/235-)، نقش زن و مرد (0/345-) همبستگي معنادارومعكوس درسطح معناداري كمتر از 0/05 دارد.
جدول (1) ضرايب همبستگي پيرسون متغيرهاي پژوهش(n=110)

** ضرايب همبستگي در سطح 0/01 معنادار هستند (دودامنه).
*ضرايب همبستگي در سطح 0/05 معنادار هستند (دودامنه).

در جداول زير رابطه مؤلفه روان آزرده خويي، با هر يك از زير مؤلفه هاي رضامندي زناشويي اسلامي با استفاده ازروش رگرسيون گام به گام مورد بررسي قرار گرفته است. در اين روش، متغيرها يكي يكي بر اساس قدرت تعيين شده براي همبستگي آنها، با متغير ملاك وارد مدل شده واثراضافه شدن هر يك از آنها به مدل تعيين مي شود. همچنين متغيرهايي كه به طور معناداري توان موفقيت مدل را افزايش نمي دهند، حذف مي شوند.
جدول (2)رگرسيون گام به گام پيش بيني متغير روان آزرده خويي با زير مقياس هاي رضامندي زناشويي اسلامي

1. متغير پيش بين (ثابت):نقش زن و مرد؛
2. متغيرهاي پيش بين (ثابت):نقش زن و مرد، پايبندي مذهبي؛
3. متغيرهاي پيش بين (ثابت):نقش زن و مرد، پايبندي مذهبي، ارتباط كلامي؛
4. متغيرهاي پيش بين (ثابت):نقش زن و مرد، پايبندي مذهبي، ارتباط كلامي و ارتباط جنسي.
متغير وابسته:روان آزرده خويي
جدول (3)معناداري رگرسيون گام به گام براي پيش بيني متغير روان آزرده خويي با زيرمقياس رضامندي زناشويي اسلامي

1. متغير پيش بين (ثابت):نقش زن و مرد؛
2. متغيرهاي پيش بين (ثابت):نقش زن و مرد، پايبندي مذهبي؛
3. متغيرهاي پيش بين (ثابت):نقش زن و مرد، پايبندي مذهبي، ارتباط كلامي؛
4. متغيرهاي پيش بين (ثابت):نقش زن و مرد، پايبندي مذهبي، ارتباط كلامي و ارتباط جنسي.
متغير وابسته:روان آزرده خويي
همان گونه كه جداول فوق نشان مي دهد، متغير نقش زن و مرد، به عنوان يكي ازمؤلفه هاي مقياس رضامندي زناشويي توانايي پيش بيني 0/12 از تغييرات متغير ملاك را دارد.
با افزودن متغير پايبندي هاي مذهبي، به عنوان يكي ديگر ازمؤلفه هاي مقياس رضامندي زناشويي به معادله ضريب تبيين، به حدود 0/15/6 افزايش مي يابد. به عبارت ديگر، از بين مؤلفه هاي مختلف رضامندي زناشويي، فقط 0/15/6 از تغييرات ملاك يعني ثبات هيجاني ناشي از رضامندي زناشويي و به خصوص دو مؤلفه نقش زن و مرد و پايبندي هاي مذهبي است. دو متغير ديگر، يعني ارتباط كلامي و روابط جنسي، علي رغم همبستگي معنادار با متغير ملاك نقش مهمي در پيش بيني متغير ملاك ندارد.
در جدول (4)، ضريب استاندارد بتا براي پيش بيني مؤلفه روان آزرده خويي ازروي زير مقياس هاي نقش زن و مرد، پايبندي مذهبي، ارتباط كلامي و ارتباط جنسي ارائه شده اند.
جدول (4) ارزيابي سهم متغيرهاي پيش بين نقش زن و مرد، پايبندي هاي مذهبي، ارتباط كلامي و ارتباط جنسي
* متغير وابسته:روان آزرده خويي

بحث و نتيجه گيري

اين پژوهش، به بررسي رابطه ي رضامندي زناشويي، بر اساس معيارهاي ديني، با ثبات هيجاني پرداخته است. بدين منظور، از روش همبستگي پيرسون استفاده شد. نتايج به دست آمده از اين تحقيق نشان داد كه بين رضامندي زناشويي و ثبات هيجاني دانش پژوهان رابطه مستقيم و معنادار وجود دارد. به عبارت ديگر، افرادي كه درزندگي زناشويي خود رضامندي بيشتري دارند، ازثبات هيجاني بالاتري نيز برخوردارند.
رضامندي زناشويي وضعيتي است كه در آن زن و شوهر ازازدواج با يكديگر وبا هم بودن احساس شادماني و رضايت دارند. (1)اين احساس زماني پديد مي آيد كه زن و شوهر بتوانند به ميزان قابل توجهي نيازهاو انتظارات همسرشان را در رابطه ي زناشويي برآورده كنند. (2)ازسوي ديگر، ثبات هيجاني عبارت است از:رشد يافتگي هيجاني، پايدار بودن از نظرهيجاني، آرام و واقع نگر بودن در زندگي، نبود خستگي عصبي و داشتن آرامش. (3)
فردي كه داراي ويژگي روان آزرده خويي است، به آساني ازاشيا و اشخاص كسل مي شود، ازموقعيت خود، خانواده خود، محدوديت هاي زندگي و سلامت خويش ناراضي است. چنين افرادي معمولاً مضطرب، افسرده با احساس هاي گناه، عزّت نفس پايين، عصبي (تنيده)، غيرمنطقي، خجالتي و كمرو، دمدمي و هيجاني هستند. همچنين تمايل به حالت نگراني، اضطراب و دردهاي بدني و حالت خلقي ناپايدار، از ويژگي هاي روان آزرده خويي مي باشد.
وجود رابطه بين رضامندي زناشويي و ثبات هيجاني درتحقيقات مختلف تاييد شده است. يافته هاي اين پژوهش نيز با نتايج تحقيقات انجام شده در زمينه ي رضامندي زناشويي و ثبات هيجاني همخواني دارد.
برخي از تحقيقات نشان مي دهند كه ناپايداري و پايداري هيجاني پيش از ازدواج، پيش بيني كننده ي رضامندي ياعدم رضا مندي زناشويي پس از ازدواج است. آدامز(1946)بر اساس نتايج يك پرسش نامه شخصيتي، روي زوج هاي قبل از ازدواج شان واجراي پرسش نامه سازگاري زناشويي در دو يا سه سال بعد از ازدواج گزارش كرد كه ناپايداري هيجاني پيش از ازدواج، پيش بيني كننده ي نمرات پايين تر است كه در پرسش نامه سازگاري زناشويي كسب نموده اند. همچنين نتايج پژوهش آون نشان داد كه پايداري هيجاني دانش آموزان تيزهوش 7 تا 14 سال، شادماني زناشويي آنها را در هيجده سال بعد پيش بيني مي كنند. (4)همچنين يافته پژوهش حاضر با نتايج پژوهشي، كه توسط كلي و كانلي انجام گرفته همخواني دارد. كلي و كانلي در پژوهشي كه به صورت كلي درخلال سال هاي 1920 تا 1980 در مورد 300 زوج انجام دادند، نتيجه گرفتند كه قوي ترين عامل پيش بيني كننده ي موفقيت زندگي حتي پيش از ازدواج عامل ثبات هيجاني يا به عبارت ديگر، سطح نوروزگرايي در چارچوب مؤلفه هاي شخصيت است. (5)
نتايج تحقيق بوچارد، لوسير و سابورين، (6) كه بر روي 446 زوجي كه پرسش نامه 5 عاملي را پركرده بودند انجام گرفت، نشان داد كه روان آزرده خويي پيش بيني كننده قابل توجهي براي رضامندي زناشويي هم براي زنان و هم براي مردان است. در تحقيقات بوث، كرداك (1997)وجست و گيلبريت نيز روان آزرده خويي با شاخص ها مختلف زناشويي همبستگي منفي نشان داد. (7) دانيلان، كانگر و برينت(8)با مشاهده ارتباطات 400 زوج به اين نتيجه رسيدند كه روان آزرده خويي با تعاملات منفي براي ازدواج داراي همبستگي مثبت و با ارزيابي هاي كلي ازدواج داراي همبستگي منفي مي باشد.
يافته هاي پژوهش حاضر با نتايج پژوهش اجرا شده درايران نيز همخواني دارد. نتايج پژوهش صادقي نشان مي دهد كه عامل پايداري هيجاني به همراه خودنظم دهي و جسارت رابطه مستقيم با رضايت زناشويي دارند. بر همين اساس، وي معتقد است كه زوج هاي راضي نسبت به زوج هاي ناراضي از حيث موقعيت اضطراب واجد سازش يافتگي مطلوب تري هستند. نتايج پژوهش عبدالله زاده نيز كه باعنوان بررسي رابطه صفات شخصيتي و رضايت زناشويي انجام گرفت، نشان داد كه بين بعد روان آزرده خويي شخصيت در آزمون NEO-FFI و رضايت زناشويي رابطه منفي وجود دارد.
در مورد تبيين رابطه رضامندي زناشويي و ثبات هيجاني مي توان گفت:شخصيت و صفات شخصيتي، در زير ساخت رواني رابطه پايداري نقش دارند. بنابراين، پيش بيني كننده هاي مهمي براي موفقيت و يا نارساكنش وري رابطه خواهند بود.
در اين ميان، نقش ثبات يا بي ثباتي هيجاني به عنوان يكي از صفات شخصيتي در زندگي زناشويي مهم و تاثيرگذار مي باشد. بي ثباتي هيجاني از زمينه هاي مختلفي بر رضامندي زناشويي اثر منفي مي گذارد. يكي از اين زمينه ها، كه كارني و برادبري (1995) آن را بيان كرده اند، تاثير برچگونگي سازگاري زوج ها با تجارب استرس زا است. ايشان معتقدند كه:صفات شخصيتي همچون ثبات هيجاني يا روان آزردگي، آسيب هاي پايداري به وجود مي آورند كه اين آسيب ها، بر چگونگي سازگاري زوج ها باتجارب استرس زااثر گذاشته و درنتيجه، بر رضامندي زناشويي كلي تاثير مي گذارد. (9)
آرماني ديدن ويژگي هاي همسر از مواردي است كه مي تواند موجب افزايش رضامندي زناشويي شود. ماري، هولز و گريفن نشان داده اند كه مردان و زناني در روابطشان خوشبخت ترند كه ويژگي هابين فردي همسرشان را آرماني ببينند. ازآنجا كه افراد روان آزرده به صورت مزمن در معرض هيجان هاي منفي هستند، احتمال كمتري دارند كه همسرانشان را به صورت ايده آل ببينند. اين به نوبه خود، سطح پايين تر رضامندي را پيش بيني مي كند. (10)
همچنين اين پژوهش نشان داد كه بين مؤلفه هاي مختلف رضامندي زناشويي، فقط 0/15/6 تغييرات متغير ملاك يعني ثبات هيجاني ناشي ازرضامندي زناشويي و به خصوص دو مؤلفه نقش زن و مرد و پايبندي هاي مذهبي است. تبيين احتمالي اين يافته چنين مطرح مي شود: ايفاي نقش زن و شوهري مستلزم اين مسئله است كه فرد از خود و جنس خود و محدوديت هاي زندگي رضايت داشته و نگرش مثبتي به نقش خود به عنوان زن يا شوهر داشته باشد. اين ويژگي يعني رضايت از خود، در افراد با ثبات هيجاني به خوبي قابل مشاهده است. همچنين باتوجه به اين مسئله، كه سطح نگراني و اضطراب در افراد مذهبي نسبت به ديگران پايين است، (11)اين افراد نسبت به خود و آينده خوشبين ترند. اضطراب يكي از اصلي ترين ويژگي هاي افراد روان آزرده خوي است، پس افرادي كه پايبندي هاي مذهبي دارند، به احتمال فراوان ازثبات هيجاني بيشتري برخوردار خواهند بود.
با توجه به يافته هاي پژوهش و اينكه عامل روان آزرده خويي تحت تاثير مداخله هاي درماني قابل تغيير است بنابراين مي توان با مداخل هاي قبل از ازدواج يا حتي حين آن، اين عامل را تغيير داده و به پايداري زندگي كمك كرد.
اين پژوهش ماننده همه پژوهش هاي ديگر درحوزه علوم انساني، با محدوديت هايي مواجه بوده است. جامعه ي آماري پژوهش حاضر، دانش پژوهان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قدس ره بودند كه برخوردارازشاخصه هاي خاصي همچون مذهبي بودن و تحصيل دررشته هاي علوم انساني هستند. از اين رو، تعميم نتايج آن به دانش پژوهان سايرمراكزآموزشي و پژوهشي بايد با احتياط انجام گيرد. همچنين پرسش نامه رضامندي زناشويي اسلامي با اينكه از اعتبار و روايي بالايي برخوردار است، اما به خاطر عدم هنجاريابي مي تواند به عنواني يكي از محدوديت هاي اين پژوهش مطرح شود. بالاخره، اين پژوهش فقط در مورد دانش پژوهان مرد انجام گرفته، لذا نتايج آن را نمي توان به زنان تعميم داد. براي نتيجه گيري بهتر، مي توان اين پژوهش رادر مورد زن و شوهر با همديگر اجرا كرد. همچنين اجراي اين پژوهش درباره افرادي كه در آستانه جدايي قرار دارند و افزايش حجم نمونه مي تواند اطمينان بخشي بيشتري را درباره نتايج به دست دهد.

پي نوشت ها :

*كارشناس ارشد روانشناسي.
** عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس.
1. خدابخش احمدي و همكاران، همان.
2. Benneer, D. G and Hill, p. c, baker encyclopedia of peychology and counseling. Michigan: baker books, pp. 714.
3. ژاك كراز، بيماريهاي رواني، همان.
4. جواد ملازاده، همان.
5. C. f: Bee, H, Life span development.
6. Bouchard , et al ,. "personality and Marital Adjustment: Utility of the Five - Factor Model of personality" , Journal of marriage and the family , v61, N3, p. 651-660
7. Ibdi.
8. Donnellan, M. et al. , "The Big Five and enduring marriages" , Journal of research in personalty, v38, p. 481-504.
9. Ibdi.
10. Bouchard , et al ,. "personality and Marital Adjustment: Utility of the Five - Factor Model of personality" , Journal of marriage and the family , v61, N3, p. 651-660.
11. باقر غباري بناب، «باورهاي مذهبي و اثرات آنها در بهداشت روان»، انديشه و رفتار، ش4، ص43-38.

منابع:
احتشام زاده، پروي، «بررسي مقايسه سطح ثبات هيجاني بين دانشجويان زن متاهل و مجرد»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، دانشگاه فردوسي مشهد، 1376.
احمدي، خدابخش و همكاران، «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، طب نظامي، ش7، 1384.
احمدي، خدابخش و همكاران، «بررسي رابطه بين تغييرات مذهبي و سازگاري زناشويي»، نشريه خانواده پژوهي، ش5، 1385.
اليس، آلبرت و رابرت هارپر، زندگي عاقلانه، ترجمه مهرداد فيروز بخت، تهران، رشد، 1380.
اماني، فرزانه و همكاران، «رابطه سبك اسناد با عوامل پنجگانه شخصيتي نئو در تعامل با جنس»، فصلنامه روانشناسي، ش40، 1385.
پروين، جان، شخصيت (نظريه و پژوهش)، ترجمه محمدجعفر جوادي و پروين كديور، تهران، آييش، 1381.
تركان، هاجر و همكاران، «بررسي اثربخش گروه درماني به شيوه تحليل تبادلي بر رضايت زناشويي»، خانواده پژوهي، ش8، 1385.
تيرگري، عبدالحكيم، «هوش هيجاني و سلامت روان»، فصلنامه رفاه اجتماعي، سال چهارم، ش14، 1383.
جان بزرگي، مسعود، «ايجاد پايداري هيجاني بر اساس تلفيق آموزش تنش زدايي تدريجي و مهارتهاي آرام سازي سبك زندگي»، روانشناسان ايراني، ش2، 1383.
جديري، جعفر و مسعود جان بزرگي، «ساخت و اعتبار يابي مقياس رضامندي زناشويي اسلامي»، روانشناسي و دين، ش8، 1388.
جليلي، فريبا، «بررسي و مقايسه عوامل مؤثر در رضامندي زنان شاغل و خانه دار از زندگي زناشويي»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، 1375.
حرعاملي، محمد بن حسن، وسايل الشيعه، قم، مؤسسه آل البيت، 1409ق.
حيدري، مجتبي، «بررسي رابطه جهت گيري مذهبي و رضايت از زندگي زناشويي»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، قم، مؤسسه ي آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1382.
ديويسون، جرالد و ماروين گلد فريد، رفتار درماني باليني، ترجمه احمد احمدي علون آبادي، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1371.
ساپينگتون، اندرو، بهداشت رواني، ترجمه حميدرضا حسين شاهي برواتي، تهران، روان، 1379.
سليمانيان، علي اكبر، «بررسي تاثيرات تفكرات غيرمنطقي بر نارضايتي زناشويي»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، دانشگاه تربيت معلم، 1373.
شارف، ريچارد، نظريه هاي روان درماني و مشاوره، ترجمه مهرداد فيروزبخت، تهران، رسا، 1381.
شباني حصار، حميد، «رابطه بين پايگاه اقتصادي - اجتماعي زوجين با ميزان رضامندي زناشويي»، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه علامه طباطبايي، 1379.
شعرباف، آقامحمديان و همكاران، «بررسي عوامل مؤثر در تحكيم خانواده و رضايت مندي زناشويي»، چكيده مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب شناسي آن، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1382.
شولتز، دوان و سيدني شولتز، نظريه هاي شخصيت، ترجمه يحيي سيد محمدي، تهران، ويرايش، 1385.
طباطبايي، سيدمحمدحسين، تفسيرالميزان، ترجمه موسوي همداني، قم، جامعه مدرسين، 1377.
عبدالله زاده، حسن، «بررسي رابطه صفات شخصيتي و رضامندي زناشويي در زوجهاي شهر دامغان»، پايان كارشناسي ارشد روانشناسي، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه تبريز، 1382.
غباري بناب، باقر، «باورهاي مذهبي و اثرات آنها در بهداشت روان»، انديشه و رفتار، سال اول، ش4، 1374.
كراز، ژاك، بيماريهاي رواني، ترجمه محمود منصور و پريرخ دادستان، تهران، رشد، 1381.
كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1365.
گروسي فرشي، ميرتقي، رويكردهاي نوين در ارزيابي شخصيت، تبريز، جامعه پژوه، 1380.
لانيون، ريچارد و لئونارد گوداشتاين، ارزيابي شخصيت، ترجمه سيامك نقش بندي، علي قرباني، حميدرضا حسين شاهي برواتي و الهام ارجمند، تهران، نشر روان، 1382.
محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، بيروت، داراحياء التراث العربيه، 1422ق.
ملازاده، جواد، «بررسي ويژگي هاي شخصيتي در رابطه با عوامل تنيدگي زاي زناشويي در زوج هاي در حال طلاق و سازگار»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، دانشگاه تربيت مدرس، 1372.
Aluja. A. Barrio, D, V. and Garcia, F.L, personality, social values, and marital saticfa as predictors of clinical and health psychology, 2007.
Bee, H, Llfe span development, Longman, 1998.
Benneer,D,G and Hill, p.c , baker encyclopedia of peychology and counseling , Michigan: baker books, 1999.
Bradbery, N.T. et al , "Research on the nature and determinants of marital satisfaction: A decade in review", Journal of marriage and family, 2000.
Bouchard, et al ,. "personality and Marital Adjustment: Utility of the Five - Factor Model of personality" , Journal of marriage and the family, 1999.
Craig, R. J, Interpreting personality tests, Rows, Inc, 1999.
Ciarrochi, Joseph, et al, Emotional lintalligence in everyday life , New york , psychology press, 2001.
63. Donnellan, M. et al. , "The Big Five and enduring marriages" , Journal of research in personalty.
Weiten, W et al,. psychology Applied To Modern Life, Wadsworth cenge learning , 2009.
Janbozorgi, M et al,. providing emotional stability through relaxation training, Eastern Mediterranean Health Journal, 2009.
منبع: نشريه روان شناسي و دين شماره 11

بررسي رابطه رضامندي زناشويي (بر اساس معيارهاي ديني) با ثبات هيجاني (1)


چكيده

اين مقاله با رويكرد تحليلي به بررسي رابطه رضامندي زناشويي مي پردازد. با ثبات هيجاني. با توجه به هدف پژوهش، 110 نفر از دانش پژوهان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قدس ره با روش تصادفي خوشه اي انتخاب و دو پرسش نامه ي رضامندي زناشويي اسلامي و پرسش نامه پنج عاملي شخصيتي NEO- FFI توسط آنان پاسخ داده شد. نتايج پژوهشي به كمك روش هاي آمار توصيفي و آمار استنباطي تجزيه و تحليل گرديد.
نتايج نشان مي دهد كه بين رضامندي زناشويي و ثبات هيجاني رابطه معناداري وجود دارد. اين بدان معنا است كه هر قدر نمره رضامندي زناشويي افراد بالا باشد، نمره روان آزرده خويي پايين بوده و افراد از ثبات هيجاني بالاتري برخوردار هستند.
حاصل پژوهش اينكه بين رضامندي زناشويي و ثبات هيجاني رابطه وجود دارد.
كليدواژه ها:رضامندي زناشويي، ثبات هيجاني، مقياس رضامندي زناشويي

مقدمه

كسي كه ازدواج مي كند انتظار دارد زندگي او با خوشبختي و رضايت همراه شده و از هر لحظه زندگي خود لذت ببرد. از اين رو، آنچه از خود ازدواج مهم تر است، موفقيت در ازدواج يا رضامندي در بين زوجين است. (1)رضامندي زناشويي وضعيتي است كه در آن زن و شوهر از ازدواج با يكديگر و با هم بودن احساس شادماني و رضايت دارند. (2) برخي ديگر از تعاريف برونداد ناشي از مجموعه اي از عوامل نظير حل تعارض موفقيت آميز، يا موفقيت در فعاليت هاي مرتبط با شادكامي در فرآيند ازدواج را به عنوان تعريف رضامندي زناشويي عنوان مي كنند. (3)
رضايت زناشويي فرايندي است كه در طول زندگي زوجين به وجود مي آيد؛ زيرا لازمه ي آن، انطباق سليقه ها، شناخت ويژگي هاي شخصيتي، ايجاد قواعد رفتاري و شكل گيري الگوهاي مراوده اي است. (4)به نظر مي رسد، زوجين داراي رضامندي و سازگار در حيطه هاي مختلف زندگي، با همديگر توافق دارند. اين چنين زن و شوهرهايي از نوع و سطح روابط كلامي و غيركلامي شان راضي اند، روابط جنسي شان را لذت بخش و ارضا كننده مي دانند، پايبندي هاي مذهبي مشتركي دارند، مسائل مالي شان را به خوبي برنامه ريزي و مديريت مي كنند، در تعارض و اختلاف نظرها، مصلحت زندگي و خانواده را بر مصلحت خود ترجيح داده و از انعطاف پذيري بالايي برخوردارند، از نوع و كيفيت گذران اوقات فراغت و رفت و آمد با اقوام و دوستان رضايت دارند و نهايتاً، در تعداد و نوع تربيت فرزندان با هم اشتراك نظر دارند.
آمار روزافزون طلاق، خشونت خانوادگي و اختلافات خانوادگي نشانگر آن است كه رضايت زناشويي به آساني قابل دستيابي نيست. (5)باتوجه به اين مسئله كه نارضامندي زناشويي و طلاق موجب بروز اختلال هاي جسماني و رواني زوجين شده، (6)مي تواند موجبات بزه كاري فرزندان را فراهم آورد (7)و در نهايت، از جانب خانواده هاي ناسالم، جامعه نيز آسيب خواهد ديد، همه اين امور محقق را وادار مي كند تا در پي كشف مؤلفه هاي رضامندي زناشويي بوده، تا بتواند عوامل آن را شناسايي كند.
كارشناسان امور خانواده عوامل مختلفي را براي پربارسازي رابطه زناشويي و رضايت از زندگي زناشويي مطرح مي كنند. براي مثال، رايان (1981)و شلينگر(1982)مؤلفه هايي چون رضايت از ميزان عشق و علاقه، دوستي ها، ارضاي جنسي، زمان صرف شده در خانه با بچه ها، كمك به همسر در خانه، دوستان و رفتار خويشان و بستگان، احترام متقابل، اعتماد، عشق، توجه، وفاداري و ارتباط متقابل را به عنوان عوامل مهم رضامندي نام مي برند. (8)
يانگ (1991)و نلس (1991)نيز مؤلفه هايي همچون تفاهم در اهداف زندگي و نگرش هاي اخلاقي زن و شوهر، ارتباط با خويشان سببي و دوستان، قدرداني و حمايت ازهمسر را از جمله عوامل رضامندي زناشويي تلقي مي كنند؛ همچنين كاسلو و ديگران (1994) معتقدند:زن و شوهرهايي كه حسن تعلق و وابستگي شديد به هم دارند، از ميزان رضامندي زناشويي بالايي برخوردار مي باشند. (9)ايشان در تحقيقات ديگرخود به اين نتيجه رسيدند كه بالاترين رضايت زناشويي در بين زوجيني بود كه در زمينه ي فلسفه ي زندگي، تصورات آنها از رضايت در روابط جنسي، ميزان وقتي كه با هم مي گذرانند و چگونگي گذراندن اوقاع فراغت با هم همگن بودند. (10)موريس و كارتر (2000)عواملي چون ويژگي هاي شخصيتي، بازخوردها، انتظارات، رابطه جنسي و الگوهاي ارتباطي راازجمله عوامل مؤثر بررضامندي زناشويي مي دانند. (11)
برخي پژوهش هاي ايراني همچون آقا محمديان شعرباف و همكاران(12)نشان داد كه مؤلفه هايي چون ميزان همكاري، واكنش هاي هيجاني، رابطه ي خانوادگي با خويشان همسرودوستان، رابطه ي فردي باخويشاوندان خود، وضعيت اقتصادي و مديريت امور مالي، رابطه ي جنسي، چگونگي گذران اوقات فراغت و باورهاي اخلاقي و مذهبي وعمل به آنها، آداب و سنن اجتماعي، ارضاي عاطفي، تفاهم فكري و شناختي، ميزان تحصيلات و زيبايي، ازجمله عوامل مؤثر براستحكام و رضايت اززندگي زناشويي محسوب مي شود.
باتوجه به اين عوامل، محققان ابعاد رضامندي ونارضامندي زناشويي رادرحوزه هاي گوناگون شناسايي و طبقه بندي كرده اند. براي مثال، لانديس ابعاد رضامندي و نارضامندي را درشش حوزه، سيسون در نُه حوزه، مس در ده حوزه، توراج در پنج حوزه و كان وي در ده حوزه طبقه بندي كرده اند. (13)موضوعات اخيرعوامل مؤثربر رضامندي را درچارچوب يافته هاي تجربي و عقلي نشان مي دهد. با توجه به اينكه مذهب امروزه به عنوان يك مؤلفه اصلي درزندگي انسان مطرح است، به عنوان شواهد نقلي و وحياني چه عواملي را مي توان دراين زمينه مؤثر دانست؟
متون ديني مؤلفه هاي مؤثري را در اين زمينه ارايه مي دهند. براي مثال، يكي ازمؤلفه هاي رضامندي زناشويي در متون ديني، نقش هايي است كه هر يك از زوجين بايد ايفا كنند.
قرآن كريم نقش اصلي مرد را قوام بخشي به زندگي مي داند. «الِّرجالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّساءِ . . . »(نساء: 34)اين قوام بخشي بيشتر دردو حوزه تامين معيشت زندگي (34/ نساء)و حسن معاشرت و ارضاي نيازهاي عاطفي همسر«عاشِروُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»(نساء: 19) نمود پيدا مي كند. همچنين قرآن كريم و متون روايي نقش اصلي زن را در زندگي، مهرورزي به شوهر و خانواده مي داند. (14) «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»(روم: 21) . نقش مهرورزي در خانواده، چنان با اهميت است كه حضرات معصومان عليهم السلام سفارش مي كنند كه زناني را به همسري برگزينيد كه«ودود» باشند. «ودود»به كسي گفته مي شود كه محبتش را به شوهرش علني كرده، او را خيلي دوست مي دارد. (15)
ارتباط كلامي و غيركلامي زوجين، يكي ديگر از مؤلفه هاي تقويت و استحكام خانواده است. در زمينه ي رفتار كلامي مي توان به مواردي از قبيل عدم پرخاشگري كلامي و نرمي بيان (16)و فراخواني يكديگر به نام هاي خوب و القاب زيبا (17)اشاره كرد. ابراز احساسات، (18)مصافحه كردن، (19)هديه دادن به همديگر، (20)سلام كردن، (21)ومواردي از اين قبيل مي تواند به پرباري روابط زوجين كمك كند.
ازمتون ديني، مؤلفه هاي ديگري را از جمله پايبندي هاي مذهبي زوجين، حل اختلاف و تعارض، ارضاي نياز جنسي، مديريت اقتصادي خانواده، صفات شخصيتي، تفريح و اوقات فراغت خانواده، رفت و آمدهاي فاميلي و توليد فرزند و فرزندپروري را به عنوان مؤلفه هاي تقويت كننده روابط زناشويي و رضامندي زناشويي استخراج كرد.
نقش هيجان، به عنوان يكي از ابعاد زيستي- روان شناختي انسان درزندگي زناشويي حايز اهميت است. دراين ميان، ثبات يابي ثباتي هيجاني به عنوان يك خصيصه در گستره ي شخصيت، مي تواند حوزه ي مهمي از مسائل مربوط به روابط خانوادگي را در قالب روابط عاطفي بين فردي، روشن كند. موضوعي كه كمتر درپژوهش ها به آن پرداخته شده است. ثبات هيجاني عبارت است از:رشد يافتگي هيجاني، پايدار بودن از نظر هيجاني، آرام و واقع نگر بودن درزندگي، نبود خستگي عصبي و داشتن آرامش. (22)
تحقيقات نشان مي دهد كه رگه هاي هيجاني منفي نظير تكانش گري، بي ثباتي هيجاني، ترسو بودن و افسردگي، پيش بيني كننده سازگاري زناشويي مي باشد. هرچه سازگاري ضعيف تر باشد، رضامندي نيز پايين خواهد بود. (23)پژوهش هاي مختلفي تاثيرعامل شخصيتي روان آزرده خويي را در زندگي زناشويي مورد بررسي قرار داده اند. ازجمله اين پژوهش ها مي توان به پژوهشي كه كلي و كانلي (1987)انجام داده اند اشاره كرد. اين پژوهش به صورت طولي و در خلال سال هاي 1930 تا 1980 در مورد 300 زوج صورت گرفت. بر اساس تحليل هاي آماري، قوي ترين عامل پيش بيني كننده موفقيت زندگي حتي پيش ازازدواج، عامل ثبات هيجاني يا به عبارت ديگر، سطح نوروزگرايي در چارچوب مؤلفه هاي شخصيت بود كه مي تواند مهم ترين عامل پيش بيني كننده طلاق و يا شكست در زندگي باشد. (24)
نتايج تحقيق بوچارد، لوسيرو سابورين، (25) كه بر روي 446 زوجي كه پرسش نامه 5 عاملي را پر كرده بودند انجام گرفت، نشان داد كه روان آزرده خويي پيش بيني كننده قابل توجهي براي رضامندي زناشويي هم براي زنان و هم براي مردان است.
تحقيقات ترمن، کارني وبرادبري، كاگلين، هوستون و هوتس و روبينز، كاسپي و مافيت نشان داد كه روان آزرده خويي با رضامندي زناشويي رابطه دارد. (26)همچنين تحقيقات ديگري نيز از جمله آدن 1947، زتمين و ماريا، (27)آلوجا، باريو و گارسيا، (28) دانيلان، كانگر و برنيت، (29)بنتلر ونيوكمب، بوث، كرداك و جست وگيلبريت، لوسير و سابورين (30)نشان دهنده تاثير منفي روان آزرده خويي يا همان بي ثباتي هيجاني بر زندگي زناشويي و تاثير مثبت پايداري هيجاني بر زندگي زناشويي مي باشد. گزارش اخير راگ نيز بر همين يافته ها تاكيد دارد.
در ايران نيز نتايج پژوهش عبدالله زاد نشان داد كه بين مؤلفه روان آزرده خويي شخصيت در آزمون NEO-FFI و رضايت زناشويي رابطه منفي وجود دارد. (31)
روان شناسان اين عامل را در كنار عوامل ديگر شخصيتي در پرسش نامه هاي خود گنجانده اند. به براي مثال، كتل سومين عامل از عوامل شانزده گانه شخصيت را به اين رگه اساسي-پايداري و ناپايداري هيجاني- اختصاص داده و آن را با عامل (C)مشخص كرده است. وي دربازنگري آزمون خود، معناي اين عامل را در شكل منفي (نمره ي پايين)تحت عنوان شخصيت واكنشي و در حالت اشباع شده مثبت(نمره ي بالا)شخصيت با ثبات هيجاني معرفي كرده است و پايداري هيجاني را به«قدرت من»نسبت داده است. (32)
به عقيده كتل، فردي كه داراي اين خصوصيت مي باشد، پخته با واقعيت شكل يافته و آرام مي باشد. درمقابل ثبات هيجاني پايين و تغييرپذيري است كه فرد با اين خصوصيت به آساني برآشفته مي شود. (33)
به اعتقاد آيزنك، كه اين عامل را در پرسش نامه خود با بعد روان آزرده خويي-ثبات هيجاني عنوان كرده، فردي كه داراي ويژگي نورزگرايي است به آساني از اشيا واشخاص كسل مي شود، ازموقعيت خود، خانواده خود، محدوديت هاي زندگي و سلامت خويش ناراضي است، افراد در مقابل اين موقعيت ها، با تظاهرات نوروزگرايي عمومي به شكل هراس، اختلالات روان تني، اختلال خواب و توام با رفتارهاي هيستريكي و وسواس پاسخ مي دهد. (34)افراد روان آزرده معمولاً مضطرب، افسرده با احساس هاي گناه، عزّت نفس پايين، عصبي (تنيده)غيرمنطقي، خجالتي و كمرو، دمدمي و هيجاني اند و دردهاي بدني مانند سردرد، ناراحتي معده، سرگيجه و غيره و حالت خلقي ناپايداري دارند. (35)
يكي ازعوامل پنج گانه پرسش نامه neo ، عامل روان آزرده خويي است كه مك كري و كوستا، آن را با عنوان عامل (N)معرفي مي كنند. اين افراد، دمدمي وبيش ازحد حساس بوده و ازبسياري از جنبه هاي زندگي رضايتي ندارند. در اين افراد، سطح بالايي از هيجان منفي و دوره هايي از پريشاني روان شناختي ديده مي شود. اين افراد معمولاً عزّت نفس پاييني دارند و ممكن است عقايد و انتظارات غيرواقعي نيزداشته باشند. آنها همواره نگرانند و معمولاً درباره خود و برنامه آينده احساس عدم امنيت مي كنند. دوستان و همسايگان اين افراد، آنها رامضطرب، مسئوليت پذير، با دلشوره زياد و درمقايسه با افراد عادي، آسيب پذير معرفي مي كنند.
اين افراد معمولاً مضطرب، بيمناك و مستعد همگرايي مي باشند و معمولاً نسبت به ديگران عصباني مي شوند. ولي دوره هاي ناخشنودي آنها مانند ديگران است. شرم يا خجالت در مواجهه با غريبه ها، اغلب براي اين افراد يك مسئله است. اين افراد دركنترل سائق ها و اميال خود موفقند، ولي درمقابله با فشار رواني موفقيت چنداني ندارند. (36)
عامل روان آزرده خويي تحت تاثير مداخله هاي درماني قابل تغيير است. آيزنك و آيزنك (37)معتقدند براي حذف يا كاهش رفتارهاي نوروتيك، شرطي سازي تقابلي از كارايي بالايي برخوردار است. بااستفاده ازاين روش، كه در آن فرد بايد يك پاسخ جديد را كه قبلاً ازرفتار ديگري بيرون كشيده شده است، در مقابل محرك شرطي بياموزد و فعاليت سيستم عصبي سمپاتيك، كه عامل واكنش هيجاني است، باانجام فعاليت هاي لذت بخش كه سيستم عصبي پاراسمپاتيك را درگير مي سازد، كند مي شود. بدين ترتيب، پاسخ هيجاني در ارتباط باموقعيت هاي مورد نظر حذف مي شود.
حساسيت زدايي منظم، ‌(38)استفاده از روش رفتار درماني عقلاني-هيجاني اليس، (39) درمان آموزش تنش زدايي به همراه آرام سازي سبك زندگي(40)وآموزش تنش زدايي توحيدي با گرايش مذهبي(41)ازجمله مداخله هايي است كه مي تواند عامل پايداري هيجاني را در افراد افزايش دهد.
با توجه به تحقيقات اندكي كه درزمينه ثبات هيجاني انجام شده و اين را به عنوان محور اصلي پژوهش قرار داده است، مسئله اصلي اين پژوهش اين است كه آيا ثبات هيجاني به عنوان يك مؤلفه شخصيتي، كه در چارچوب آزموني مانند تست پنج عاملي قابل سنجش است، مي تواند با رضايت زناشويي، آن گونه كه در دين اسلام مؤلفه هاي آن تعيين شده است، رابطه داشته باشد؟ به عبارت ديگر، اگر ثبات هيجاني عاملي است شخصيتي، كه بسياري از مؤلفه هاي نورزگرايي عمومي را تبيين مي كند واگراين عامل بر اساس پژوهش هاي انجام گرفته با رضايت زناشويي رابطه دارد، آيا عوامل مذهبي رضايت زناشويي مي تواند با اين عامل رابطه معنادار داشته باشد؟ بنابراين، مسئله اصلي اين پژوهش، رابطه رضامندي زناشويي براساس مؤلفه هاي ديني، با ثبات هيجاني به عنوان يك عامل نگهدارنده زندگي زناشويي مي باشد.

روش تحقيق

تحقيق حاضر، پژوهشي توصيفي ازنوع همبستگي است. دراين پژوهش، جامعه آماري مشتمل بركليه دانش پژوهان مرد متاهل داراي 20 تا 50 سال مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قدس ره در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد 86-87 مي باشد كه حداقل يك سال از ازدواج آنها گذشته باشد.
با توجه به ماهيت پژوهش حاضر، كه از نوع همبستگي مي باشد، 110 پرسش نامه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. اين تعداد به عدم عودت برخي از پرسش نامه ها و ناقص بودن تعدادي ديگراز بين 200 پرسش نامه توزيع شده به دست آمده است.
روش نمونه گيري در اين پژوهش، نمونه گيري تصادفي خوشه اي بوده است. بدين منظور، ابتدا از بين 12 رشته تحصيلي فعال، 5 رشته تحصيلي اقتصاد، مديريت، علوم تربيتي، كلام و دين شناسي و روان شناسي به صورت تصادفي انتخاب و سپس، از بين كلاس هاي موجود در اين رشته ها، در دو سطح كارشناسي و كارشناسي ارشد، 10 كلاس به صورت تصادفي انتخاب گرديد. وبدين ترتيب، كل افراد كلاس ها- 200 نفر بوده- نمونه پژوهش حاضر را تشكيل دادند. آنگاه با مراجعه به كلاس ها و ارائه توضيح راجع به پرسش نامه و پژوهش براي رعايت حقوق ايشان در حفظ اسرار و جلب رضايت آنها، از ايشان خواسته مي شود تا در انجام اين پژوهش همكاري نمايند. از بين ايشان، پرسش نامه 110 نفر مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. از مشخصات كساني كه پرسش نامه را عودت ندادند، اطلاعاتي در دست نيست.

ابزار

1. پرسش نامه رضامندي زناشويي براساس معيارهاي اسلامي:اين پرسش نامه، داراي پنجاه بُعد و ده مؤلفه مي باشد كه ميزان رضايت اززندگي زناشويي را مي سنجد. مؤلفه هاي اين پرسش نامه ارتباط كلامي و غيركلامي، (42)پايبندي هاي مذهبي، (43)حل تعارض، (44)مديريت مالي، (45)روابط جنسي، (46)فعاليت هاي اوقات فراغت، (47) مسائل شخصيتي، (48)فرزندان وفرزند پروري، (49)نقش زن و مرد، (50)صله ارحام مي باشد. اين مؤلفه ها از طريق تحليل متون ديني در حوزه قرآن كريم و روايات ائمه ي معصومان عليهم السلام به دست آمده است. اعتبار پرسش نامه رضامندي زناشويي، از طريق دو نيمه سازي، 0/81 وثبات دروني(آلفاي كرونباخ) 0/87 به دست آمده است. همچنين براي محاسبه روايي محتوايي، پرسش نامه رضامندي زناشويي اسلامي، به دو نفر ازمتخصصان خانواده درماني ارائه شده و ازايشان خواسته شد نظرخود را درباره ي اينكه اين سؤالات تا چه ميزان مي تواند رضامندي زناشويي را بسنجد، در قالب مقياس ليكرت بيان كنند. روايي محتوايي آزمون با استفاده از روش همبستگي اسپيرمن در حدود 0/90 به دست آمده است. همچنين روايي وابسته به ملاك از نوع همزمان نيز با استفاده از تست معادل آمده است. همچنين روايي وابسته به ملاك از نوع همزمان نيز با استفاده از تست معادل به دست آمد. براي بررسي اين نوع روايي، ضريب همبستگي ميان نمره كل آزمون مذكور، بانمره كل پرسش نامه رضامندي زناشويي انريچ محاسبه شد، و ضريب همبستگي 0/726 در سطح معناداري كمتر از 0/01 به دست آمد. نتايج نشان دهنده اين است كه پرسش نامه رضامندي زناشويي اسلامي از اعتبار و روايي بالايي برخوردار است. (51)
2. پرسش نامه neo-ffi:كوستا و مك كري در سه مرحله ساخت و تجديد نظر آزمون، پرسش نامه اي را تنظيم كرده اند كه به پرسش نامه تجديد نظر شده ي شخصيت NEO-PI) -R)شهرت دارد كه پنج عامل اصلي در شخصيت را مي سنجد. آنان ابتدا بر سه عامل شخصيت، يعني روان آزرده خويي، برون گرايي و گشودگي به تجربه تاكيده كرده و عنوان پرسش نامه شخصيت NEO را انتخاب كردند. درادامه، توافق گرايي و با وجدان بودن را نيز به آن افزودند. (52) همچنين ضريب آلفاي اين پرسش نامه، در عوامل مختلف تست بين 0/86-0/95 مي باشد. (53)
كوستا و مك كري، تلاش هاي ديگري نيز در راستاي استفاده بيشتر وبهينه تر ازتست انجام داده اند. يكي از اين تلاش ها، تهيه خلاصه شده و اعتباريابي آن است. اين تست براي آزمودني هايي كه وقت زيادي ندارند، يازماني كه اطلاعات كلي نيازمنديم مفيد است. اين تست داراي 60 بُعد بوده و پنج صفت اصلي را مورد سنجش قرار مي دهد و براي هر عامل 12 بعد طراحي شده است. هر بعد بر حسب پاسخي كه دريافت مي كند، از 0 تا 4 نمره گذاري شده است. لازم به يادآوري است براي اجراي اين تست، بايد افراد بالاي هفده سال سن داشته باشند. درپژوهش اماني، خداپناهي و حيدري(54)با استفاده از روش همساني دروني نتايج آلفاي كرونباخ براي هريك ازابعاد توافق پذيري، با وجدان بودن، برون گرايي و گشودگي به تجربه به ترتيب 0/55، 0/79، 0/66، 0/84، 0/54 به دست آمد. همچنين گروسي فرشي (55)بااستفاده از روش همساني دروني نتايج آلفاي كرونباخ براي هريك از ابعاد روان آزردگي، برون گرايي، گشودگي به تجربه، توافق پذيري، با وجدان بودن به ترتيب 0/86، ، 0/73، 0/56، 0/68، 0/87 به دست آورده است. روايي اين آزمون از همبستگي بين دو شكل گزارش شخصي (S)وشكل ارزيابي مشاهده گر(r) استفاده شده است كه حداكثر همبستگي به ميزان 66% درعامل برون گرايي وحداقل آن به ميزان 0/45 در عامل توافق پذيري بود.

پي نوشت ها :

*كارشناس ارشد روانشناسي.
** عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس.
1. Bradbery, N,T. Fincham, D. F, , & Beach, R. s, Research on the nature and, determinants of marital satisfaction: A decade in review , Journal of marriage and family , 62,964- 980.
2. خدابخش احمدي و همكاران، «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، طب نظامي، ش7، ص142.
3. Aluga. A, et al. , Personality, social values and marital saticfa as predictors of clinical and health psychology. 7(3و 725-737. )
4. خدابخش احمدي و همكاران، همان.
5. هاجر تركان، مهرداد كلانتري، حسين مولوي، «بررسي اثربخش گروه درماني به شيوه تحليل تبادلي بر رضايت زناشويي»، خانواده پژوهي، ش8، ص403-383.
6. اندرو ساپينگتون، بهداشت رواني، ترجمه حميدرضا حسين شاهي برواتي، ص301.
7. مجتبي حيدري، بررسي رابطه جهت گيري مذهبي و رضايت از زندگي زناشويي، ص80.
8. فريبا جليلي، بررسي و مقايسه عوامل مؤثر در رضامندي زنان شاغل و خانه دار از زندگي زناشويي، ص38.
9. حميد شباني حصار، رابطه بين پايگاه اقتصادي - اجتماعي زوجين با ميزان رضامندي زناشويي، ص88.
10. خدابخش احمدي و همكاران، همان.
11. عبدالحكيم تيرگري، «هوش هيجاني و سلامت روان»، رفاه اجتماعي، ش14، ص102-85.
12. حميدرضا آقا محمديان شعرباف و ديگران، بررسي عوامل مؤثر در تحكيم خانواده و رضايت مندي زناشويي در چكيده مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب شناسي آن، ص18.
13. خدابخش احمدي و همكاران، همان.
14. سيد محمدحسين طباطبايي، الميزان، ترجمه همداني، ج16، ص250.
15. همان.
16. لقمان: 19؛ ط: 46.
17. محمدبن يعقوب كليني، اصول كافي، ج2، ص643.
18. محمدبن حسن حر عاملي، وسايل الشيعه، ج2، ص23.
19. محمدبن يعقوب كليني، همان، ص183.
20. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج11، ص4568.
21. نور: 27 و 61.
22. ژاك كراز، بيماري هاي رواني، ترجمه محمود منصور و پريرخ دادستان، ص196.
23. Ciarrochi, Joseph et al. , Emotional lintalligence in everyday life.
24. Bee, H, Life span development.
25. Bouchard, Genevieve , et al ,. "personality and Marital Adjustment: Utility of the Five - Factor Model of personality" , Journal of marriage and the family , v61, N3, p. 651-660.
26. Donnellan, M. et al. , "The Big Five and enduring marriages" , Journal of research in personality, v38, p. 481- 504.
27. جواد ملازاده، بررسي ويژگي هاي شخصيتي در رابطه با عوامل تنيدگي زاي زناشويي در زوج هاي در حال طلاق و سازگار، ص94 و 98.
28. Aluja. A. et al. , personality , social values , and marital saticfa as predictors of clinical and health psychology , 7(3) , p725.
29. Donnellan, M. et al. , "The Big Five and enduring marriages" , Journal of research in personality, v38, p. 481
30. C. f: Bouchard , et al ,. "personality and Marital Adjustment: Utility of the Five - Factor Model of personality" , Journal of marriage and the family , v61, N3.
31. ر. ك: حسن عبدالله زاده، بررسي رابطه صفات شخصيتي و رضامندي زناشويي در زوجهاي شهر دامغان.
32. Craig,R. J. , Interpreting personality tests. Rows, Inc,
33. دوان شولتز، و سيدني شولتز، نظريه هاي شخصيت، ترجمه يحيي سيد محمدي، ص306.
34. ژاك كراز، همان.
35. جان پروين، شخصيت نظريه و پژوهش، ترجمه جوادي و كديور، ص233.
36. همان.
37. پروين احتشام زاده، بررسي مقايسه سطح ثبات هيجاني بين دانشجويان زن متاهل و مجرد، ص65.
38. جرالد ديويسون و ماروين گلدفريد، رفتار درماني باليني، ترجمه احمد احمدي علون آبادي، ص114.
39. آلبرت اليس و رابرت هارپر، اليس، زندگي عاقلانه، ترجمه مهرداد فيروزبخت، ص58.
40. مسعود جان بزرگي، «ايجاد پايداري هيجاني بر اساس تلفيق آموزشي تنش زدايي تدريجي و مهارتهاي آرام سازي سبك زندگي»، روانشناسان ايراني، ش2، ص144-134.
41. Janbozorgi, M et al,. providing emotional stability through relaxation training, Eastern Mediterranean Health Journal, Vol. 15, No3.
42. Verbal and nonverbal communication.
43. Religious commitment.
44. Conflict resolution.
45. financial management.
46. sexual relationship.
47. Leisure activities.
48. personality issues.
49. children and parenting.
50. Man and woman role.
51. جعفر جديري و مسعود جان بزرگي، «ساخت و اعتبار يابي مقياس رضامندي زناشويي اسلامي»، روانشناسي و دين، ش8، ص58.
52. جان پروين، همان.
53. ميرتقي گروسي فرشي، رويكردهاي نوين در ارزيابي شخصيت، ص230 و 235.
54. فرزانه اماني و ديگران، «رابطه سبك اسناد با عوامل پنجگانه شخصيتي نئو در تعامل با جنس»، فصلنامه روانشناسي، ش40، ص406-390.
55. ميرتقي گروسي فرشي، همان.

منبع: نشريه روان شناسي و دين شماره 11

رابطه ابعاد جهت گيري مذهبي با پايداري هيجاني (2)


تجزيه و تحليل

در اين مطالعه، ميانگين ناپايداري هيجاني 23/67±7/67 بوده است. نمره هاي بالاتر نشانگر ميزان ناپايداري هيجاني بيشتر مي باشد. همچنين ميانگين جهت گيري مذهبي درون سو 26/40±4/09 و ميانگين جهت گيري مذهبي برون سو برابر با 26/20±4/14 بوده است (جدول شماره 1) . جدول شماره 2 نيز بيانگر ميانگين و انحراف معيار مربوط به نمره هاي ناپايداري هيجاني، جهت گيري درون سو و جهت گيري برون سو، به تفكيك جنس زن و مرد مي باشد.
يافته ها نشان مي دهند كه بين پايداري هيجاني و جهت گيري مذهبي رابطه معناداري وجود دارد. به اين صورت كه بين جهت گيري مذهبي درون سو با ناپايداري هيجاني رابطه عكس، و بين جهت گيري مذهبي برون سو با ناپايداري هيجاني رابطه مستقيم وجود دارد. همان گونه كه در جدول شماره 3 نشان داده شده است، هرچه سطح جهت گيري مذهبي افراد دروني تر مي شود، پايداري هيجاني آنها بالاتر مي رود. ضريب همبستگي دو متغير جهت گيري مذهب درون سو و ناپايداري هيجاني 0/204 -(P<0/0001) مي باشد. همچنين هرچه سطح جهت گيري مذهبي افراد بروني تر مي شود، پايداري هيجاني آنها پايين تر مي رود. ضريب همبستگي دو متغيرجهت گيري مذهبي برون سو و ناپايداري هيجاني 0/224-(P<0/0001)مي باشد.
(**)همبستگي در سطح 0/01 در آزمون دو سويه معنادار است.
همچنين تعداد 4 نفر از نمونه آماري اين پژوهش، با داشتن نمره هاي پايين تر از يك انحراف استاندارد دردو متغيرجهت گيري مذهبي درون سو و برون سو-همان طور كه در ابزار پژوهش گذشت-داراي جهت گيري مذهبي از نوع دين گريزي مي باشد. تعداد 15 نفر باداشتن نمره هاي بالاتر از يك انحراف استاندارد، در دو متغير جهت گيري مذهبي درون سو و جهت گيري مذهبي برون سو، داراي جهت گيري از نوع دين مداري نامتمايز مي باشند(جدول شماره 4). اين فراواني، تعداد قابل توجهي براي تحليل آماري به هدف بررسي رابطه ابعاد دين گريزي و دين مداري نامتمايز با پايداري هيجاني نمي باشد.
هنگامي كه داده هاي اين پژوهش به تفكيك جنسيت مورد تجزيه وتحليل آماري قرار گرفت، اين نتيجه به دست آمد كه پايداري هيجاني و جهت گيري مذهبي درون سو در بين مردان ازهمبستگي بالاتري نسبت به زنان برخوردار است. ضريب اين همبستگي در ميان مردان برابر 0/247(P<0/005)و در ميان زنان برابر با 0/171 (P<0/027)مي باشد (جدول شماره 5). درحالي كه، ميانگين جهت گيري مذهبي درون سو در بين گروه زنان (26/86) بالاتر از مردان (25/78) است (به جدول شماره 2 نگاه كنيد). براساس جدول شماره 6، اين تفاوت در سطح آلفا =0/05 معني دار است. اما همبستگي ميان پايداري هيجاني و جهت گيري مذهبي برون سو در بين زنان، از ضريب بالاتري برخوردار است. ضريب همبستگي درميان زنان برابر با 0/244(P<0/001)و در ميان مردان برابر 0/201(P<0/024)مي باشد.
(**)همبستگي در سطح آلفا برابر 0/01 در آزمون دو سويه معنادار است.
(*)همبستگي در سطح آلفا برابر 0/05 در آزمون دو سويه معنادار است.
از يافته هاي ديگر اين پژوهش اين است كه در سه متغير اندازه گيري شده(ناپايداري هيجاني، جهت گيري مذهبي درون سو و جهت گيري مذهبي برون سو)، ميان گروه هاي آموزشي جامعه آماري(گروه آموزشي رياضي و فني، علوم تجربي وعلوم انساني)تفاوت معنادار وجود ندارد. براي تشخيص معناداري ميان ميانگين ها از آزمون تحليل واريانس يكراهه (ANOVA)استفاده شد. بر پايه اين روش، مي توان معلوم كرد كه تفاوت هاي مشاهده شده بين ميانگين ها حاصل شانس است يا نتيجه تاثير متغيرهاي ديگر است؟ از جمله شرايط استفاده ازروش تحليل واريانس يكراهه، اين است كه از هر كي از جامعه هاي مورد مطالعه، نمونه اي تصادفي انتخاب شود كه اين شرط در پژوهش حاضر رعايت شده است. اما تحليل واريانس يكراهه نسبت به تخطي از دو شرط ديگر يعني وجود توزيع نرمال براي متغيرها در جامعه مورد مطالعه و يكسان بودن تغييرپذيري نمره ها در جامعه هاي مورد مطالعه مقاوم مي باشد. (1)يافته هاي مربوط را در جداول 7 و 8 ملاحظه مي كنيد.

بحث و نتيجه گيري

يافته هاي پژوهش حاضر نشان مي دهد كه بين پايداري هيجاني و جهت گيري مذهبي رابطه وجود دارد؛ هرچه جهت گيري مذهبي بيروني تر مي شود نا پايداري هيجاني فرد بيشتر مي شود. به عبارت ديگر، هرچه جهت گيري مذهبي افراد دروني تر مي شود، پايداري هيجاني بيشترمي شود. اين يافته ها با نتايج پژوهش هاي پيشين كه درمقدمه به آن اشاره شد، هماهنگ است.
بسياري از مطالعات و پژوهش ها نيز اجمالاً نشان داده اند كه بين دين داري و بهزيستي رواني رابطه وجود دارد. اما همان گونه كه گذشت، تحقيقات روان شناسان يك رابطه مطلق و ساده را ميان دينداري و بهزيستي به دست نداده است، بلكه اين تحقيقات يافته هاي ناهمسان را ارائه مي دهند. يافته هاي ناهمسان ضرورتاً ارتباط ميان بهزيستي و دينداري را نفي نمي كنند، بلكه مواردي را مشخص مي كنند كه ارتباطات در آنها قوي تر است. مانند ارتباط قوي تر جهت گيري مذهبي درون سو، در مقابل جهت گيري مذهبي برون سو مي باشد. درهمين موضوع، موقعيت هاي متفاوت موجب نتايج مختلف گرديده است از جمله اين كه ارتباط پايداري هيجاني با جهت گيري مذهبي درون سو در مردان قوي تر از زنان مي باشد.
براي درك بهتر از يافته ها، به ماهيت ابعاد جهت گيري مذهبي از ديدگاه آلپورت مي پردازيم. به اعتقاد آلپورت، افرادي كه فعاليت هاي ديني شان بيروني است، دين رابه عنوان ابزاري براي اهداف شخصي و اجتماعي مورد استفاده قرار مي دهند. بنابراين، دين داري بيروني«عبارت است ازدين آسايش و قرارداد اجتماعي، رويكردي خودخواهانه و ابزاري كه منافعي براي فرد به ارمغان مي آورد». به عنوان نمونه، افراد دينداري بيروني ممكن است براي مشاهده شدن توسط ديگران، براي افزايش اعتبار در جامعه يا براي انطباق با انتظارات جامعه در مراسم هاي مذهبي ظاهر شوند. اما دين داري دروني، سبكي از دين داري است كه فرد براي به دست آوردن احساس معني و هدف در زندگي بدان تمايل دارد. بدون اينكه منافع اجتماعي راكه به واسطه دينداري برايش حاصل مي شود در نظر بگيرد. به اعتقاد آلپورت، تنها دين داري دروني با سلامت رواني ارتباط مثبت دارد. (2)
علاوه بر تاييد فرضيه اصلي، يافته هاي پژوهش حاضرنشان مي دهد كه درجامعه آماري مورد نظر، افراد كمتر متصف به دين گريزي (نمرات پايين در هر دو جهت گيري درون سو و برون سو)هستند. همچنين كمتر افرادي به جهت گيري مذهبي نامتمايز(نمرات بالا در هر دو جهت گيري درون سو و برون سو)متصف مي باشند. اين يافته تاييدي است بر تقسيم جهت گيري مذهبي به دو بعد اصلي يعني درون سو و برون سو.
نوجوانان در سنين 18 سالگي به مدت دو سه سال در آموزشگاه ها مشغول تحصيل هستند: گروهي دررشته علوم انساني، گروهي در رشته علوم تجربي و رشته رياضي و علوم فني. پژوهش حاضر نشان مي دهد كه جهت گيري مذهبي نوجوانان، دست كم درجامعه آماري مدنظر تحت تاثير نوع رشته تحصيلي قرار ندارد.
از محدوديت هاي پژوهش حاضر مي توان به محدوديت ابزار سنجش جهت گيري مذهبي اشاره نمود. ابزار به كار رفته در اينجا در پژوهش هايي مورد انتقاد قرار گرفته است. دراين راستا، به در آميختگي تعهد مذهبي و پيامدهاي مذهبي و نيز ضعيف بودن چارچوب مبدا دروني و بيروني كه آلپورت مطرح كرده است، اشاره شده است. (3)
از نظر قرآن كريم، «امن»از خواص و آثار ايمان است. البته به شرط اينكه ايمان به وسيله ظلم پوشيده نشود. ظلم نيز به معناي مطلق چيزهايي است كه براي ايمان مضر بوده و آن را فاسد مي كند. (4)اين معنا در آيه 82 سوره انعام آمده است:«الَّذي آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا ايمانَهُم بِظُلمٍ اولئكَ لَهُمُ الامْنُ و َهُمْ مُهْتَدون». واژه امن براي حالت فراگير آرامشي به كار مي رود كه خالي از هرگونه نگراني، ترس و اضطراب باشد . (5)اين حالت که ويژگي سعادت و کرامت انسان است ، در هر كسي، وابسته به درجه عبوديت وي مي باشد. (6) به هر ميزان كه ايمان قلبي فرد دروني تر شود و عمل و عبادت وي خالص گردد، به همان ميزان حالت امن برايش ايجاد مي شود. همچنين در آيه 29 سوره رعد مي فرمايد: «الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالحاتِ طُوبي لَهُمْ وَ حُسْنُ مَاب»؛ كساني كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام مي دهند، طوبي نصيبشان مي شود. طبق برخي ازنقل ها، طوبي به معناي فرح و روشني چشم است. (7)
البته اين فرح همان حالت سكون و آرامش فراگيري است كه فرد را از هيجانات منفي و ناپايدار دور مي سازد. طبق بيان اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام، اين حالت نتيجه حالت خويشتنداري است كه درعين حال به نيرومندي در دين مرتبط است. اولين ويژگي كساني كه خويشتندار هستند (متقين)، اين است كه دينداري در آنها به طور نيرومندي دروني شده و در نتيجه ايمانشان پر از يقين است. (8)هنگامي كه صفات اين گروه ازانسان ها رادر بيان حضرت بررسي مي كنيم، بااين مفاهيم مواجه مي شويم:نرمخويي، دورانديشي ، عالم وبردبار، ميانه رو درتوانگري ، آراسته در تهيدستي، بردبار در سختي ها، پرهيزكننده ازطمع ورزي، داراي آرزوهاي نزديك، داراي نفس قانع، كم خوراك، نداشتن شهوت در انحراف، خشم فروخورده، عفو كننده در برابر كسي كه به او ستم كرده و بخشنده در برابر كسي كه او را محرم ساخته، پيوند خورده با كسي كه قطع ارتباط كرده، كنترل كننده زبان نسبت به سخن زشت، نرم گفتار، سپاسگزار در خوشي ها و . . . . (9)روشن است كه اينها صفاتي هستند مبتني بر حالتي ساكن و پايدار در هيجانات و عاطف، كه در ضمن رفتارهاي تكانه اي را در فرد كنترل مي كند.
در پايان، مي توان گفت كه مذهب مي تواند چارچوبي را براي نظام روان شناختي فرد فراهم كند كه او را از طريق تقويت نيروي خويشتنداري به حالتي پايدار در عواطف و هيجاناتش سوق دهد. همچنين چنانچه باورها، اعتقادات و مناسك مذهبي به شكل دروني در ساختار رواني افراد قرار گيرد، مي تواند دست كم وحدت يافتگي فرد را تضمين كند و سلامت رواني وي را فراهم نمايد.

پي نوشت ها :

* دانش آموخته حوزه و دانش پژوه كارشناسي ارشد روانشناسي باليني.
** استاديار پژوهش گاه حوزه و دانشگاه.
1. حيدرعلي هومن، استنباط آماري در پژوهش رفتاري، ص348.
2. Ibid. C. f. compton c. William, P208.
3. مسعود جان بزرگي، همان، ص349.
4. سيدمحمدحسين طباطبايي، الميزان، ج7، ص202-200.
5. انّ الاصل الواحد في هذه المادّه: هو الامن و السكون و رفع الخوف و الوحشه ي و الاضطراب (مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ج1، ص150، 1360)
6. همان، ج1، ص 193.
7. همان، ج11، ص357.
8. فَمِنْ عَلَامَةِ احَدِهِمْ انَّك َ تَرَي لَهُ قُوَّةً فِي دينٍ وَ حَزْماً فِي لِينٍ وَ ايمانَاً فِي يَقينٍ وَ حِرصاً فِي عِلْمِ وَ عِلْماً فِي حِلْمٍ وَ قَصْداً فِي غِنيً وَ خُشوعاً فِي عِبادَةٍ وَ تَجَمُّلاً فِي فَاقَةٍ وَ صَبْراً فِي شدَّةٍ وَ طَلَباً فِي حَلالٍ و نَشاطاً فِي هُديً وَ تَحَرُّجاً عَنْ طَمعَ. . . (نهج البلاغه، خطبه متقين)
9. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، ص407-404.

منابع:
نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، قم، خوشرو، 1381.
آذربايجاني، مسعود و موسوي اصل، مهدي، درآمدي بر روانشناسي دين، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سمت، 1387.
بابائي غلامرضا و همكاران، تاثير آموزش فرهنگ دينداري بر ميزان افسردگي، فصلنامه ي حيات، سال دهم، ش23، 1383.
بهرامي احسان، هادي و همكاران، «رابطه ي بين ابعاد جهت گيري مذهبي، سلامت رواني و اختلال هاي روان شناختي»، روان شناسان ايراني، سال دوّم، ش5، 1384.
بهرامي احسان، هادي؛ تاشك، آناهيتا، «ابعاد رابطه جهت گيري مذهبي و سلامت رواني و ارزيابي مقياس جهت گيري مذهبي»، روان شناسي و علوم تربيتي، ش69، 1383.
جان بزرگي مسعود، بررسي اثر بخشي روان درمانگري كوتاه مدت با و بدون جهت گيري مذهبي بر مهاراضطراب و تنيدگي، پايان نامه دكتري، تهران، دانشگاه تربيت مدرس، 1378.
جان بزرگي، مسعود، جهت گيري مذهبي و سلامت روان، تهران، دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، دوره 31، شماره 4، 1386.
حق شناس، حسن، طرح پنج عاملي ويژگي هاي شخصيت، راهنماي تفسير و هنجارهاي آزمون هاي NEO PI-R و NEO-FFI, شيراز، دانشگاه علوم پزشكي، 1385.
دادستان، پريرخ، روان شناسي مرضي تحولي از كودكي تا بزرگسالي، تهران، سمت، 1383.
طباطبايي، سيدمحمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه ي مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق.
كجباف نژاد، هادي؛ اعتباري، صديقه، «بررسي رابطه نگرش مذهبي و سلامت رواني دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان»، دانشگاه اسلامي، ش27، 1383.
مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1360.
هومن، حيدرعلي، استنباط آماري در پژوهش رفتاري، تهران، پارسا، 1373.
Compton C. William. USA: An Introduction In positive psychology , 2005.
Linley , p. Alex, Joseph, Stephen.USA: positive psychology in practice, 2004.
Wulff, David, M. editor. psychology of Religion: classic and contemporary , Johr Wiley & Sons Inc. 1997.
منبع: نشريه روان شناسي و دين شماره 11

رابطه ابعاد جهت گيري مذهبي با پايداري هيجاني (1)


چكيده

يكي از موضوعات عرصه مناسبات مذهب با سلامت روان و مؤلفه هاي شخصيت، توجه به نوعي جهت گيري ديني است كه به بهزيستي رواني كمك مي كند. هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه و ابعاد جهت گيري مذهبي و پايداري هيجاني در پايان دوره نوجواني مي باشد.
نمونه آماري اين پژوهش 295 نفر؛ (168 دختر و 127 پسر)از دانش آموزان مقطع پيش دانشگاهي شهرستان قم مي باشند كه با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي انتخاب شدند. تمامي آزمودني ها با دو پرسش نامه جهت گيري مذهبي آلپورت و شخصيت NEO مورد بررسي قرار گرفتند.
يافته هاي پژوهشي نشان داد كه بين پايداري هيجاني و جهت گيري مذهبي رابطه معناداري وجود دارد؛ به اين صورت كه بين جهت گيري مذهبي درون سو با ناپايداري هيجاني رابطه عكس، و بين جهت گيري مذهبي برون سو با ناپايداري هيجاني رابطه مستقيم وجود دارد. همچنين هرچه جهت گيري مذهبي افراد بروني تر مي شود، پايداري هيجاني آنها پايين تر مي رود. در اين جامعه آماري، افراد كمتر متصف به دين گريزي هستند و كمتر افرادي به جهت گيري مذهبي نامتمايز متصف مي باشند.
كليد واژه ها: جهت گيري مذهبي، مذهب درون سو، مذهب برون سو، پايداري هيجاني

مقدمه

از جمله ابعاد گسترده شخصيت، ثبات و پايداري هيجاني در برابر ناپايداري هيجاني مي باشد. داشتن احساسات و هيجانات منفي همچون ترس، غم، برانگيختگي، خشم، احساس گناه، احساس كلافگي دائمي و فراگير، اساس ناپايداري هيجاني را تشكيل مي دهند. فردي كه ازلحاظ هيجاني ناپايدارترباشد، احتمال بيشتري وجود دارد كه داراي باورهاي غيرمنطقي بوده و قدرت كمتري در كنترل تكانه ها داشته باشد و درجه انطباق ضعيف تري با ديگران و محيط از خود نشان دهد. (1)البته در زندگي همه ما، موقعيت هايي وجود دارد كه چنين احساسات منفي را تجربه مي كنيم، اما اگر اين حالات به صورت اختلال هاي رواني درآيند، نوع، تعداد، شدت و طول مدت آنها به حدي مي رسند كه به جريان بهنجار زندگي وسلامت رواني فرد آسيب مي رسانند. (2)در مقابل، افرادي كه در شاخص عصبيت يا روان نژندي نمره پاييني دارند، از نظر عاطفي افراد باثباتي به شمار مي روند. اين افراد معمولاً آرام، داراي خلقي يكنواخت و راحت بوده و به آساني مي توانند بدون برآشفتگي و مشكل رفتاري باموقعيت هاي سخت رو به رو شوند. (3)به نظر مي رسد، پايداري هيجاني به عنوان يك شاخص سلامت رواني مد نظر قرار گرفته است.
يكي از موضوعاتي كه از ديرباز در حوزه مطالعات و تحقيقات روان شناسي براي كنترل هيجانات منفي و فراهم آوردن سلامت روان مطرح بوده، بررسي تاثيرات دينداري و معنويت گرايي مي باشد. درحال حاضر مطالعات نسبتاً قابل توجهي وجود دارد كه چگونگي تاثير دين داري و معنويت را بر سلامت جسمي و رواني مد نظر قرار مي دهند. (4)
در اولين تحقيقات نظام مند آماري در حوزه روان شناسي دين، فرانسيس گالتون (1872) مشهورترين كار خود را درباره تاثير عيني نيايش حاجتمندانه انجام داد. (5)ازاين پس، تحقيقات درحوزه تاثيرات دينداري و موضوعات همبسته بادين ادامه يافت و منجر به توليد نظريات بسيار واحياناً با نتايج متفاوت گرديد. روبرت امونز(1999)معتقد است كه دين تا حدودي به اين علت كه يكپارچگي شخصيت را فراهم مي سازد، موجب افزايش بهزيستي مي گردد. (6)بابايي و همكاران (1383)ازآموزش مجموعه معارف و فرائض ديني (نماز، روزه، مناجات)وتاثير آن در جهت تسكين(كاهش)افسردگي بهره بردند و به اين نتيجه رسيدند كه 55 درصد ازافرادي كه در اين بررسي شركت كرده بودند، پس از انجام عبادت ها احساس آرامش بهتري داشتند. يافته هاي ديگري نيز حاكي ازارتباط معناداري ميان نگرش مذهبي وسلامت رواني دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان بوده است. (7)در پژوهشي كه بهرامي احسان و تاشك (1383)رابطه ميان جهت گيري مذهبي و سلامت روان را مورد مطالعه قرار دادند، ميان جهت گيري مذهبي و اختلالات رواني، همبستگي منفي به دست آمد.
بااينكه بسياري ازمطالعات و پژوهش ها نشان داده اند كه بين دين داري و بهزيستي روان شناختي رابطه وجود دارد، اما تحقيقات روان شناسان يك رابطه مطلق وساده راميان دينداري و بهزيستي به دست نداده است، بلكه اين تحقيقات يافته هاي ناهمسان را ارائه مي دهند. مثلاً آرگيل(1999)نشان داده است كه ارتباط ميان بهزيستي و دين داري در زنان معمولاً قوي تر از مردان است و يا اين ارتباط در ميان امريكايي هاي آفريقايي تبار قوي تر از سفيد پوستان است. حتي سن نيز مي تواند عاملي تعيين كننده باشد، به طوري كه مك فادن(1995)ارتباط بين دينداري و بهزيستي را در افراد مسن به طور معمول، قوي تر يافته است. (8)
در رابطه با ناهمساني اين يافته ها، يك فرضيه اين است كه عوامل متفاوتي به چگونگي تاثير دينداري و بهزيستي رواني كمك مي كند. بنابراين، يافته هاي ناهمسان ضرورتاً ارتباط ميان بهزيستي و دينداري را نفي نمي كنند، بلكه موقعيت هايي را مشخص مي كنند كه ارتباطات در آنها قوي تر است. ازجمله بايد بين نوعي از جهت گيري ديني، كه به سلامت روان كمك مي كند و نوعي كه در بهزيستي كمتر تاثير دارد يا ندارد، تفاوت قائل شد. يكي از نخستين تلاش ها در اين زمينه، اقدامات گوردون آلپورت است. وي به شيوه هاي گوناگون كاربرد دين در زندگي افراد، علاقمند بود و براي كمك به فهم و ارزيابي اين تفاوت ها، مفاهيم دين داري دروني وبيروني و مقياس جهت گيري ديني رابر همين اساس ابداع نمود. از‌ آن پس، چنين نگرشي به جهت گيري مذهبي در مطالعات و تحقيقات مورد توجه قرار گرفت. مثلاً، باتسون و همكارانش يافته هاي 115 مطالعه در مورد همبستگي ميان دينداري و بهداشت رواني را تجزيه و تحليل كردند ودريافتند كه 37 مورد ازاين مطالعات، نشان دهنده همبستگي مثبت اين دو و 47 مورد، نشان از ارتباط منفي دارد و 31 مورد نيز هم هيچ گونه همبستگي نشان نداند. اين پژوهشگران، نتايج اين مطالعات را به صورت جداگانه اي براي دينداري درون سو و برون سو تحليل كردند. نتايج تحليل 115 مطالعه باتسون و همكاران براي دينداري درون سو و برون سو نشان داد كه نگرش مذهبي درون سو با بهداشت رواني همبستگي دارد، اما نگرش مذهبي برون سو غالباً با بهداشت رواني، همبستگي منفي دارد. (9) احسان بهرامي و همكاران(1384)نيزدريك مطالعه، كه رابطه ابعاد جهت گيري مذهبي(جهت گيري مذهبي، سازمان نايافتگي مذهبي، ارزنده سازي مذهبي وكامجويي)وابعاد مختلف سلامت-اختلال رواني بررسي كرديد، به اين نتيجه رسيدند كه ابعاد مختلف جهت گيري مذهبي الگوي منسجمي را براي تبيين شاخص هاي كلي اختلالات رواني مطرح مي سازند. (10)
به نظر مي رسد، مناسبات مذهب و سلامتي، واجد ملاحظاتي پيچيده وچندبعدي است كه تحقيقات در اين قلمرو نيازمند غناي بيشتري است. يكي ازموضوعات اين عرصه توجه به نوعي ازجهت گيري ديني است كه به بهزيستي رواني كمك مي كند، در برابر نوعي كه در بهزيستي كمتر تاثير دارد يا ندارد. چنانچه گونه اي خاص از جهت گيري مذهبي با پايداري هيجاني رابطه مثبت نشان دهد، احتمالاً مي توان بااستفاده اي مفاهيم وآموزه هاي مرتبط با آن، سبك هاي تربيتي را، كه منتج به پايداري هيجاني بالاتر دركودكان مي شود، سازمان دهي كرد. به علاوه، اهميت ناپايداري هيجاني(شامل اضطراب، خشم، افسردگي، هوشياري به خويشتن، تكانشوري وآسيب پذيري از استرس)، به عنوان يك عامل شخصيت، در سنين گذار از نوجواني به جواني بر ضرورت اين پژوهش افزوده است. از اين رو، هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه ابعاد جهت گيري مذهبي و پايداري هيجاني در پايان دوره نوجواني مي باشد.

روش و ابزار پژوهش

پژوهش حاضرازنوع پژوهش توصيفي همبستگي است كه رابطه بين جهت گيري مذهبي و پايداري هيجاني را مورد بررسي قرار مي دهد. جامعه آماري پژوهش حاضر را تعداد 8051 دانش آموزان مقطع پيش دانشگاهي شهرستان قم تشكيل داده اند كه از هر چهار منطقه آموزش و پرورش شهرستان قم، با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي پنج آموزشگاه در مقطع پيش دانشگاهي انتخاب شد. در هر آموزشگاه نيز به تناسب تعداد كلاس ها، يكي الي دو كلاس به روش خوشه اي انتخاب شده و پرسش نامه ها در بين دانش آموزان آن كلاس ها منتشر و پس از تكميل جمع آوري شد. نمونه آماري اين پژوهش 295 نفر، شامل 168 دانش آموز دختر(56/94)و 127 دانش آموز پسر (43/06)مي باشد. دانش آموزان در جريان اين تحقيق قرار گرفتند و تاكيد شد به غير از جنسيت و سن، مشخصات فردي ديگري را در پرسش نامه ننويسند. ميانگين سني جامعه آماري 18/53 سال بود.
به منظور بررسي ابعاد جهت گيري مذهبي و پايداري هيجاني، به ترتيب از دو مقياس زير استفاده شده است:
1. مقياس جهت گيري مذهبي: (11) اين مقياس 20 ماده دارد كه براي فهم و ارزيابي دين داري دروني و بيروني به كارمي رود. به اعتقاد آلپورت افرادي كه فعاليت هاي ديني شان بيروني است، دين را به عنوان ابزاري براي اهداف شخصي و اجتماعي مورد استفاده قرار مي دهند. در مقابل دين داري دروني، بدون لحاظ منافع اجتماعي كه ممكن است براي فرد حاصل شود، سبكي از دين داري را براي به دست آوردن احساس معني و هدف شامل مي شود. آلپورت وراس (1967)باافزودن دو مقوله ي اضافي، جهت گيري مذهبي را به يك سنخ شناسي چهار قسمتي گسترش دادند. دو مقوله ي اضافي عبارتند از:دين مداري نامتمايز؛ (12)يعني نمرات بالاي همزمان در دروني و بيروني. و دين گريزي نامتمايز؛ (13)يعني نمرات پايين همزمان در دروني و بيروني. (14)بنابراين، به وسيله اين مقياس مي توان چهار سنخ از جهت گيري مذهبي را شناخت:دينداري درون سو، دينداري برون سو، دين مداري نامتمايز و دين گريزي نامتمايز. اين مقياس درايران، توسط جان بزرگي‌(1387)ترجمه و بر روي 45 نفر دانشجوي دانشگاه هاي تهران اجرا و اعتبار آن با ضريب آلفاي كرونباخ 0/737 محاسبه گرديد. (15)
2. پرسش نامه پنج عاملي شخصيت NEO- FFI : اين پرسش نامه فرم كوتاه شده آزمون NEO PI-R(NEO personality inventory - Revised(است كه ويژگي هاي نابهنجار شخصيت را مي سنجد. مقياس اول (N (16))، ثبات هيجاني و دربر گيرنده اضطراب، خشم و كينه، افسردگي، حساسيت، تكانشوري و آسيب پذيري مي باشد. مقياس دوم (E (17))، برون گرايي و دربرگيرنده صميميت، جمع گرايي و ... ؛ مقياس سوم (O (18))، بازبودن به تجربه و دربرگيرنده تخيل، زيباشناسي و ... ؛ مقياس چهارم (A (19)) توافق دربرگيرنده اعتماد، سادگي و ...؛ ومقياس پنجم (C (20))، وجداني بودن و دربرگيرنده شايستگي، نظم و ... مي باشد. بر خلاف آزمون هاي شخصيتي رايج در محدوده ي روان شناسي باليني، كه بر آسيب شناسي تاكيد دارند، مجموعه NEO PI-R به بررسي ويژي هاي سالم شخصيت مي پردازد. هدف عمده آن بررسي بافت شخصيت است. اگر چه هدف از ساخت اين آزمون، بررسي ابعاد سالم شخصيتي است، اما براي اهداف باليني نيز مناسب است و شواهد پژوهشي به دست آمده حاكي از كارآمد بودن اين آزمون در اهداف باليني مي باشد. اعتبار اين آزمون براي فرم NEO PI-R، توسط كاستا و مك ري، در يك نمونه آمريكايي به دست آمد. ضرايب آلفاي كرونباخ براي مقياس هاي اين آزمون برابر بود با: C=0/90,N=0/92, E=0/89, O=0/87, A=0/86 . حق شناس (1378) نيز بر روي نمونه 502 نفري جمعيت شيراز به نتايج مشابهي رسيد. ضريب آلفاي كرونباخ برابر بود با: (N=0/81, E=0/71, O=0/57, A=0/71, C=0/83. (21)
NEO-FFI نوع 60 ماده اي NEO PI-R است كه براي ارزيابي مختصر و سريع پنج عامل اصلي شخصيت طراحي و در اين پژوهش از آن استفاده شده است. اين آزمون از پنج مجموعه 12 جمله اي مربوط به هريك از شاخص هاي بيان شده تشكيل شده است. در اين فرم، ضرايب آلفاي كرونباخ براي شاخص هاي C,A, O, E, N توسط كاستا و مك ري به ترتيب 0/86، 0/77، 0/73، 0/68، 0/81 به دست آمد. براي نمونه ايراني اين فرم، همان جمله هاي انتخاب شده توسط كاستا و مك ري به كار برده شدند كه در آزمون NEO PI-R ايراني قرار داشتند. (22)
آزمودني ها ابتدا پرسش نامه جهت گيري مذهبي را دريافت كردند. پس از قرار گرفتن توضيحات لازم و دستورالعمل اجراي آن، فرم ها را تكميل نمودند. سپس، فرم پرسش نامه شخصيت NEO راتحويل گرفته وتكميل كردند. داده ها از طريق ضريب همبستگي پيرسون با نرم افزار( SPSS (version 11. 0,SPSS Inc, USA مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.

پي نوشت ها :

* دانش آموخته حوزه و دانش پژوه كارشناسي ارشد روانشناسي باليني.
** استاديار پژوهش گاه حوزه و دانشگاه.
1. ر. ك: حسن حق شناس، طرح پنج عاملي ويژگي هاي شخصيت، راهنماي تفسير و هنجارهاي آزمون هاي NEO PI-R و NEO-FFI
2. پريرخ دادستان، روان شناسي مرضي تحولي از كودكي تا بزرگسالي، ص 269.
3. حسن حق شناس، همان، ص17.
4. C. f. compton c. William, USA: An Introduction In Positive Psychology.
5. ولف، روانشناسي دين، ترجمه دهقاني، ص300.
6. C. f. compton c. William, Ibid.
7. ر. ك: هادي كجباف نژاد؛ صديقه اعتباري، «بررسي رابطه بين نگرش مذهبي و سلامت رواني دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان»، دانشگاه آزاد اسلامي، ش27.
8. Ibid. C. f. compton c. William,
9. مسعود آذربايجاني، مهدي موسوي اصل، درآمدي بر روان شناسي دين، ص 153.
10. هادي بهرامي احسان و همكاران، رابطه بين ابعاد جهت گيري مذهبي، سلامت رواني و اختلال هاي روان شناختي، ص41.
11. Extrinsic- intrinsic religious orientation.
12. Indiscriminately religiousness.
13. Indiscriminately anti religiousness.
14. . IbidC. f. compton c. William,
15. مسعود جان بزرگي، «جهت گيري مذهبي و سلامت روان»، پژوهش در پزشكي، ش4، ص347.
16. Neuro ticism.
17. Extraversion.
18. Openness to experience.
19. Agreeableness.
20. Conscientiousness.
21. حق شناس، همان، ص84.
22. حق شناس، همان، ص131.

منبع: نشريه روان شناسي و دين شماره 11
بازديد : 508 مرتبه
تاريخ : سه شنبه 2 اسفند 1390

رابطه شخصيت و اس ام اس


شايد براي تان جالب باشد بدانيد چه نوع پيامک هايي توسط چه شخصيت هايي فرستاده مي شود. تحقيقات روان پزشکي نشان داده است که:
1. کساني که پيام هاي پرخاشگرانه، تهديد آميز يا شوخي هاي زننده ارسال مي کنند و به نوعي ايجاد مزاحمت مي کنند، صفات شخصيتي ضد اجتماعي يا غير اجتماعي دارند.
2. افرادي با صفات شخصيتي پارانوييد (بد گمان) عموماً ترجيح مي دهند پيامک نفرستند، زيرا مي ترسند عليه خود آنان مورد استفاده قرار گيرد.
3. کساني که گاهي پيامک هاي عاشقانه و دوستانه و گاهي پيامک هاي حاکي از نفرت و بي مهري ارسال مي کنند و به طور کلي هميشه بين دو قطب متفاوت نوسان دارند، احتمالاً شخصيتي مرزي دارند.
4. افرادي با صفات شخصيتي وسواسي، پس از دودلي ها و صرف وقت زياد و ويراستن مکرر در مکرر ممکن است پيامکي را ارسال کنند، اما سپس دچار نگراني مي شوند که مبادا پيامک آنان نرسيده باشد. بنابراين پيامک را دوباره و سه باره ارسال مي کنند و حتي ممکن است تلفني بپرسند که پيامک شان رسيده يا نه! و پس از اطمينان از رسيدن پيامک دچار اين نگراني مي شوند که آيا گيرنده پيامک متوجه منظور آنان شده است يا نه.
5. برخي افراد انتظار دارند مرتباً به وسيله پيامک از آنان احوالپرسي شود و مورد تحسين و تشويق قرار گيرند و اين موضوع سبب احساس شادي پيش از حد در آنان مي شود. اما اگر روزي پيامکي دريافت نکنند. يا مورد تشويق و ستايش قرار نگيرند، به شدت افسرده مي شوند. اين ويژگي در افراد خود شيفته زياد ديده مي شود.
6. افراد مانيک (شيدا) و هيپوماتيک (نيمه شيدا) ممکن است در يک روز صدها پيامک به آشنايان ارسال کنند و گاهي شب ها هم اين کار را ادامه مي دهند و عموماً هم پيام آنان را شوخي هاي نامناسب تشکيل مي دهد.
7. فردي که از ارتباط با ديگران مي ترسد، مي کوشد با ارسال و دريافت پيامک به نوعي «شبه ارتباط » نايل شود و بر احساس ترس و عدم کفايت خويش غلبه کند. وي ممکن است به اين کار اعتياد هم پيدا کند.
منبع: نشريه راه موفقيت، ش 22.

ارسال توسط محمد |دسته:مقالات روانشناسی,| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|رابطه,شخصيت,و,اس,ام,اس, رابطه شخصيت و اس ام اس,

رابطه با جنس مخالف از نگاه اسلام


محارم نسبی

هفت دسته از بانوان و دوشیزگان بر هفت دسته از مردان و پسران محرم اند،
یعنی ازدواج آن ها با یکدیگر حرام است.

رابطه با جنس مخالف از نگاه اسلام

محارم نسبی بر دو گونه اند:
1. شرعی که از راه حلال و ازدواج شرعی متولد شده باشند.
2. غیرشرعی که از راه نامشروع و یا زنا متولد شده باشند.
هر دو دسته محرم اند و ازدواج با آن ها حرام است.
ما در بخش توضیح پاسخ از همه ی این افراد با عنوان محارم یاد می کنیم.

محارم رضاعی

کسانی که از راه شیرخوارگی با آن ها بستگی پیدا می شود، با شرایطی خاص، (1) محارم رضاعی محسوب می شوند و ازدواج با آن ها حرام است. هرگاه کودکی با شرایطی خاص شیر زنی را بنوشد، آن زن و شوهرش، مادر و پدر رضاعی آن کودک به شمار می روند.

محارم سببی

پیوند و علاقه ی زناشویی موجب محرم شدن هر یک از زن و شوهر نسبت به خویشاوندانی است که در این جدول می آید:
ازدواج با این افراد حرام است، افزون بر آن، ازدواج مرد با خواهر زن تا وقتی که همسر او است و همچنین ازدواج با شوهر خواهر تا وقتی که همسر خواهر او است، حرام می باشد.
ب ـ ارتباط یا رابطه به مجموع رفتار های متقابل و کنش ها و واکنش های دو جانبه (3)اطلاق می شود. این رفتار ها شامل رفتار های اقتصادی، علمی، زناشویی و سیاسی می شود. ارتباط با جنس مخالف از یکی از حالات پیش گفته خارج نیست. دو جنس مخالف یا رفتار اقتصادی دارند یا علمی، یا زناشویی و یا سیاسی. صرف نظر از رفتار زناشویی که در قالب خاص خود و بر اساس پیوند ازدواج بین زن و شوهر محقق می شود، سایر رفتار ها مورد توجه است، زیرا این نوشتار درصدد بیان رفتار زناشویی نیست.
ارتباط های اقتصادی، علمی، سیاسی و هر نوع ارتباط قابل تصور دیگر به جز ارتباط زناشویی در یکی از اشکال ارتباط گفتاری، شنیداری و فیزیکی محقق می شود. برای مثال، در بحث اقتصادی، زن و مرد برای انجام یک معامله ابتدا همدیگر را ملاقات کرده، گفت و شنود می کنند و پس از عقد قرارداد، بر اساس عرف با یکدیگر دست می دهند و معامله را به انجام می رسانند.
تمامی این موارد اگر بر اساس آنچه در ادامه می آید، صورت پذیرد، مانعی ندارد و در این مسئله فرقی بین اقوام و دیگران نیست:

رابطه با جنس مخالف از نگاه اسلام

ارتباط دختر و پسر برای استفاده ی علمی

یکی از انواع ارتباط و معاشرت زنان و مردان، ارتباط علمی است، به گونه ای که مرد و زن (دختر و پسر) برای مباحث علمی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند که در صورت توجه به مسائل زیر هر گونه ارتباط بین دختر و پسر از جمله ارتباطات علمی که در چهارچوب ضوابط و به دور از شهوت رانی باشد، اشکال ندارد. در رابطه ی علمی صورت های زیر قابل تصور است:
1. ارتباط کلامی؛
2. ارتباط نگاهی؛
3. ارتباط فیزیکی.

اول: ارتباط کلامی

قرآن مجید به زنان مؤمن دستور می دهد: در کلام، با نرمی سخن مگویید «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا؛ (4)پس به نرمی (و ناز) سخن مگویید، تا کسی که در دلش (نوعی) بیماری است، طمع ورزد، و سخنی پسندیده بگویید.»
آیه درصدد بیان دو مطلب است:
الف ـ فضیلت زنان پیامبر بر دیگر زنان، اگر تقوا داشته باشند.
ب ـ کیفیت و اسباب تقوا که برخی از آن ها عبارت است، از جمله این که: 1. زن نباید هنگام صحبت کردن با نرمی صحبت کند. 2. زینت آرایی و خود نمایی نکردن در جامعه ی اسلامی.
در نتیجه صحبت کردن زن و مرد اگر با قصد لذت و شهوت رانی باشد، هم شنیدن صدای زن برای مرد و هم رسانیدن صدا به گوش مرد برای زن حرام است، و در غیر این صورت، شنیدن صدای جنس مخالف یا رسانیدن صدا به گوش او جایز است.

رابطه با جنس مخالف از نگاه اسلام

تذکرات

1. مردها می توانند با نامحرم صحبت کنند با شرایط زیر:
الف ـ به قصد لذت و ریبه نباشد.
ب ـ با صحبت کردن به گناه آلوده نشوند. (5)
2. برای زنان حرام است صدای خود را به گوش نامحرم برسانند.(6)
صحبت کردن با نامحرم در امور غیرضروری مکروه است، به ویژه اگر مخاطب جوان باشد.(7)
3. اگر مردی بداند در صورتی که با نامحرم صحبت کند، به گناه خواهد افتاد، نباید با آن صحبت کند، خواه زن به گونه ای سخن گوید که مرد را به گناه بیندازد یا درباره ی مطلبی صحبت کند که مرد به گناه بیفتد.(8)
4. اگر مردی به قصد به حرام انداختن نامحرمی با او صحبت کند، حرام است.(9)
5. خانم ها نباید در هنگام صحبت کردن با نامحرم صدای خود را رقیق و نازک کنند، به گونه ای که اگر در دل مخاطب مرضی باشد، او را به خود جلب کند، هر چند درباره ی مطالب عادی (و علمی) صحبت کنند.

دوم: ارتباط نگاهی

تمامی سخنانی که در ارتباط با سخن گفتن بیان کردیم در مورد نگاه کردن نیز مطرح است در این جا به چند مساله اشاره می شود. نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دست ها اگر به قصد لذت باشد، حرام است، ولی اگر بدون قصد لذت باشد مانعی ندارد. نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است و نگاه کردن به صورت، بدن و موی دختر نابالغ اگر به قصد لذت نباشد و به واسطه ی نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد، اشکال ندارد، ولی بنابر احتیاط باید جاهایی را مثل ران و شکم که معمولاً می پوشانند نگاه نکند. زن باید بدن و موی خود را از نامحرم بپوشاند.(10)

سوم: ارتباط فیزیکی

سماعة بن مهران می گوید: از دست دادن مرد با زن پرسیدم، امام صادق (ع) فرمود: حلال نیست مرد با زن مصافحه کند، مگر زنی که ازدواج کردن با او حرام است که عبارت اند از: خواهر، دختر، عمه، خاله، دختر خواهر، دختر برادر و مادر زن. مصافحه تنها از روی لباس باید باشد و نباید دست زن را فشار دهد.(11)
ظاهرا این حکم به دست دادن اختصاص ندارد، بلکه هر تماسی را شامل می شود، زیرا ویژگی خاصی در مصافحه وجود ندارد و علت این که در روایات از آن یاد شده، این است که مورد ابتلا است. همچنین روایت وارد شده درباره ی بیعت زنان با پیامبر اکرم (ص) به وسیله ی فرو کردن دست درون ظرف آب، بیانگر جایز نبودن مصافحه است.
افزون بر این، وقتی نگاه حرام باشد، به یقین لمس کردن حرام است و این مقتضی اولویت قطعی است که از عرف فهمیده می شود. گفتنی است بین جواز نگاه و جواز لمس، ملازمه ای وجود ندارد، یعنی اگر بگوییم نگاه کردن به صورت و دست های بیگانه جایز است، لمس آن جایز نیست، مگر از روی لباس، و به طور کلی در تماس فیزیکی ، قصد لذت ملاک نیست، بلکه صرف این عمل اگر از روی عمد انجام پذیرد، از نظر شرع جایز نیست.(12)
نتیجه
هر گونه ارتباط و معاشرت علمی با رعایت موارد یاد شده جایز است، اما گاهی دیده می شود در دل برخی مردان و زنان شیطان چنان رسوخ می کند که به مراوده و معاشرت با نامحرم گرایش دارند و در حالی که می توانند مطلبی را از همجنس خود و یا محرم بپرسند، اصرار دارند از غیر همجنس نامحرم سوال کنند که از این جهت نیز باید اجتناب و دوری کرد، زیرا این گونه مراوده ها معمولاً با قصد لذت همراه است و شرعاً حرام می باشد و در برخی زمینه ها به عنوان مقدمه ی ترک حرام واجب می شود که هر چند این معاشرت خالی از اشکال باشد، این معاشرت (سخن گفتن، نگاه کردن) را انجام ندهند. علاوه بر این که واقع شدن در جایگاه گناه نیز حرام است.
مساله ی دیگر خلوت است که صرف خلوت (خالی از نگاه، صحبت و یا تماس) موضوعیت دارد و بر منبع آن و پیشگیری از آن اصرار شده است. بودن زن و مرد نامحرم در جای خلوت جایز نیست یا خلاف احتیاط است (13) در ذیل این مسئله علما و مراجع بزرگ تقلید توضیحاتی داده اند.

پي‌نوشت‌ها:

1. تحرير الوسيله، امام خميني، کتاب الرضاع.
2. در صورتي که مرد با زن خود آميزش کرده باشد و بنابراين، تنها اجراي عقد براي محرميت کافي نيست.
3. فرهنگ بزرگ سخن، حسن انوري، ج 4، ص 3540.
4. احزاب، 32.
5. العروة الوثقي، ج 2، ص 804.
6. همان.
7. تحريرالوسيله، مسئله 29.
8. همان.
9. همان.
10. توضيح المسايل مراجع، انتشارات جامعه ي مدرسين، ج 2، مسئله 2433، ص 415.
11. وسايل الشيعه، ج 14، باب 15، ح 2.
12. ر.ک: معاشرت زنان و مردان، حسن صادقي.
13. رساله ي مراجع مسئله، 889.

منبع: رضایی اصفهانی، محمد علی؛ (1387) پرسش های قرآنی جوانان: روابط دختر و پسر، قم، انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم، چاپ سوم.

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)

علت برقراری روابط دوستانه ناسالم دختروپسر:
 
برقراری اینگونه ارتباطات فرایندعوامل گوناگونی استکه برخی ازآنها عبارتنداز:

1-ضعف بینش مذهبی
 نوجوان یاجوانی که ازلحاظ بینشی قائل به مرض بین محرم ونامحرم نیست آمادگی بیشتری برای گرفتارآمدن درچنین دامی رادارد.این مشکل درصورتی رفع می شود که والدین به بینش دهی صحیح به فرزندروکنندواوامرونواهی خودرابادلایلی همراه سازند.

2-عدم رعایت حجاب
 ضعف بینش مذهبی دردختران باعث بی توجهی به مسئله پوشش وحجاب سالم می گردد.ازآنجاکه غریزۀ تبرج امری طبیعی دردختران است وازسوی دیگردخترجوان توجهی به مهار وکنترل این غریزه ازنگاه شرع ندارد بی حجابی درجامعه امری روبه رشد می گردد که پیامداولیۀ آن چیزی جزارتباطهای غیراخلاقی چیزی نیست.

3-آرایشهای غیرمناسب دختران
 دخترخودموجودی جذاب وذاتا باعث تحریک نگاههاست اگراین شخص به آرایش ظاهری مبادرت ورزد ودراجتماع ظاهرگردد این جذابیت دو چندان شده وباعث جلب توجه جنس مخالف می گردد.ونهی شارع مقدس ازنمایان کردن آرایش زنان دراجتماع حکمی برای کنترل ارتباطات نامشروع می باشدکه بایدبه آن بیشترتوجه شود

4-وجودالگوهای منحرف
 سن نوجوانی وزمان گذرازآن حساس ترین دوران زندگی هرفردبشمارمی آید دراین دوران هرنوجوان بدنبال معیار والگویی برای رفتار خوداست.وچنانچه دراین الگوگیری مشورت داده نشود ممکن است الگویی رابرگزیند که اورابسوی انحراف سوق دهد.قرآن کریم نیز به این مهم توجه نموده ودرچندموردبه معرفی الگوهای رفتاری مناسب اقدام کرده است آیاتی که حضرت ابراهیم (ع)پیامبر(ص)،وزنان فرعون وحضرت مریم(س)رامعرفی می کندازاین قبیل است .عوامل دیگری نیزدراین روندارتباطی موثراست عواملی ازقبیل سهلنگاری برخی مادران وبی خبری پدران،اشتغال فراوان والدین ،وجودمشکلات عاطفی درخانواده ودلایل جنسی وزیادشدن سن ازدواج.(28)

پیامدهای دوستی ناسالم دختروپسر:
 
ارتباطهایی که ازراههای غیرصحیح وبه دورازاصول مطرح دراینگونه ارتباطات ایجادمی شود ممکن است درپی دارندۀ پیامدهایی باشدکه جبران آن برای افراد ممکن نباشددریک نگاه اجمالی برخی ازاین پیامدهارا می توان چنین برشمرد:

1-نگرانی برملاشدن این ارتباط
 اینگونه روابط ازآنجاکه بدورازچشم والدین برقرار شده است درهردوطرف یک حالت ترس واضطراب بخاطر آشکارشدن آن بوجودمی آید که می توانددر روندسالم زندگی فردی شخص تاثیری منفی بجای گزارد.

2-نگرانی والدین
 این نگرانی پس ازآشکارشدن ارتباط فرزندبادیگران برای آنها حاصل می شودوباعث روان پریشی افرادخانواده می گردد وزندگی سالم آنهارادچارنگرانی واضطراب می کند.

3-افت آموزشی وترک تحصیل
 باتوجه به آزمایشهای میدانی که صورت گرفته اینگونه ارتباطات باعث بروز عشق وعاشقی وافتادن به ورطه خیال می شودکه نتیجه آن دراغلب موارد افت شدید تحصیل ودرموارد ی نیز ترک تحصیل است.

4-ابتلابه افسردگی
 برقراری عاطفی اینگونه روابط درسن نوجوانی ازآنجاکه اغلب به ازدواج نمی انجامد فردرادچارافسردگی می کند اسلام باانشای حکم ازدواج موقت بعنوان حکمی ثانوی وهمراه باشرایط خاص این معضل رامعالجه کرده که لازم است دراین زمینه تحقیقی مستقل ارائه شود.

5-خودکشی
 
6-انجام ازدواج های عشقی
 اینگونه ازدواج ها جنبۀ عقلانی ندارد وصرفاًعملی عاطفی محصوب می شود وبه گفتۀ بسیاری ازروانشناسان عشق اولیه معمولاً پایدار نمی ماند ازاین رو دربیشترموارد به طلاق وجدایی می انجامد به گفتۀ مولوی:
عشق هایی کَزپی رنگی بُود
عشق نَبودعاقبت نَنگی بود

7-برقراری ارتباطات جنسی نامشروع
 
8-احتمال استمرارجنسی نامشروع بعدازازدواج.
 
9-دلبستگی کاذب:
دلبستگی شدید یکی دیگرازپیامدهای این نوع رابطه است.شکی نیست که یکی ازنیازهای دوران جوانی محبت ورزیدن وموردمحبت واقع شدن است واین خود جرقه ای برای برقراری ارتباط واین ارتباط آرام آرام تبدیل به دلبستگی شدید بین دونفر می شود.هنگامی که این دلبستگی پدید آمد،جوان بطورغافل گیرانه وارد گردابی می گردد که حتی اعمال نادرست خودراباتوجیه های ظاهری پوشش داده وبه آن رنگ ولعاب عقلی وحتی شرعی می بخشد(29)

وضعیت مطلوب درروابط دختروپسر
 
درخلال مطالب ومباحث گذشته دراین خصوص ،یعنی درخصوص (وضعیت مطلوب درروابط دختروپسر)مطالب متنوعی آورده شده است .هنگام طرح شیوه های گوناگون برخورد بین دوجنس ودرحین توصیف وضعیتهای نامطلوب ،اشاراتی نیزبه وضعیت مطلوب دراین روابط داشته ایم.دراینجا مروری فشرده به برخوردهای مورد پذیرش ،بین دوجنس مذکر ومونث ویابه عبارت دقیقتربین دختران وپسران ،خواهیم داشت.وضعیت مطلوب دراینگونه برخوردها،می تواند دارای ویژگی های زیر باشد:

1-شناخت واقعیتهای جنس مخالف
 دراین زمینه هریک ازدختران وپسران بایدبدانند که جنس مخالف ،همچون خودآنان دارای ویژگی های مثبت ومنفی گوناگونی هستند.آنان درعین حال که برخوردار ازتوانایی های خاصی هستند،دارای ضعفها وناتوانیهایی نیز می باشند.آنان چون هرانسان دیگری دارای خصوصیات اخلاقی مثبت ومنفی اند برای اینکه الگوی نسبتا مناسبی برای شناخت جنس مخالف عرضه کنیم ،می توانیم به طور خلاصه بگوییم که دختران وپسران مشابهت زیادی باخواهران ویامادران خودویا برادران وپدرانمان دارند. نباید تصوری که ازاعضای خانواده خودداریم باافراد غیرهمجنس خودچندان متفاوت باشد .نباید دلگیریها وناراحتیهای ماازخانواده ،مارا به سمتی بکشاند که یک تصور ایده آل وغیر واقعی ازافراد غیرهمجنس داشته باشیم.

2-اجتناب ازخیال پردازی وتصوررویایی درمورد جنس مخالف
 دومین خصوصیتی که باید دربرخورد بین دوجنس ،مورد توجه قرار گیرد،این است که سعی می کنیم ازخیال پردازی وخیال بافی درمورد آنان، اجتناب ورزیم.هرگونه خیال بافی افراطی درمورد جنس مخالف ،به واقع بینی ما ،لطمهمی زند.تصوریک موجود ماورایی مانند فرشته فدر مورد جنس مخالف نشانگر ضعف بینش واقع بینانه ماست .بنابر این باید خیال پردازیهای خودرادرمورد آنان ویابطوراعم درمورد افراد دیگر تحت کنترل قرار دهیم ویاحداقل بگوییم که چه چیزی درمورد آنان تخیل می کنیم وچه چیزی درمورد آنان می شناسیم وباورداریم اگر قادر نیستیم جلوی تخیلات خودرا بسادگی بگیریم ،حداقل توجه داشته باشیم که چه چیزی واقعیت دارد وچه چیزی خیال است. انسان سالم به آسانی می تواند بین تخیلات خویش ووافعیتها ،تفکیک قائل شود.

3- ازبین بردن ترسها،دلهره ها،هیجان ها،احساس خصومت وخشونت نسبت به جنس مخالف
 ازجمله خصوصیات دیگر،برخورد سالم ومطلوب بین دوجنس،این است که باید هرگونه پیشداوری راکه ایجاد نوعی هیجان منفی نسبت به جنس مخالف می کند،ازذهن خوددور کنیم.باید آنان راافرادی مانند خود بدانیم که می توانند افرادی سالم وسازنده باشند ویاافرادی مخرب ومنفی. بنابراین داشتن افکار هیجانی مطلق قالبی و کلیشه ای درمورد آنان وتعمیم دادن آنها به تمامی افراد آن جنس، می تواند صفتی نامطلوب درروابط دوجنس قلمداد شود.

4- کنترل خونسردی وصلابت شخصیت به هنگام برخورد با جنس مخالف
 برخورد مناسب ومطلوب با جنس مخالف،دارای این خصوصیت است که فرد باخونسردی تمام ونیز حفظ ارزس شخصیت خویش، بدون خرد کردن شخصیت خود ویا دیگران ،با جنس مخالف برخورد می کند.
نوجوانانی که به هنگام برخورد بادیگران هیجان زده شده وبه گونه ای رفتار می کنند که موجب تحقیر خود وگاه دوستان خویش می شوند ،الگویی نامناسب دراین زمینه بشمار می آیند. نکته دیگر اینکه انسان می باید به هنگام برخورد با جنس مخالف به شخصیت خویش ،بدون اینکه دچار خود پسندی ویا خود بینی باشد،ارزش قائل شود و آن را محترم بشمارد.

5-برخورد مبتنی براحترام با مراعات حدود شرعی ،درمورد محرم، نامحرم،حلال وحرام
 ازویژگی های یک برخورد سالم این است که احترام وارزش گذاری به دیگران ، که ازجمله جنس مخالف ،درآن مراعات شده باشد. الگوهایی که بدونه توجه به حدود شرعی درمورد محرم ونامحرم دراندیشۀ مراعات احترام فرد مقابل هستند،درجامعه مامقبولیت نداشته ومی توانند موجب اختلال وآشفتگی درروابط اجتماعی باشند. بنابر این الگوگیری ازجوامع غرب درخصوص نحوۀ برخورد باجنس مخالف، بدون توجه به قواعد ومقررات اجتماعی وشرعی ،می تواند موجب اختلال درروابط اجتماعی خودماباشد.

6- فقدان روابط پنهانی باجنس مخالف ومشورت باوالدین دراین گونه موارد
 اساسا برقرار ساختن روابط پنهانی رفتاری نامطلوب درروابط بین دوجنس تلقی می شود. درجامعه وجود روابط پنهانی بین دوفرد نامحرم،دراذهان وقضاوتها ،مسئله ساز واثر گذار است.علاوه براین برقراری روابط پنهانی ازقبیل دیدارهای دور ازانظار، ردوبدل کردن نامه وامثال اینهاف می تواند خود مقدمه لغزشهایی باشد که آثار آنرا انسان درسراسر زندگی خود ممکن است همراه داشته باشد.ازدواجهایی که براساس برقراری روابط پنهانی بین دوجنس صورت گرفته دراکثر موارد منجربه شکست واقعی درزندگی شده است. علاوه براین باید به این نکته نیز اشاره داشت که اینگونه روابط، اعتماد طرفین راتاحد زیادی خدشه دار می سازد.اما درصورتی که دوفرد مایل باشند بایکدیگر زندگی می کنند وتشکیل خانواده دهندف ضرورتی ندارد که این تمایل رابصورت پنهانی ودور از قضاوت واندیشه اطرافیان نسبت به یکدیگر اظهار کنند. آنان می توانند باطرح مسئله ،به شکل مناسب باوالدین خویش دراین مورد ازانان مشورت بخواهند وسعی کنند بااستدلال وزبان منطق ،مسئله راطرح وازاطرافیان دراین زمینه ،نظر خواهی واستمداد کنند.

7-اجتناب ازبرقراری روابط صمیمانه باجنس مخالف، قبل از عقدشرعی
 ازجمله ویژگی های دیگر دررفتارمطلوب،بین دوجنس ،این است که طرفین ازبرقرار کردن روابط صمیمانه وبی پرده بایکدیگر قبل از اینکه عقد شرعی صورت گیرد اجتناب ورزند.عقدنقطه ای است که ازآن به بعد دختر وپسر می توانند نزدیکترین روابط رابایکدیگر داشته باشند. گرچه برخی معتقدند باید آشنایی وصمیمیت قبل ازازدواج وجود داشته باشد،تا دوفرد یکدیگر را به خوبی بشناسند وبعدازآن زندگی مشترک خودراشروع کنند. اماباید بگوییم که عشق واقعی وعلاقه مندی حقیقی،بین دوجنس،زمانی ایجاد می شود که دو فرد ارتباط خودبا را بایکدیگر بسادگی تزلزل پذیرندانند وازسوی دیگر هریک برای جلب نظر دیگری، دست به یک رفتار نمایشی نزنند. درآشنایی های قبل ازازدواج این مسئله به کرات دیده می شود.امروزه غرب ازطریق تجربه کردن این روابط وآشناییها به نحوچشمگیری نهاد خانواده رامتزلزل ساخته است.درغرب ظلم آشکاری به زن می شود، زیرا زنان قبل از اینکه به سن قانونی وشرعی برای برقراری روابطشان باجنس مخالف برسند، مورد بهره برداری مرد قرار می گیرند ودربسیاری ازمواقع پس ازآن مطرود می شوند. تجربیات درجامعه ما به خوبی نشان داده است که وقتی دختری وپسری با مراعات مسئله کفویت ،یعنی همتایی اعتقادی، اجتماعی بایکدیگر ازدواج می کنند روز بوز صمیمیت آنان نسبت به یکدیگر عمیق تر وبنیاد خانواده آنان مستحکم تر می شود. دراینجا نیز ضروری است درمورد همتایی اعتقادی واجتماعی تاکید خاص داشته باشیم. دختروپسری که ازلحاظ اجتماعی ،نظیر روابط اجتماعی وانتظار اجتماعی،بایکدیگر مشابهت دارند ونیز دختر وپسری که به لحاظ اعتقادی وتقید به آداب دینی مشابهت نزدیکی به یکدیگر دارند،می نوانند زندگی سالم وثمربخشی راتشکیل دهند واستمرار ببخشند. نمونه های بارزی ازخانوادههایی که درجامعه ما روبه انحلال می روند، به طور عمده ناشی ازناسازگاری یا عدم همتایی دراین دو بعد ویایکی ازاین دوبعداست. بنابراین درصورتی که درانتخاب همسر ،این کفویت یا همتایی مراعات شود، نیازی به برقراری روابط صمیمانه قبل از ازدواج مشروع نخواهد بود،بلکه باید تاکید کنیم که چنین روابطی می تواند بیش ازانکه مفید باشد ،مضر وتهدید کننده نهاد خانواده درجامعه ما بشمار آید.

8-نداشتن رفتار سبک، خودنمایی وجلب توجه جنس مخالف درجامع مختلف
 درروابط سالم بین دوجنس این نکته مستمر است که نباید انسان ارزش خودرا تاآنجا پایین بیاورد که رفتار خاصی ، به منظور جلب توجه دیگران ازخود بروز دهد.بروز رفتار مبتنی برخودنمایی ،برای جلب توجه دیگران، نشانه عدم رشد کافی شخصیت درانسان است. انسانی که بلحاظ شخصیتی به سطوح بالاتر دسترسی پیدا می کند،براساس اصول وضوابط عقلانی وانسانی عمل می کند،نه برای جلب توجه دیگران. انسانی که بخواهد توجه دیگران رابخود جلب کند،انسان آشفته ای خواهد بود که هرآن وهر لحظه می یابد به مقتضای محیطی که درآن قرار گرفته است، رفتار خودرا دگرگون سازد. چنین فردی ازخود وشخصیتی که دارد، بیزار خواهد شد. این قائده دربارۀ نحوۀ رفتار ما درمقابل جنس مخالف نیز بنحو بارزتری صدق می کند. افرادی که به صور گوناگون، رفتارها وگفنارهایی ازخود بروز می دهند. مثلا لباسهایی می پوشند،که مورد توجه جنس مخالف قرار گیرند، عمل آنان نمایانگر شخصیت متزلزل وناتوان وحقیر آنهاست. این قاعده نباید احترام به جنس مخالف را خدشه دار سازد.
احترام وتوجه مثبت به افرادی که دراطراف ماهستند ، بارفتار مبتنی بر خودنمایی تفاوت می کند. هدف رفتار خود نمایی متوجه فرد خودنماست درحالی که هدف انسانی که به دیگران احترام می گزارد،رعایت اصول وارزشهای انسانی است که فرد به آن معتقد وپایبند است.(30)

ذکرنمونه قرآنی ازیک ارتباط سالم
 درپایان بجاست که به یک نمونه قرآنی درموردارتباط سالم بین دختروپسراشاره شود.دراین داستان جوانی است بنام موسی (ع) که به شهرمدین واردشده است.اوپس ازورود بر سرچاه شهرمی رود وگروهی ازمردم رامی بیند که برای آب دادن به چهارچایان خودجمع شده اند. دراین هنگام دو دختررامی بیند که کناری ایستاده وازگوسفندان خودمراقبت می کنند وبه چاه نزدیک نمی شوند دراین حال جوان بسوی آنها گام برمی دارد وعلت کناره گیری آنها راجویامی شود. می گویند:مابه گوسفندان خودتازمانی که همۀ مردان چوپان کنا رنروند آب نمی دهیم وبیان می کنندکه علت حضورما دراینجا این است که پدرمان فردی کهن سال است.جوان به یاری آنهامی شتابد وپس ازسیراب کردن گوسفندان آنها برای استراحت به زیر درختی می رود ودربرابرخداوند اِبراز نیازمندی می کند .دراین هنگام ناگهان یکی ازآن دودختر بطرف جوان می آید. قرآن نوع حضوراین دخترراچنین بیان میکند:)فجاءته احداهماتمشی علی استحیاء قالت ان ابی یدعوک لیجزیک اجرماسقیت لنا)(31)
این دختردرهنگام گام برداشتن حیاءرافراموش نمی کند.(32) بیان دعوت رااز زبان پدر می گویدتاشائبه میل فردی درمخاطب ایجاد نگردد.دراین داستان نکات زیرقابل تأمل است:
1-حضوردختران دراجتماع بعلت ضرورت خانوادگی
2-برقراری ارتباط سالم باافراد
3-عدم اختلاط دختران بامردان
4-توجه به حیای فردی درنوع راه رفتن
5-سخن گفتن باجوانان بدون ایجاد ریبه ووحشت
6-نتیجه ارتباط ازدواج سالم وبه پیشنهاد پدردختران به جوان.
آنچه گذشت بیان داستانی قرآنی ازیک رابطه انسانی است که اصل ارتباط میان دختروپسررا درصورت حفظ شرایط ارتباط تأییدمی کند. ذکراین نکته لازم است که این حفظ حریم شخصی درارتباط باجنس مخالف ازنگاه خداوند دورنماند.ودرنهایت این پاکی جوان باعث بعثت اوبه نبوت الهی گردیده که خودمی تواند درسی سازنده برای جوانان مومن باشد.

آیین معاشرت وارتباط جوان مسلمان باجنس موافق ومخالف چیست؟
 برقراری ارتباط وبهره برداری ازمعاشرت بادیگران ازلوازم زندگی است زیرابدونه ارتباط ومعاشرت ادامه زندگی سخت ویاغیرممکن خواهدشد .قرآن مجیددراین باره درسورۀ زخرف آیۀ 32 می فرماید:آیاآنان رحمت پروردگارت راتقسیم می کنند؟ ماوسایل زندگی آنان را درزندگی پست دنیا بین آنان تقسیم کردیم ورتبه های برخی آنان را بربرخی دیگر برتری دادیم تابرخی آنان برخی دیگررا به خدمت گیرند ورحمت پروردکارت ازآنچه جمع اوری می کنند بهتراست.منظورازمحدودویت روابط ومعاشرتها دردین اسلام روشن شدن حد ومرز است وباآزادی انسان ناسازگارنمی باشد به تعبیردیگر،تعیین حدومرزبرای روابط ومعاشرتها یکی ازکارکردهای دین جامع وکامل اسلام است. اسلام ازسویی معاشرت وارتباط را ضرورتی برای جامعه روبه پیشرفت وترقی می داند وازسوی دیگر همین ارتباط ومعاشرت راقانون مندوهدفمند کرده وروابط را باتوجه به همین اهداف مدیریت می کند.باتقسیم بندی اقسام ارتباط،حدود ومرزهای هرقسم مشخص میشود:

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)
الف – ارتباط باجنس موافق
درنگاه ابتدایی وسطحی جوان مسلمان باارتباط باجنس موافق هیچ محدودیتی ندارد ولی دراین نوع ارتباط نیز محدودیتهایی وجوددارد:
1-نوع نگاه .
2-رعایت حقوق معاشرت.
3-سخن گفتن وپیشگیری ازانحرافهای دروغ غیبت وتهمت که ازگناهان زبان محصوب میشود ونتیجه ارتباط ومعاشرت است.
ب- ارتباط با جنس مخالفدراین مورد افرادبه دودسته تقسیم می شوند،نخست افرادمَحرم،یعنی خویشاوندانی مانند:پدر،مادروهمسر که احکام خاص دارندوانسان محدودیت کمتری درارتباط باآنها دارد ودیگرافرادنامحرم مانند:افرادبیگانه که درارتباط باآنها انسان محدودیت بیشتری دارد.

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)
تفاوت این قسمت بانگاه کردن دراین است که درنگاه کردن به نامحرم،غیرازدست وصورت جایزنبوده ولی درصحبت کردن تنها قصدشهوت مانع است وازاین باب معاشرت درتعلیم وتعلم خرید وفروش ومعاملات وسایرمعاشرتهای روزمره جایز می باشد مشروط به اینکه درآنها قصد لذت نباشد.(33)
3-سومین راه ارتباط ومعاشرت دست دادن وتماس فیزیکی است:
همه مراجع:چنانچه ازآیات وروایات برمی آید ودرفقه آمده است تماس بدنی باکسانی که نگاه کردن به آن حرام است جایزنیست بنابراین دست دادن زن ومردبیگانه باهم جایز نیست،ولی اصل تماس بدن زن ومرد بایکدیگر ازروی لباس حرام نیست،ولی اگرباعث تحریک شهوت وفسادگردد جایز نمی باشد. تبصره(اگردرتماس بدنی ،فشار واتکا پیدا شود بایدازآن پرهیزکرد).(34)
4-نامه نگاری های عادی یارایانه ای(چت)
ازشیوه های متداول امروزی که بااستفاده ازرایانه رواج یافته است.نامه نگاری اینترنتی است که اگرقصدشهوت رانی درانها نباشد ازنظرشرعی اشکالی ندارد هرچندکه ازنظر اتلاف عمرهرانسانی مسئول پاسخگویی نسبت به چگونگی گذران عمرخویش است چنان که ازپیامبراکرم (ص)روایت شده است:پنج چیزراپیش ازپنج چیز غنیمت شمار،جوانیت راپیش ازپیری ،سلامتت راپیش ازبیماری ،تمکنت راپیش ازتهی دستی ،فراغتت راپیش ازگرفتاری وزندگانیت راپیش ازمرگ.(35)
5-بهره برداری جنسی
ازنظرقرآن وروایات هرگونه بهره برداری جنسی به زن وشوهراختصاص دارد:(قدافلح المومنون ...والذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم اوما ملکت ایمانهم غیرملومین فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون).(36)تصریح به ویژگی خاص مومنان درابتدای سوره ونیز تصریح به تجاوزگری درصورت عدم پایبندی به این اصل ازمهمترین دلایل تاکید قرآن مجیدبراینگونه روابط است.تعبیرعادون که بمعنا یمتجاوزون به حدود الهی آمده سخت ترین تعبیری است که دراین باره شده است. افزون براین درآیات آغازین سورۀ نور دربرخوردجدی بازناکار پیامبر خودراازبرخورد مهربانانه بااین پدیدۀ شوم وزیان آوربرحذر واعلام می دارد که عده ای ازمومنان می باید بایستس عذاب وشکنجه ای که برای این گناه مقررشده است راشاهد باشندوازسویی دیگرآنها رااز نظراجتماعی مطرودومعاشرت باآنان راممنوع کرده وازدواج باآنان رااجازه نمی دهد.(37)قرآن کریم درسورۀ اسراء آیۀ 32 می فرماید:(ولاتقربوا الزنی انه کان فاحشه وساء سبیلا) ونزدیک زنانشویدچراکه آن زشت کاری است وبدراهی است.ودرسورۀ فرقان آیۀ 68 می فرماید:(والذین...ولایزنون ومن یفعل ذلک یلق اثاما)وهرکس این کارهارا انجام دهد کیفرگناه راخواهددید.لذت معاشرت وگفتگوی باجنس مخالف هرچندشیرین باشد کوتاه مدت است وحزن واندوه ونگرانی طولانی رابدنبال خواهدداشت.آری خداوند تمایل وغریزۀ جنسی را مانندتمایل وغرایز دیگر دروجودانسان به امانت گذاشته ومادرقبال آن سه راه داریم:
1-سرکوب کردن یاازبین بردن غریزۀ جنسی
2-رهاکردن افسارغریزۀ جنسی
3-تحت برنامه دین درآودرن
راه اول:که باعث نقص جسمانی شده وبه دنبال آن بسیاری ازاستعدادهای درونی انسان نابود می گردد واجازۀ شکوفایی ورشد نمی یابد ودین اسلام بااین راه مخالف است.راه دوم:رهاکردن افسارشهوت که اینهم موجب هلاکت انسان وبروز بیماریهای روحی وجسمی می شود که امروزه دربسیاری ازکشورهای غربی شاهدآن می باشیم واسلام بااین راه نیز مخالف است.راه سوم:اینکه نه این غریزه ونعمت الهی راسرکوب کنیم ونه آن رارها نماییم بلکه طبق دستورهای دین شهوت خودرامدیریت کنیم ازاین رودراسلام برای کنترل شهوت به ازدواج(38) کنترل چشم (39)دوری ازناپاکان (40)دوری ازتخیلات شیطانی (41)وروزه گرفتن(42)توصیه شده است.

زیاده خواهی
 بایدبه این موضوع هم توجه داشت که روحیۀ انسان کمال طلب است. درهربعدی قرار بگیرددوست داردتانهایت آن ادامه دهد فرق نمی کندکه گاهی ابعاد مثبت برای اوارزش است وگاهی مواردمنفی برای اویک ارزش تلقی می شود.خیلی ازافرادکه تن به این روابط میدهند،معمولادرابتدای کاربه خود وطرف مقابل خیلی مطمئا هستند.قصدشان این است که هرگز واردبازی احساسات وروابط وبرخوردهای دوستی های غیراخلاقی نشوند وروابطشان تنها درحد یک ارتباط وملاقات خیلی ساده ومعمولی باشد،ولی رفته رفته برخوردهای عاطفی واحساسی گسترش می یابد وهوس های غیراخلاقی به دوستی هایشان راه می یابد وآنها رابه سرانجام شومی می کشاند.این افراد معمولا در ابتدا چنین اند که اگر کسی از سردلسوزی آنها راازخطر این روابط بترساند خیلی محکم وقاطع جواب می دهند که ما نه مثل بقیه نیستیم وکارمابه آنجا ها ختم نمی شود.مخصوصا بعضی دخترها که شاید ازاین پندها دل زده وبرایشان چندش آورشده باشد،ازکناراین واقعیت ها به سادگی عبور کنند.(43)

نمودهای تفریح های سالم دردستورهای اسلام
 1-ورزش ومسابقه
2-صله رحم ودیدوبازدید
3-اطعام وپذیرایی ازمهمانان
4-سِیرُوسفروگردش
5-استفاده ازمظاهرزیبای موجوددر طبیعت
6-خودآرایی ورسیدگی به سَرو وضع ولباس
7-استفاده ازلذات حلال درمسائل زناشویی
8-کاربالاترین تفریح.(44)

نتیجه گیری:
باتوجه به تعاریفی ازعشق وهدف اصلی عشق وهمچنین تعریف رابطه وبررسی انواع روابط مشروع ونامشروع وتحقیق ازمنظر قرآن ونویسندگانی محترم شد،خودم وخوانندۀ عزیزاین مقاله را درزندگی به انتخابی درست وهدفمنددعوت می کنم وازآنچه بیان شدنتیجه می گیریم که دین اسلام نه تنها بامعاشرت مخالف نیست بلکه به آن توصیه نیز می کندکه دارای ضوابط خاص خود باشد وبه تعبیردیگرقانون مند وهدفمندباشد،زیرااگرهدفمندوقانونمندشد این معاشرت به سیرتکاملی انسان کمک می کند،ولی اگربدونه ضابطه باشد رهزن انسان می شود ومشکلات فراوانی به بار می آوردکه نمونه های آن رادربرخی جوامع شاهد هستیم.بنابراین دستورهای دین محدودیت نیست بلکه مایۀ مصونیت است وبارعایت آن بهداشت روانی وبهداشت جسمی جامعه تأمین می شود.دین اسلام نظری روشن دربارۀ تفریح های سالم داردوباسفارش به آن تقویت قوای جسمی وروحی انسان رادرراه مبارزه با دشمنان ظاهری وباطنی آماده می سازد تاراه برای رسیدن به کمال نهایی وسعادت ابدی ازمسیرهمین دنیا فراهم آید.افزون براین غنی سازی اوقات فراغت واشتغال دائم به کارهایی ازاین قبیل مانع ازهجوم وسوسه های شیطانی است زیرا شیطان به دنبال فرصت مناسب می گرددتاانسان رابه گونه ای فریب دهد وبه هدف اصلی خود یعنی (سقوط معنوی انسان) برسد.
 
پي‌نوشت‌ها:
 28.روابط دختر وپسر
29.پلک هراس ،ص43
30.تحلیلی برروابط دختروپسر
31.قصص 25
32.تفسیرنمونه ج16 ص34
33.معاشرت زنان ومردان دراسلام
34.رساله دانشجویی،ص231
35.معاشرت زنان ومردان ازدیدگاه اسلام
36.مومنون 1-7
37.نور1-3
38.نور32
39.نور30و31
40.نساء27
41.نور21
42.بقره183
43.پلک هراس
44انفال 8
 
منابع
1.قرآن
2.احمدی علی اصغر،تحلیلی تربیتی بر روابط دختر وپسر درایران، ،1386،تهران،انتشارات انجمن اولیا ومربیان،1386
3.اینیاس لپ، روانشناسی عشق ورزیدن، ،ترجمه کاظم سامی،انتشارات چاپ پخش
4.حسینی،سید مجتبی،رساله دانشجویی،1384،قم،نهادنمایندگی مقام معظم رهبری دردانشگاهها،،دفترنشرمعارف،1389
5.حقیقتی محمود،پلک هراس، ،87،نجف آباد،انصارالامام المنتظر،1387
6.رضایی اصفهانی،محمدعلی،روابط دختروپسر،سیدمحمدحسن جواهری،اول1385،قم،انتشارات پژوهشهای تفسیروعلوم قرآن،1385
7.روزنامه کیهان،ش18395،ت 10آذر1384
8.صادقی، حسن، معاشرت زنان ومردان ازدیدگاه اسلام،مرکزپژوهشهای اسلامی صداوسیما،چاپ اول،1382
9.طباطبایی،سیدمحمدحسین،تفسیرالمیزان،سیدمحمدباقرموسوی،بنیادعلمی وفکری علامه طباطبایی ،1363
10.عزیزی، محمدجعفر، سایت جامعه شناسی
11.مطهری،مرتضی، جاذبه ودافعه امام علی(ع)،شهید،انتشارات صدرا،تهران،چاپ 33،1379ش
12.مکارم شیرازی،ناصر،تفسیرنمونه،پانزدهم،تهران،دارالکتاب الاسلامیه،1376

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (1)

چکیده
 باتوجه به مقدمۀ مقاله، سعی کردیم ابتدا ریشه های اصلی یک ارتباط نامشروع، بین دوجنس مخالف را مورد بررسی وتعریف قرار دهیم،وسپس دستورات ونظر قرآن کریم ونظرات برخی نویسندگان محترم را دراین مجموعه داخل کنیم تادانشجوی جوان بتواند ازاین مطالب استفاده کرده وبهرۀ لازم را ببرد، ودر زندگی فعلی خود،هدف وروش بهتری راتعیین کندوآینده ای روشن را برای خودرارقم بزند.
کلید واژه ها:رابطه،دختروپسر،ازدواج،معاشرت،نامشروع،عشق ، دوستی

مقدمه
 درچنددهه ی اخیر،بخصوص درسالهای پس ازپیروزی انقلاب اسلامی ،روابط میان دختران وپسران جوان ونوجوان ،درکشور ما همواره به صورت یک مسئله ومعضل اجتماعی مطرح بوده است.اولیای خانه ومدرسه ،پیوسته به وضع حادی بااین مسئله روبرو بوده اند که چگونه می توان دختروپسر ویابه عبارتی آتش وپنبه را تا رسیدن به زمان مناسب برای ازدواج ،ازیکدیگردورنگه داشت؟ برای آنان وبخصوص اولیای دختران ،این سوال همواره مطرح بوده است که چه کنند تا نوجوان وجوان خانواده به شکل نامتعارف ونامشروع باافراد غیر همجنس ،رابطه برقرار نسازند ،دوستی وعشق آنان راچگونه چاره ساز باشند.چگونه وباچه زبانی آنان رابه راه راست هدایت کنند ؟.تصورنوجوان درموردجنس مخالف ونیزطرز تلقی آنان دراین مورد خاص، مسائلی رابوجود می آورد .گواینکه بعضی ازپسران، داشتن دوست دختررا نوعی توفیق وقدرت اجتماعی تلقی می کننند.ازاین روبرای نشان دادن قدرت خویش ،سعی می کنند به نحوی بادختری رابطه برقرار سازند .دختران نیز داشتن رابطه باپسران رانوعی جاذبه به شمار می آورند .درعین حال اغلب دختران قصد شان ازایجاد رابطه باپسران، ازدواج است. برای اکثرقریب به اتفاق دختران، دوستی ورابطه بایک پسر به هیچ رویک دوستی معمولی نیست، بلکه این دوستی ورابطه درتصور وذهن آنان همان چیزی است که قطعاً منجربه ازدواج خواهدشد.این تصورنادرست جوانان ونیز واقعیتهای گوناگون موجود درجامعه ما،سبب شده که نوجوانان وجوانانی که به طریق غیر مشروع وغیر متعارف بافردی ازجنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار کنند.قرآن کریم نوری همواره تابان است که براندیشه ی بشر تابید،وراه انسانها راروشن ساخت،این کتاب منبع عظیم معرفتی وسفره ی الهی است،که میتواند نسلهای بشررا از زلال معرفت خویش سیراب سازد، ومقام دانش ودانشمندان را ارج نهد وعالمان وجاهلان رامساوی نمی داند، بلکه بااشارات متعدد به مباحث علوم تربیتی و... وروح وروان انسان بلکه با اشاره به مسائل فراروان شناسی، حس کنجکاوی وپرسشگری انسان را تحریک می کند وزمینه رشد علوم رافراهم می سازد.بااین مقدمات ملاحظه می شود که بحث برسر ارتباط بین دختر وپسر درجامعه ما،یک بحث ضروری برای حفظ سلامت فردی واجتماعی درجامعه است، که لازم است این مطلب از زوایای گوناگون ومهم ترازهمه ازنگاه قرآن کریم موردتحلیل وبررسی قرار گیرد. درجامعه نمی توان پرده ای ضخیم میان دوجنس کشید وآنان را ازیکدیگرجداساخت، ازاین رو باید حدود ارتباط رابرای نوجوان وجوان ترسیم کرد. می باید شیوه های برخورد باایشان را به آنان یاد داد. می باید مفهوم عشق را به آنان تعلیم داد وقداست آن رابرای آنان توضیح داد و آن را سپری برای حفظ کرامت و ارزش انسانی و الهی آدمی بکارگرفت. مادرمباحث آتی درابتدا تعریفی از عشق به میان می آوریم تامنشا اصلی این رابطه مشخص شود وسپس به تحلیل و بررسی روابط دختر وپسرقبل ازازدواج می پردازیم.
1-عشق را تعریف و منشا،اقسام وآثار آنرا نام ببرید؟2-رابطه راتعریف ونگاه قرآن تحلیل هاو نگاه افراطی نسبت به آنرا بنویسید؟ 3-علت، پیامدو وضعیت مطلوب در مورد دوستی دختروپسر را بنویسید؟4-آیین معاشرت وراههای ارتباط دخترو پسر را بنویسید؟

عشق
 عشق اصلی ترین میل وگرایش انسانی است که انسان را سریع تر از هر چیزی به خوشبختی کامل می رساند.عشق عامل بهسازی وتصفیۀ روح وروان بوده وهمواست که به زندگی زیبایی می دهد. عشق بالاترین مقام رادرزندگی دارد ودرپرتوآن زندگی لذت بخش می باشد.اگرانسان به این مقام برسددیگربدونه عشق نتوان زندگی کرد.

1-تعریف عشق
 معنای لغوی عشق: درکتابهای لغت چند معنا برای واژه(عشق) ارائه شده که دراینجا به معنای مشترک بین آن ها اشاره می کنیم:عشق عبارت است از علاقه شدید یا محبت از حدگذشته(1) معنای اصطلاحی: علاقه به شخصی یاشیئی وقتی که به اوج شدت برسد ،به گونه ای که وجود انسان را تسخیر کند و حاکم مطلق وجود او گردد عشق نامیده میشود(2) در زبان عربی واژه عشق در اصل ازماده عَشَقَه است و عشقه نام گیاهی است که درفارسی به آن پیچک می گویند که به هر چیز برسد دور آن می پیچد، مثلاً وقتی به گیاهی دیگرمی رسد، دور آن چنان می پیچدکه تقریباً آنرا محدود و محصور می کند و در اختیار می گیرد. یک چنین حالتی اثرش این است که برخلاف محبت عادی، انسان راازحال عادی خارج می کند، خواب وخوراک را از او می گیرد،وتوجه رامنحصر به همان معشوق می کند،یعنی اورا ازهمه چیزمی بُرد و تنها به یک چیز متوجه می کند.این تعریف عشق بیانگرحال معشوق است(3)

2-منشأعشق
 مقصودازمنشأعشق این است که دریک رابطه عاشقانه چه چیزی باعث می شودکه یک شخص عاشق دیگری شود.آیاعلت اصلی این رابطه غیرعادی نقص وکمبود دریکی وکمال و خوبی در دیگری است که سبب کشش اوبسوی خودمی شود؟یاخیر، علت این رابطه،شباهت است یعنی شکل هم بودن؟ در پاسخ به این پرسش دیدگاههای گوناگونی مطرح است که به گذری اجمالی برآنها بسنده می کنیم.الف-منشا اُرگانیکی: یعنی عشق از تراوش غدد جنسی حاصل می شودکه دراین صورت بااستفاده ازعلم پزشکی قابل کم وزیاد می باشد.(4)ب-هدف جنسی منع شده منشأ عشق است (دیدگاه فروید):یعنی علت عشق آن است که ما از طرفی مُصرانه خواستار رابطه جنسی هستیم و از سوی دیگر نیز، از دست یافتن به این هدف منع شده ایم که درنتیجه اصطکاک این دو برخورد، محبت ومهربانی حاصل می شود: ازاین رو اگر رابطه جنسی کاملاً آزاد می بود، هیچ گاه کسی عاشق نمی شد.ج- عشق یک منشأفطری دارد.د-تمایل انسان به کمال، منشأعشق است.(5)

بررسی:
 دراینجااین مطلب قابل ذکراست که منشأ عشق به چنددلیل نمی تواند اُرگانیکی یاهدف جنسی منع شده باشد.الف- عشق منحصر درعشق شهوانی و جنسی نیست؛ زیرا موارد زیادی پیدا می شودکه خلاف این باشد : مانند عشق انسان به خدایا به خود و یا به گل.... .ب- اگرمنشأعشق تراوش غدد جنسی باشد، باید افراد پیر هرگز عاشق نشوند، در حالی که خیلی ازافراد سن زیادی دارند و درعین حال عاشق هستند.ج- اصلاًعشق شهوانی وجنسی عشق نیست، بلکه یک رابطه غریزی است که در همۀ موجودات وجود دارد.براساس عقیدۀ صحیح، عشق یک منشأ فطری داردکه دراثرشناخت انسان نسبت به خوبی های موجود دریک شخص یایک شیء وازسوی دیگر،نقصان آنها دروجود خود اصل می شود وهرچه این شناخت کامل ترشود، این علاقه بیشترمی شود تا جایی که انسان را وارد معرکۀ عشق می کند،وانسان حاضرمی شو دبرای بدست آوردن آن خوبی ها،همۀ هستی خودرا فداکند.د- واژۀ عشق درقرۀن مجید، حتی برای یکبارهم بکار نرفته است؛امابااین حال کلمات وواژههایی که بااین مفهوم مترادف ورساننده معنای آن می باشد، به شکلهای گوناگون آمده است،مانند:حب،ود،مودت،و... .

3-اقسام عشق
 پیش ازبیان اقسام عشق و بیان دیدگاه قرآن کریم دربارۀ آن ذکر چند نکته لازم است:یکم:انسان اگرکسی رادوست داشته باشد،خویشاوندان و دوستان او را نیز دوست می دارد و حتی شهر، لباس، باغ، نوشته و سایرچیزهایی که بااوارتباط دارند،درنظرش محبوب است.دوم:امور وامیال فطری از جهت شدت وضعف دارای مراتبی هستندکه هرمرتبه ای از آنها دارای اسم وآثارخاصی می باشد و این مراتب در افراد بشر مختلف است ؛ازجمله این امورمحبت است،که مراتب آن طبق تفسیرالوسی به شرح ذیل است :
1-هوی: نخستین مرتبۀ محبت تمایل داشتن.
2-علاقه: مبتنی است که همیشه همراه ودرون قلب است.
3-کلف: محبت شدیدراگویند.
4-عشق: حب شدید یاافراط درمحبت راگویند.
5-شعف: مرحله ای که عشق به تمام زوایای قلب نفوذکند.
6-تدله: مرحله ای که عشق عقل انسان رامی رباید.
7-هیوم: مرحلهایی که عشق انسان ر ابی قرار وبی اختیارمی کند،واورا به هرسوی می کشاند.(6)

تقسیم دیگرعشق
 باتوجه به منشأعشق، عشق به اقسام زیرتقسیم می شود:
1-حقیقی،2-مجازی،3-سرابی؛جنسی وکاذب.
1-عشق حقیقی: به عشقی گفته می شودکه معشوقش حقیقی باشد: یعنی زیبایی های اونا محدود باشد و دارای هیچ گونه نقصی نباشد،وبه دیگر سخن عشق یعنی پروازانسان بسوی بی نهایت یعنی اتصال قطره به دریا (والذین امنوااشدحبالله)(7) و{لی}کسانی که ایمان آورده اندخدارا بیشتر دوست دارند.

-عشق مجازی:
 عشق وعلاقه ای واسطه ای به موجودات درراه خدا است که هدف ازآن رسیدن به عشق حقیقی می باشد: یعنی وسیله ای است برای رسیدن به معشوق حقیقی،و در واقع بخاطر معشوق حقیقی ابراز علاقه می کند، مانند عشقی که حضرت یعقوب را از درون می سوزاند(قالوا تالله تفتا تذکر یوسف حتی تکون حرضا اوتکون من الهالکین) (8)(فرزندان)گفتند: به خدا سوگند، پیوسته یوسف را یاد می کنی تا بیمار مشرف به مرگ شوی،یا هلاک گردی.
3-عشق سرابی؛ جنسی وکاذب
عشق بغیر از معشوق حقیقی است، به گونه ای که هدف از آن خاموش شدن غریزه ی جنسی وکام گرفتن از معشوق می باشدنه رسیدن به معشوق حقیقی،ومنشأآن شهوت است مانند:(قد شغفها حبا...(9) و زنان در شهر گفتند زن عزیز مصر از غلام جوانش تمنای کامجویی از وجودش کرده و محبت یوسف در دلش جای گرفت، قطعا ما او را در گمراهی آشکاری می بینیم.

آثارعشق
 آثار عشق حقیقی:
1-رسیدن به درجات عالی انسانیت یا همان کمال نهایی
2-لذت بردن ازعبادت
3-رهایی ازگناه
4-سلامت وآرامش روحی وروانی
5-اطلاع بعضی از اسرار غیبی
6-رسیدن به مقام استجابت دعا
7-حلاوت سختیهای زندگی
8-بندگی وعبودیت و...
در قرآن و سنت به تمامی آثار عشق به خداوند و اولیاء خدا ،اشاره شده است، ولی به جهت اختصار از ذکر آنها صرف نظر می کنیم.
آثارعشق سرابی جنسی
عشق سرابی مانند راهزنی ماهر دارای آثار نامطلوب فردی واجتماعی است که به برخی ازآنها اشاره می کنیم:
1-دوری ازحق وحقیقت
2-مانع رسیدن انسان به کمال واقعی
3-کشیدن انسان به سوی انحراف وگناه و سقوط او از انسانیت
4-به انحطاط کشیدن فرد وجامعه
5-زودگذر بودن آن
6-سلب آرامش روحی و روانی ازفرد وجامعه
7-فروپاشی کانون گرم خانواده
8-ایجاد روحیۀ طغیان وسرکشی درانسان
9-دوری انسان از طاعت وبندگی
10-تیرگی قلب و.....

بررسی وتحقیق درمورد رابطه
 1. مراد از روابط دختر و پسر، رابطه‏اي است كه خود رابطه، هدف است و مقدمه چيز ديگري نيست. رابطه‏اي كه خودرابطه هدف نيست، همانند رابطه و معاشرت دختر و پسري كه نسبت خويشاوندي دارند و يا رابطۀ علمي، شغلي و اقتصادي بين دختر و پسر،که در اينجا مورد بحث نيست.
2. در اين رابطه، جنسيت طرفين، موضوعيت دارد؛ يعني نگاه آن دو به هم، جنسيتي است.
3. دراين رابطه، احساسات و عواطف طرفين، حرف اصلي را مي‌زند.
4. در اين رابطه، يك در هم تنيدگي بين غريزه جنسي و قواي عاطفي طرفين وجود دارد و تفكيك آن دو در بسياري از مواقع، امكان‌پذير نيست.پس منظور ما از رابطه و دوستي دختر و پسر، «رابطه‏اي است صميمانه و گرم و اغلب پنهاني كه احساسات و عواطف طرفين در اين ارتباط، دخالت جدي دارد و نگاه آن دو به هم، نگاه جنسيتي باشد؛ نه نگاه پاك انساني و اغلب از طريق ديدارهاي مخفيانه، رد و بدل كردن نامه، تلفن و ... ايجاد مي‏گردد». سه ديدگاه در باره رابطه دختر و پسر وجود دارد:1. ديدگاه افراطي؛ در اين نگرش، هر گونه ارتباطي با جنس مخالف، آزاد و بدون مانع است(رويكرد ليبراليستي).فرويد و پيروان وي مدعي هستند كه اخلاق جنسي کهن، بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و تمام مشكلات بشر به دليل ممنوعيت‏ها، محروميت‏ها، ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏هاست که در ضمير باطن بشر جايگزين شده است.بِرتراند راسل نيز همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد و در کتاب «جهاني که من مي‏شناسم»، مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم».2. ديدگاه تفريطي؛ بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف، مردود و مورد نكوهش مي‏باشد. اين ديدگاه، نقطه مقابل ديدگاه افراطي است.راسل در جاي ديگر مي‏گويد: «پدران کليسا از ازدواج به زشت‌‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد. بنابراين، مي‌گفتند: ازدواج که عمل پستي شمرده مي‏شد، بايستي منعدم شود».3. ديدگاه اعتدالي؛ بر اساس اين ديدگاه، نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه؛ بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف، در يك چهارچوب [Context] مشخص، تعريف شده است.ارتباط مجاز، ارتباطي است حداقلي و به دور از هر گونه انگيزه شهوي و عاطفي و رابطه‏اي است كه در آن، نفس رابطه مقصود نباشد و نگاه دو جنس به هم، نگاه انساني باشد و نه جنسيتي. ديدگاه اسلام، ناظر به نگرش سوم، يعني ديدگاه اعتدالي است.

روابط دختر و پسر از نگاه قرآن كريم
 قبل از بحث «آسيب شناسي روابط دختر و پسر»، اشاره‏اي گذرا به ديدگاه قرآن كريم در مورد اين بحث خواهيم داشت.(10)

تحلیل روانشناختی،قرآنی رابطه دختروپسرچیست؟
 عقل وعاطفه دونیروی ضروری برای زندگی بشری هستند که به انسان عطاشده اند.خالق هستی به اقتضای شرایط وشرح وظایف زن ومرد،آن دورا حکیمانه میان آنها تقسیم کرده است که هریک باتفاوتهای طبیعی موقعیت های ویژه ای رابرای زندگی انسانی فراهم آورده اند.درمورد وجوداین تفاوتها میان روان شناسان دیدگاههای متفاوتی اِرایه شده است.برخی می گویند:ازنظرروانی بین زن ومرد تفاوتهای قابل ملاحظه ای دیده می شود، بطورکلی مردبرون گراست، اوفعال ومایل است بردنیای اطراف چیره شود:درنتیجه فکر وملموسات دراو بیش ازشعورواساس رشد می کند،درحالی که زن بیشتردرون گراوغیر فعال است واحساس براو چیره است.(11)در مورد نوع رابطه میان زن ومرد ازنظر یونگ،روان کاو مشهورمسئلۀ جبران مطرح است. توضیح اینکه:میان رابطه زن ومرد حالتی مکمل گونه وجود دارد،تاتضادگونه. اوبیان می کندکه مردان وزنان اگردر درون خودحالتهای تضاد، مثلاً مردحالت زنانگی وزن حالت مردانگی داشته باشد،نه تنها باعث جذب وعشق نمی شود بلکه باعث همرنگ شدن می گردد.ازاین روهرچه باآن درخارج روبرو هستیم ،رابطه ای تکمیلی است که توسط دوست داشتن میان دوجنس مخالف حاصل می شودوتمام کمبودهای وجودی رانیز برطرف می کند.(12)به هرحال وجود مرد وزن درکناریکدیگر درصورتی که همراه باارتباطی سالم ودور ازاضطراب باشد خودعاملی دربرقراری اعتدال روحی روانی است که باعث می شودافراد از زندگی خودلذت ببرند.

جمع بندی:
 آنچه دراین مقال موردنظراست،مطلق برخوردهای میان دختروپسر وبرقرارکردن رابطه اعم ازگفتاری وغیره می باشد که همراه بااهداف متفاوتی صورت می پذیرد.ازآنجاکه بشرموجودی بالطبع اجتماعی می باشد ولازمه جدایی ناپذیرزندگی انسان ورود به عرصۀ اجتماع و برقرارکردن تعاملات میان افراداست،درنظام ترصیم شده درقرآن کریم نیز بدان پرداخته شده ورابطۀ آنها بعنوان دونیمه مکمل هم درنظام آفرینش جایگاهی رابه خود اختصاص داده است.ولی دراینجاپرسشی مطرح می شودکه آیا جامعۀ مورد نظر قرآن بسته ومنحصر به حضورمرد درعرصۀ اجتماع است ویا جامعۀ بازورهاشده بوده وباهرگونه ایجاد رابطه میان افرادموافق است ویااینکه جامعه مورد نظر آن جامعه ای همراه باارتباطاتی نظام مند وکارشناسی شده وهدفمند می باشد که براساس همین هدفمندی احکام اجتماعی وفردی آن انشا شده است؟درمواردی ازآیات قرآن چگونگی ارتباط میان افرادجامعه زن ومرد،به گونه ای حکیمانه بیان شده است که بابررسی آنها می توان دربارۀ نگاه قرآن به موضوع به جمع بندی مناسبی دست یافت.ذکراین نکته خالی ازلطف نیست که ازنگاه قرآن کریم رابطۀ سالم میان زن ومرد باعث ایجادآرامش وسکون نفس می گردد.آرامشی که تمام دانشمندان مختلف تربیتی سال ها برای رسیدن به قاعده ای که به آن بینجامد فعالیت می کنند،ولی براثرتکبعدنگری نسبت به انسان تاکنون راه حلی نهایی ارایه ننموده اند.درآیه ای ازقرآن کریم چنین آمده است(ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها).(13)دراین آیه شریفه رسیدن به آرامش نتیجه یک تعامل سالم میان مرد وزن بنام ازدواج دانسته شده است. ازسوی دیگر ازنگاه قرآن باتوجه به آیۀ یادشده یکی ازمهمترین اهداف خلقت بشر به دوگونه زن ومرد آرام بخشیدن و ماندگاری نسل انسانی است، ازاین روقوانین مطرح دراین نظام الهی نباید بااین هدف اولیه خلقت مغایر باشد، بلکه باید تکمیل کننده ودرراستای این هدف تعریف وانشاءشود.

طرح آیات ارتباط
 1-(قل للمومنین یغضوا من ابصارهم ویحفظوافروجهم ذلک ازکی اهم ان الله خبیر بما یصنعون).(14)این آیه شریف به تمام مومنان دستورمی دهد که درهنگام ارتباط بازنان ازنگاه مستقیم برحذر باشند.می فرماید:)ای پیامبر)به مردان مومن بگو :چشمهایشان راازنگاه حرام فروکاهند، و دامانشان را (درامورجنسی)حفظ کنند. دراین آیه حفظ فرج بمعنا ی جلوگیری از نظر افکندن به آن است(15)ذکرحفظ فرج پس از فروبستن چشم ذکر معلول بعد علت است. زیرا هرکس به چشم چرانی عادت داشته باشد بدونه شک آثارسوء آن از جمله ازدست دادن عفت دامنگیر او خواهد شد، وچون به غض بصر(پوشاندن چشم) عادت کنند بدونه شک اثرآن که حفظ فرج باشد به دنبال آن خواهد آمد.(16)
2-(وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن ویحفظن فروجهن ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منها).(17)
درادامه دستوربه مردان برای چگونه ارتباط برقرارکردن روی سخن رابه نیمۀ دیگر افراد اجتماع کرده و وظایف مفصل تری رابرای آنها برمی شمارد:

الف-(قل للمومنات یغضضن من ابصارهن)
 این قسمت زنان مومن رابه بازداشتن چشم خودازنگاه به نامحرم امرمی کند،زیرا نظر افکندن به محیط های شهوت آلود باعث ایجاد اختلال درسیستم عصبی شده وذهن بیننده رابرای مدتی به خود مشغول می کند و همان گونه که درآیه قبل بیان شد بازتاب وآثاراین عمل زیر پاگذاشتن عفت وسلامت انسانی است.همان گونه که گذشت نگاه از جمله عواملی است که می تواند غریزۀ جنسی رابه تحرک درآورد، (فروید) منشأتمام بیماریهای عصبی راغریزۀ جنسی می داندو تظاهرات مرضی در اینگونه بیماران را فعالیتهای جنسی بیمارگونه آنها بیان می کند.(18) ازدیدگاه این روانکاو، عوامل برانگیختگی میل جنسی مشتمل برعوامل بیرونی ودرونی است.فکرزیاد،دقت زیاد،وبیش ازاندازه بریک موضوع جنسی ازجمله عوامل درونی تحریک میل جنسی بشمارمی آید،این همان چیزی است که دراین آیه شریفه دردوکلمه پرمغز بیان شده است که عمل به آن بیمه شدن جامعه انسانی دربرابر انحراف رابه دنبال دارد.ازجمله عوامل بیرونی درتحریک جنسی افراد جذبه های موجوددرجنس مخالف است به عبارت دیگر آنچه باعث جلب نظر می شود ، زیبایی جنس مخالف وبروز دادن ودرمعرض قراردادن این زیبایی است .این لذت درنگاه که بعلت زیبایی فرد مقابل ایجادمی شود به مرور زمان حالت صعودی پیدا می کند واگراین حالت به ناامیدی بینجامد، چیزی جزدرد و اندوه را به دنبال نخواهداشت. باتوجه به این بیان معنا وهدف آیه ازبیان غض بصر وحفظ فرج به نهایت وضوح می رسد ومعلوم می شودکه این حکم نیزدرراستای همان هدف کلی خلقت که رساندن جامعه به آرامش روانی است،وضع شده است.

ب-(ولایبدین زینتهن الاماظهرمنها)
 زنان مومن بایددربارۀ آشکارشدن زینتها نهایت دقت رابکار بندند.آنچه دراین مسئلۀ مهم است وبرخی ازمفسران نیز برآن تأکیددارند،این است که اظهارمحل زینت مراد ازنهی خداونداست نه خود زینت زیرا اظهارزینت حرام نیست، بلکه آنچه حرام است به نمایش گذاردن محل آنهاست.(19)علت بیان این حکم بعیدنیست که ناظربه یکی ازغرایزمهم نهفته درزنان بنام تبرج وخودآرایی باشد.همۀ زنان بطورطبیعی به خودآرایی ودل ربایی تمایل دارند. به این مسئله درآیه دیگرچنین اشاره شده است:

ج-(ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی(20)
 شهیدمطهری دراین باره می گوید(اماعلت اینکه دراسلام پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی وخودآرایی مخصوص زنان است .ازنظرتصاحب قلبها ودل ها،مردشکاراست وزن شکارچی،هم چنان که ازنظر تصاحب جسم وتن زن شکاراست ومردشکارچی.میل زن به خودآرایی ازاین نوع حس به شکارچی گری اوناشی می شود.در هیچ جای دنیا سابقه نداردکه مردان لباسهای بدن نما وآرایش های تحریک کننده بکار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خودمی خواهد دلبری کند ومرد رادلباخته وبه دام خوداسیر کند).(21)وجود غریزۀ تبرج وآثارآن ازدید دانشمندان و روانشناسان نیزپنهان نمانده است.(لمبروزو)روانشناس معروف ایتالیایی دراین باره می گوید:درزن علاقه به دلبر بودن و دل باختن، موردپسند بودن و مایۀ خرسندشدن بسیار شدید است. درجای دیگر می گوید: یکی از تمایلات عمیق وآرزوهای اساسی زن آنست که درچشم دیگران اثری مطلوب بخشیده و بوسیلۀ حسن قیافه، زیبایی اندام، موزون بودن حرکات،خوش آهنگی صداوطرزتکلم مطبوع قرارگرفته، احساسات آنها راتحریک وروحشان رامجذوب سازد.(22)پس وجودغریزۀ خودآرایی درزنان امری مسلم می باشد. حال خداوند حکیم ازآنجا که به این مسئله علم وآگاهی داشته وپیامد آنرا دراجتماع انسانی می دانسته است، بایک حکم (منع اظهارزینت) جامعه روبه سعادت بشری راازخطر انحراف جنسی و در نتیجه بروز اختلالات روانی نجات داده است، البته دراین مورد راه افراط رادرپیش نگرفته وجایی راکه احتمال ریبه وخطر انحراف نبوده استثنی کرده است.

د-(ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن)
 درادامه آیه خداوندموضوع پوشش رامطرح کرده ومی فرماید: باید اطراف مقنعه خود را برسینه های خود انداخته و فضاهای خالی را پر کند. از نظر اسلام تمام بدن زن جزء عورت او بشمار میرود، یعنی تمام اندام زن باعث تحریک جنس مخالف می شود. فیزیولوژیست ها و روانشناسان درمقام مقایسه زن ومرد به این مطلب تصریح کرده و گفته اند:میان زن و مرد درتمام سلول های آنها تفاوت وجود دارد. در توضیح آیه بایدگفت: زن مظهرجمال و مرد مظهر شیفتگی است وطبعاًبیش ازمرددرمعرض چشم چرانی قرارمی گیرد.جهت حفظ سلامت روانی جامعه برحفظ پوشش وعدم تحریک غرایز در روابط اجتماعی تأکیدشده است. اینکه درآخرآیه می فرماید:)لعلکم تفلحون)نشانگر این مهم است که عدم تحریک غرایز در روابط اجتماعی به رستگاری وسعادت افرادجامعه می انجامد.

ه-(ولایضربن بارجلهن لیعلم مایخفین من زینتهن)
 زنان مومن نباید به گونه ای پا برزمین بکوبند که زینتهای آنها به صدا درآیدوباعث جلب نظرافرادجامعه گردد.این نیز درراستای غریزۀ تبرج وخودآرایی صادرگردیده و باعث نوعی پیشگیری ازاختلالات روانی دراجتماع است.
3-(یانساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولامعروفا)(23)دراین آیه شریف،خداوند شرط دیگررا در رابطه میان فردی بیان می کند. در مورد ارتباط زن ومرد آنچه مهم بنظر می رسد، اینست که باتوجه به ویژگی های خاص زنان درلطافت و ظرافتهای جسمی وروحی و...نباید در روابط اجتماعی و سازمانی جذابیت زن واسطه ارتباط قرار گیرد، چه جذابیت چهره چه جذابیت کلامی . برای رعایت این امرقرآن کریم دراین آیه چگونگی ارتباط کلامی زنان بامردان رامطرح کرده است،البته ممکن است کسی گمان کند که این آیات خاص زنان پیغمبر (ص)اسلام است.ولی این برداشت به چنددلیل مردود وآنچه مورد نظرآیه است عمومیت حکم می باشد،زیرا اولاً:در آیه علت حکم بیان شده وتوسعه و محدوده حکم دارومدار دلیل حکم است ودلیل مذکوردرآیه دلیل عام وگسترده می باشد. می فرماید:)فیطمع الذی فی قلبه مرض)که تعمیم آن نشان می دهد احکام مذکوربه زنان پیغمبر(ص)اختصاص ندارد. ثانیاً:این حکم خداوند زنان پیامبر(ص)را مخاطب قرارداده نشان از غلظت وشدت حکم نسبت به زنان دیگراست،زیرازنان پیامبر(ص)از لحاظ حقوقی حکم مادرمومنان رادارند،ازاین رو اساساًبعد ازپیامبر(ص) ازدواج با آنها حرام است.افزون برآن هیبت پیامبرخدا(ص) بر همسرانش سایه افکن است ولذا کسی جرأت نمی کندخیال هوسرانی درارتباط باآنها درسربپروراند، ازاین رو ضعیفترین موردی که احتمال سوء استفاده درموردآن مطرح می شود زنان پیامبر(ص)است وخداوند باموردخطاب قراردادن آنها حکم رابه طریق اولویت به همۀ جامعه سرایت داده است.(24)دراین آیه خداوندازخضوع وطنازی زنان درگفتار باغیرمحارم که ممکن است درغالب شوخی ولطیفه گویی مصداق پیداکند نهی کرده است. زیرا اینگونه ارتباط باعث حرکت شهوانی گردیده وافکاراجتماع رابه خودمشغول می کند وهمانگونه که گفته شدبرخی روانشناسان اینگونه رفتارهاراباعث ایجاد فکرزیادودقت بیش ازاندازه دانسته ومعتقدندکه موجب فعالیتهای جنسی ودرنتیجه اضطراب وتشویش روانی می گردد، وجامعه ای اینچنین،بیمار،راکدوبه دورازفعالیت رو به رشدی است که باهرعامل بیرونی آسیب می پذیرد.باتوجه به این آیات که قوانین ومقررات مربوط به پوشش زن وشیوۀ رفتار اودراجتماع رامطرح کرده ونیز باتوجه به احکامی که مالکیت زن را به رسمیت شناخته وبسیاری ازحوادث تاریخی مستند اززمان حکومت نبوی وعلوی ودیگرائمه که درتاریخ بیان گردیده،اصل ارتباط میان زن ومردازنگاه قرآن امری مسلم وثابت شده است. ونگاه دین نگاهی اعتدالی وقراردادن شرایط ارتباط به هدف جلوگیری ازهرج ومرجهای روحی –روانی اجتماع می باشد.

بررسی مولفه های ارتباط :
 هرارتباطی مولفه هایی دارد که برخی ازآنها عبارتنداز:
1-برقرارکنندگان ارتباط
2-پیام:همان محتوای ارتباط است که منظورارتباط کنندگان راروشن می کند.
3-رسانه:منظورشیوۀ خاص برقراری ارتباط است
4-کانال :آنچه ارتباط برقرارکنندگان رابه هم پیوندمی دهد ورسانه رادرخودجای می دهد.
5- انگیزهارتباط:دراین بحث می تواندعشق ورزی وابرازعلاقه باشد.
وجوداین مولفه هانشان دهندۀ ارتباطی هدفمنداست.
آنچه ازآیات شریف استفاده شدشرایط برقرارکنندگان ارتباط است ولی ازفحوا ی این آیات فهمیده می شود که پیام ارتباط نیز باید به گونه ای بایدباشد که باعث تحریک شهوات جنسی گردد.زیرادرغیراینصورت هدف ازوجودشرایط تامین نمی گردد.ازبرخی آیات استفاده می شودکه تعدادی ازشرایط یادشده مانند پوشش زن ناظر به ارتباط حضوری زن ومرد است وشرایطی مانند نوع سخن گفتن می تواند ناظر به ارتباط اعمی (حضوری وتلفنی)باشد،البته بیان علت حکم می تواند ناظر به محتوای ارتباطات نامه ای نیز باشد.زیرا بکاربردن جملات شهوت انگیز نیز مشمول نهی یادشده می شود.به هرحال آنچه ازنگاه قرآن مهم است سالم سازی جامعه است لذا بایدازهرگونه ارتباطی که منجربه ازبین رفتن آرامش روحی افرادجامعه می گردد خودداری شود.

نگاه افراطی به ارتباط
 درموردارتباط میان دختروپسر درمحیط اجتماع وعرف مردم ضرب المثلی وجوددارد که دختررابه پنبه وپسررا به آتش مانند می کنندکه بدونه شک درصورت نزدیک شدن آن دو به یکدیگرپنبه شعله ورمی شود.این ضرب المثل بعنوان یک گزاره رفتاری ویک الگوی اجتماعی درمیان افرادجامعه وجوددارد .خانواده ها بااین گزاره رفتاری به تربیت وخط دهی فرزندان احتمام می ورزند درحالی که این سخن به معنای نادیده گرفتن اراده واختیارانسان وپایین آوردن شخصیت والای انسانی افراد درحدجمادات است که امری غیرصحیح وبه دور ازدلیل می باشد.آنچه مهم می نمایداین است که باید رفتارها وارتباطات دارای مرز وهمراه بارعایت اصول برخاسته ازشرع باشد که دراین فرض ارتباط هیچ معنی ندارد درتربیت فرزندمهم این است که معرفت بخشی مناسب وبه جاانجام پذیرد یعنی والدین بایدتلاش کنند نوجوان وجوان خودرا درخودنگهداری بصیرت لازم ببخشند.(25)یعنی لازم است والدین علت نهی ویا امرخودرادرمورد رفتارهای مختلف بیان کنندتافرزند دریک سردرگمی تربیتی قرار نگیرد امری که درموارد مختلف مورداهتمام قرآن کریم بوده وبعنوان اصلی متقن مورداشاره قرار گرفته است.قرآن درهرزمینه ای نخست معرفت بخشی می کند ودرمرحله بعد حکم خاص آن رابیان می کند.(26) درنتیجه لازم است برای ساختن جامعه ای سالم ومتعادل دروهلۀ اول به افرادشناخت وبینش رفتاری صحیح داده شود تارفتارهاکوکورانه وآسیب پذیرنباشد.

پیامد دورشدن ازواقعیت
 دورشدن ازواقعیت موجودمیان تفاوتهای فردی دربین زن ومرد وپیروی ازاصول متقن وتک بعدنگری افراد درمیان جوامع غربی پیامدهای جبران ناپذیری رابرای زنان جامعه بهمراه داشته است.توضیح اینکه:جنبش اجتماعی دهه 1960 م به تغییرات بنیادی درکیان خانواده انجامید.جنبش آزادی زنان آنها رابه کاربیرون ازخانه ترغیب نمود.جنبش ضدفرهنگی رهیافتهای جدیدی درروابط جنسی مطرح کرد که درنتیجه آن زوجهای بسیاری بدونه ازدواج باهم زندگی می کردند .دراین زمان خانوادههای نامتعارفی ازقبیل خانوادههای تک والدینی وزندگی همجنس گرا هابه پدیده شایع تبدیل گردید.برخی پیامدهای این خانوادهها درغرب عبارتنداز:
1-افزایش چشمگیرشمارکودکان نامشروع
2-افزایش چشمگیرمسائل روان پریشی بین کودکان ووالدین مجرد
3-افزایش خط خشونت وآزار کودکان
4-افزایش مشکلات مربوط به سلامت کودکان ووالدین مجرد
5-افزایش آسیب های آموزشی تحصیلی
6-افزایش احتمال استفاده ازموادمخدرهمراه باهزینه های اجتماعی آن
7-افزایش میزان جرایم اجتماعی(27)
بایدتذکرداد که اینگونه پیامدها باراقتصادی واجتماعی سنگینی بردولتهاتحمیل کرده است.

پي‌نوشت‌ها:
 1.روابط دختر وپسر،ج1،ص75
2.جاذبه ودافعه امام علی (ع)شهیدمطهری
3. روابط دختر وپسر،ج1،ص76
4.روانشناسی عشق ورزیدن،ص28
5.جاذبه ودافعه امام علی(ع) شهیدمطهری
6.روابط دختر وپسر،ج1
7.بقره،165تفسیرالمیزان ج1ص406
8.یوسف854
9.یوسف30
10.محمدجعفر عزیزی سایت جامعه شناسی
11.مجله کتاب زنان (اسلام وروابط دختروپسر)علی زینتی،ش 24،سال1383
12.تحلیلی تربیتی برروابط دختروپسردرایران،دکترعلی اصغراحمدی
13.روم21
14.نور30
15.المیزان ذیل آیه 30نور
16.روابط دختر وپسر،ج1
17.نور31
18. روابط دختر وپسر،ج1
19.المیزان
20. احزاب33
21. مجموعه آثارمرتضی مطهری،ج19ص436
22.روابط دختر وپسر،ج1
23. احزاب 32
24. روابط دختر وپسر،ج1
25.تحلیل تربیتی برروابط دختروپسر ص69
26. روزنامه کیهان ش 18395 ت10آذر84
27.روابط دختر وپسر

بازديد : 647 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 10 اسفند 1390

رابطه هايتان را بشناسيد
 
فکر مي کنيد چند جور ارتباط داريم؟ در جواب بايد گفت ما سه نوع رابطه داريم: رابطه در ازدواج، رابطه به قصد ازدواج، رابطه نامزدي؛ اينها را اضافه کنيد به اينکه ما الان رابطه مجازي و عشق هاي سايبري هم داريم. اولاً ريشه خيلي از اين رابطه ها هورمون است. هورمون باعث خيلي از رشدها در آدم مي شود. عامل اينکه پسري در ترم اول دانشگاه خيلي درس مي خواند و خودي نشان مي دهد، همين است. براي شروع بهتر است از رابطه هاي کاري و دانشگاهي شروع کنيم. با اين سؤال که اصلاً اين رابطه ها را به رسميت بشناسيم يا نه؟! البته جواب ضمني اين سؤال اين است که چه به رسميت بشناسيم اينها را و چه نشناسيم، اينها کارکرد خودشان را در جامعه دارند. از طرفي براي آدمي که شش تا انتخاب دارد، با آدمي که دو تا انتخاب دارد، حوزه اختيار به لحاظ فلسفي فرق مي کند. اما 20 سال پيش روابط به گونه اي ديگر بود. دختر يا ازدواج مي کرد که خوب بود يا نمي کرد که لايق بدترين حرف ها بود. اما الان در سال 1389 شرايط فرق مي کند. دامنه انتخاب بالاتر مي رود و اجباري هاي تو کمتر مي شوند اما آيا من براي هر يک از اينها نبايد يک سري مهارت ها داشته باشم؟ در روابط يک سري مهارت هاي مشترک است. مانند خود مهارت ارتباط برقرار کردن. طرف مقابل در هر موقعيتي باشد، من بايد بلد باشم با او ارتباط برقرار کنم و بلد باشم ارتباط را به موقع محدود يا حتي به درستي قطع کنم؛ من بايد شخصيت شناسي بلد باشم، آدم ها در هر ارتباطي با من، يک تيپ شخصيتي دارند، اين اثبات شده و علمي است و دامنه حرکتي شان در آن تيپ است. بنده بايد تيپ خودم را بشناسم، تيپ ايشان را هم بشناسم و تطابقشان را با خودم چک کنم.

اين رابطه ها عمر دارند، دل نبنديد!
 
در سطح اول ارتباط، حسادت، غيرت، وابستگي و آينده داري وجود دارد. تعهد هست؛ اما نه در حد تعهد ازدواج. مشکل دخترهاي ايراني اين است که تعهد را در حد ازدواج مي خواهند و هيجان در ارتباط. اين ارتباط عمر دارند. استرن برگ مي گويد در رابطه ها سه تابع وجود دارد: تابع هيجاني. بعد از فاز هيجاني شروع به شناختن فرد کنيم. تابع دوم، تابع صميميت است و در مرحله آخر اينکه من و او چقدر مي توانيم به هم تعهد داشته باشيم. رويه اي که اگر درست پيش نرود، ما را با رابطه هاي مبهم رو به رو مي کند و دچار سرگرداني و آسيب مي شويم. حرف اساسي در اين زمينه اين است که بايد براي هر آشنايي اي هدفي داشته باشيم و بفهميم در چه فازي از رابطه قرار داريم. در عين حال، سوال بي جا هم نپرسيم. متأسفانه اغلب جوان ها فقط در فاز اول هستند و اصلاً دو فاز ديگر را نمي بينند، حدود هشت تا نه ماه در اين فاز دوام مي آورد و دلزده دنبال هيجاني ديگر مي گردند! در اين زمينه اغلب هم نمي توانند با حرف زدن به توافق برسند و رابطه را تمام کنند.

قاعده ارتباط را بدانيد
 
در مورد ارتباط معمولي بايد ويژگي هاي اين نوع ارتباط را بدانيم. يک هرم را در نظر بگيريد، قاعده اش ارتباط معمولي است، وسطش ارتباط به قصد ازدواج و بالاش هم ازدواج. در قاعده، غيرت و تعصب روي فرد نداريم. اما توجه وجود دارد، توقع يک سري توجهات مثل تبريک روز تولد. حساسيت ها خيلي کمتر است و دانسته هاي ما از طرف مقابل در حد ارتباط معمولي است. بايد و نبايد نداريم و بيشتر در حد توصيه است. منافعي در اين ارتباط مد نظر ماست. مشکلي که من دارم با تعريف ارتباط بعضي هاست. مثلاً در حد رگ زدن براي هم مرام مي گذارند. اين جور ارتباط ها به نظرم ارتباط هاي فيلمفارسي است.

رابطه هاي کاري
 
در رابطه کاري، دختر مي گويد من با اين آدم مراوده معمول کاري دارم. اما به هر حال، مجاورت موانست مي آورد. در اين شرايط پسر ممکن است دو ذهنيت پيدا کند؛ يا فکر مي کند اين مراوده معمول نشانه نوعي علاقه است؛ در حالي که تو به اصطلاح به او توجه نمي کني، نشان به اين نشان که اگر بيرون از محيط کار به تو زنگ بزند برايت تعريف نشده است؛ چون سطح رابطه را براي خودت تعريف کرده اي. از طرفي من مي خواهم ببينم نظام ذهني آدم هاي دور و بر من چيست و رسيدن به جواب اين سؤال، مستلزم اين است که خيلي ازشان سؤال و جواب کرده باشي و بفهمي چطور دارند فکر مي کنند. در محل کار من بايد نظام ذهني خودم را تعريف کنم، اي ميلي که به اي ميل شخصي من زد، جواب نمي دهم.
اما اگر براي شناخت بيشتر بخواهم ارتباط کاري ام را ارتقا بدهم چه بايد بکنم؟ يک قانون در اين مورد مي گويد: در قلعه تان از اين کارها نکنيد، قلعه يعني جايي مثل دانشگاه؛ چون در اينجا ممکن است هزينه گزافي به شما تحميل شود و نمي توانيد از پسش بربياييد. با اين حال اگر چاره اي نبود، امنيت قلعه تان را در اولويت قرار بدهيد.

رابطه مدعي ارتباط عادي
 
در دانشگاه اين اتفاق ممکن است پيش بيايد. حالا اين ارتباط را آسيب شناسي کنيم. اگر براي بچه هايمان تعريف کنيم و بگوييم مي توان ارتباط عادي داشت بدون اينکه نياز به خيلي از چيزها باشد، کار به اينجا نمي کشد که رابطه هايي تجربه شوند که اساساً دوستشان نداريم. مهارت هاي لازم براي مديريت اين رابطه ها اهميت زيادي دارند که آدم هاي کمي آن را بلدند اما متأسفانه خيلي ها آن را تجربه مي کنند و به همين دليل، تلفات بسيار زيادي دارد. پرواضح است که اگر بخواهم راجع به رابطه هاي « دختر-پسري» حرف بزنم، رابطه اي نيست که در آن ماندگاري باشد. اين بچه ها وقتي از رابطه ها بيرون مي آيند، کاملاً خودشان و طرف مقابل را نابود مي کنند و به طرف ديگر جراحت عاطفي مي زنند. يا گاهي رابطه را براي خودشان تمام نمي کنند و زجر مي کشند. مشکل هم آنجا حاد مي شود که وقتي اين مسأله انکار مي شود، آموزشي هم براي آن ارائه نمي شود. بنده نه سال است که دارم آموزش مي دهم و به شما مي گويم که رابطه دختر پسرهاي ما رابطه قشنگي نيست؛ وضع ازدواج هايمان هم به تبع آن همين طور. بيشترين ازدواج هاي ما در سال 88 در گروه سني 20-24 سال بوده، بيشترين طلاق ها هم در همين گروه سني بوده، آمارهاي 25 درصدي طلاق در شهرهاي بزرگ توسط همين گروه سني است که يک سومشان هم در سال اول اتفاق مي افتند.

رابطه به اصطلاح « خواهر- برادري»!
 
من اصلاً چنين رابطه اي را قبول ندارم و همان JUSTFRIEND را که ديگران مي گويند اينها مي گويند خواهربرادري. با اين تفاوت که درد دل کردن ها و سنگ صبوربودن هايش بيشتر است. مثلاً پسري به من مي گفت احساس مي کردم که خيلي از سطح اعتماد بالايي برخوردارم؛ چون آن دختر از همه مسائلش به من مي گفت؛ حتي از پسري که دوستش داشت. دختر هم پيش خودش فکر مي کند که خب ما خواهر برادريم ديگر. اما اين يک دوران موقت است کلاً از اين رابطه ها دوري کنيد؛ به ويژه پسرها خيلي در اين بازي ضرر مي کنند.

کارشناس جوان
 

4 نکته طلايي!
 
پر رنگ شدن احساس در يک رابطه حرف اول را مي زند و کشش را به وجود مي آورد. اما بين کشش جنسي و رابطه جنسي يک قدم بزرگ است که بايد حواستان باشد. دين ما روابط جنسي را تنها در چارچوب ازدواج مجاز دانسته. ما در روان شناسي هم يک قانون داريم که روابط جنسي پيش از ازدواج بعدها شما را دچار دردسرهاي جدي مي کند. ضمن اينکه تجربه هاي کلينيکي مشاوره هم گوياي اين مسأله است. براي دوري از اين رفتار، بدانيد اين مسأله که من تن به چنين رابطه بدهم را چهار مورد مشخص مي کند: 1- سيستم اعتقادي من 2- خانواده اي که من به آن تعلق دارم 3- جامعه اي که به آن تعلق دارم 4- اينکه تجربه هاي علمي به من چه مي گويد.

نکته 1
 

پيش فرض هايتان را بدانيد
 
آدم ها در روابط عاطفي شان يک نمايشنامه و پيش نويس دارند که به شکل ناخودآگاه باعث مي شود نقشي را تعيين کرده، بازي کند و در زندگي شان آدم هايي را پيدا کنند که آن نقشي را که براي زندگي شان پيش بيني کرده اند بازي کنند. از اين هم وسيع تر داريم؛ Life Skrip نمايشنامه زندگي داريم؛ مثلاً اينکه فرد، نمايشنامه اش نمايشنامه آدم بازنده است. حالا اين پيش نويس کي نوشته شده و از کجا در وجود ما نهاده شده، پيچيده است. يکي از اين الگوها پدر و مادرمان است. ببينيم آنها با هم چطور زندگي کرده اند؛ مثلاً دختر و پسر پيش من مي آيند براي مشاوره ازدواج، مي پرسم رابطه پدر و مادرت چطور است؟ مي گويد: عالي، بعد که صحبت مي کند، مي بينم واقعيت چيز ديگري است چون در خانه خودش مي بيند مادر يک عمر فقط اطاعت کرده و در آن خانه هم مانده و چيزي که شايسته خودش بوده، نگرفته. چنين دختري وقتي مي بيند پسر از يک فضاي بهتر مي آيد که زنگي خانوادگي خوبي داشته که حقش هم بوده؛ در ارتباط با او عملاً مشکل پيدا مي کند چون اين دو پيش فرض هايشان با هم در تضاد است. پيش نويس هاي عاطفي را اگر دربياوريد، تعجب مي کنيد؛ مثلاً يک دختري مي گويد پسري که جذبه و جنم داشته باشد را مي پسندد. فکر مي کنيد چرا؟ چون تکميل کننده خودش را مي خواهد. البته يکي از دلايلش مي تواند اين باشد.

نکته 2
 

بيش از حد لطف نکنيد
 
خيلي از تصوراتي که بين آدم ها پيش مي آيد، کدهايي مبهم است. البته يک مرد بايد اين قابليت را داشته باشد که يک زن را بفهمد؛ اين درک متقابل هيچ وقت صد در صد نمي شود. اگر صد در صد فهميد، مي شود برادر آن دختر. نه نامزد او. اين مسأله متعدد دارد اتفاق مي افتد. اصولاً زيادي جنتلمن بودن براي يک مرد در رابطه با يک زن، دردسر است. گاهي اوقات اگر تو را تحويل نگيرند، تقلا مي کني براي حفظ رابطه ات و بالعکس. گاهي مي بيني يک دختر چندين بار نامزدش را ترک اعتياد داده و دارد نقش مادرش را براي او بازي مي کند. اين کار شايد يک لطف باشد اما پشتش دقيقاً يک اشتباه بزرگ در پيشبرد نامزدي است چون رابطه، رابطه انگلي است؛ يک دختر، سيندرلاوار، يک پسر له شده را نجات مي دهد. اين در حالي است که اين دختر در جامعه با آدم هاي سالم و متعادلي هم برخورد دارد اما به آنها توجه نمي کند چون پيش نويس زندگي اش اين است و در رابطه اي وارد نمي شود که پسر در آن نرمال باشد. او در رابطه با پسرهاي درب و داغان احساس مي کند که چقدر خانم و قوي است.
منبع: همشهري جوان، شماره 286

رابطه ي منطقي و شرعي قبل از ازدواج

آيا رابطه هاي منطقي و براساس ضوابط شرع بين خانم و آقا در محيط کار براي ازدواج اشکالي دارد؟
 رابطه هاي منطقي و براساس ضوابط شرع که هيچ گونه گناهي بين دختر و پسر اتفاق نمي افتد، در محيط کار، در دانش گاه يا در ارتباطات فاميلي اشکالي ندارد.(1)
مراجع تقليد فتوا داده اند که ارتباط شغلي اگر باعث مفسده نشود و موازين شرع در آن رعايت شود، اشکال ندارد.
براساس فتاواي فقيهان، مردها مي توانند با نامحرم صحبت کنند به اين شرط که به قصد لذت و ريبه نباشد و با اين صحبت کردن به گناه آلوده نشوند(2)؛البته خوب است به قدر ضرورت بسنده کنند؛ چون فرموده اند که صحبت کردن با نامحرم به غير ضرورت مکروه است؛ خصوصاً اگر مخاطب، جوان باشد.(3)
خانم ها نيز مي توانند با نامحرم صحبت کنند به شرط آن که به قصد لذت و ريبه نباشد؛ صداي خود را ترقيق و تلطيف نکنند [نازک و کش دار و با کرشمه سخن نگويند]و ترس از فتنه نباشد؛(4)پس اگر رابطه شما با حفظ موازين شرع و عرف باشد، به اين معنا که ديگران رابطه اي احساسي و عاشقانه نمي دانند و شما را دوست يک ديگر نمي پندارند، اشکالي ندارد. اگر هم به ازدواج بيانجامد، مشکلي ايجاد نخواهد کرد.

ازدواج مدرن
 با توجه به پيامدهاي منفي ازدواج هاي مدرن، چه شيوه اي را براي ازدواج درست پيشنهاد مي کنيد؟
 گرايش به ازدواج هاي مدرن، عللي دارد:
1.تأثيرپذيري از فرهنگ غير خودي:برخي به تأثير از فرهنگ غرب به اين گونه ازدواج ها تن مي دهند. اما توجه ندارند که مي خواهند در ايران و با فرهنگ ايراني زندگي کنند. نمي شود غربي ازدواج، و ايراني زندگي کرد.
براساس مشاهدات نگارنده، يکي از علل جدي اختلافات برخي از ايرانيان مقيم غرب، همين مسئله است که ايراني اند، اما مي خواهند با فرهنگ و قانون غرب زندگي کنند.
2.مشکلات زناشويي در برخي ازدواج هاي سنتي:برخي جوانان با ديدن مشکلات زناشويي بين پدران و مادران خود که به شکل سنتي ازدواج کرده اند، دلائل مشکلات را همين گونه ازدواج کردن مي دانند به همين دليل به ازدواج هاي مدرن روي مي آورند.
نگارنده بر اين باور است که اگر ازدواج سنتي به روز شود و فرايند خواست گاري که رکن اساسي ازدواج سنتي است، به شکل درست انجام شود مشکلات ازدواج سنتي از بين خواهد رفت و از پيامدهاي ازدواج هاي مدرن نيز در امان خواهيم بود.

خواست گاري غير اصولي
 هم کلاسي ام را براي ازدواج مناسب ديده ام و مي خواهم از او در دانش کده خواست گاري کنم آيا اين گونه خواست گاري کردن اشکالي دارد؟
 خواست گاري کردن مانند بسياري از کارهاي ديگر(رفتن به مسجد، زيارت گاه، مهماني، کلاس درس و ...)آدابي دارد اين گونه خواست گاري کردن از دختر پسنديده نيست؛ زيرا
1.به شأن و جاي گاه والاي او لطمه مي زند؛
2.آشکار شدن آن در محيط دانش گاه، ممکن است سبب ايجاد بدبيني و تهمت به شما و به ويژه دختر شود و افرادي گمان کنند که رابطه اي قبلي در کار بوده و باعث آبروريزي و از دست رفتن فرصت هاي ازدواج براي هر دوي شما به ويژه دختر شود.3.دختر پرهيزگار، به طور طبيعي در مقابل اين گونه خواست گاري کردن، برخورد مناسبي نخواهد داشت و پاسخ منفي محکم و تحکم آميز او ممکن است باعث لطمه ي روحي و احساس حقارت شما شود.4.امکان پاسخ مثبت يا منفي براي دختر وجود ندارد؛ زيرا براساس ظاهر شما و شناخت سطحي نمي تواند پاسخ دهد و پاسخ مثبت يا منفي به خواست گار، بايد پس از گذراندن فرآيند خواست گاري صورت گيرد؛ بنابراين اگر آمادگي ازدواج داريد، تحقيقي مختصر درباره ي او انجام دهيد و اگر شرايط اوليه ي همتايي را داشتيد، به طور رسمي از طريق خانواده خود به خواست گاري برويد.
برخي از آقايان، در محيط کار يا تحصيل از خانم ها خواست گاري مي کنند، در حالي که قصدشان ازدواج نيست. به خانم هاي محترم توصيه مي شود که بکوشند در محيط کار يا تحصيل به گونه اي برخورد کنند که طمع طمع ورزان و هوس بازان از بين برود.
خنده هاي خلاف شأن يک خانم، نگاه هاي معنادار، چشم و ابرو آمدن، نازک و کش دار و با کرشمه حرف زدن و...هوس بازان را تحريک مي کند تا به سمت آنان بيايند و به بهانه ي خواست گاري براي ازدواج، سوء استفاده کنند.
براساس آموزه هاي ديني، با ناز و کرشمه سخن گفتن زن، بيماردلان را به طمع مي اندازد؛ به همين دليل خداوند در قرآن کريم، بانوان از اين گونه سخن گفتن نهي مي فرمايد.
«فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض...؛(6)
البته خواست گاري هر کسي را نمي توان براي سوء استفاده پنداشت. ممکن است هم کاران يا هم کلاسي هايي که شرايط اوليه را دارند، واقعاً به قصد ازدواج، از خانمي خواست گاري کنند براي اين که بفهميد اين گونه خواست گاران در سخن خود صداقت دارند، بهترين برخورد اين است که با احترام و مؤدبانه و بدون تشر و قشقرق(7) بگوييد:هر کاري آدابي دارد و اگر قصد ازدواج داريد، با خانواده خود تشريف بياوريد.
مطمئن باشيد کسي که قصد سوء داشته باشد، چنين اقدامي نخواهد کرد.
برخي خواست گاران اصرار دارند که تا قبل از خواست گاري رسمي، مدتي با هم ارتباط داشته باشيد تا هم ديگر را بهتر بشناسيد. پذيرش اين پيشنهاد از طرف شما(حتي با اطلاع خانواده)مشکلات بسياري را براي تان پديد مي آورد و خطر فراواني دارد. پس مراقب خود باشيد و مغلوب اصرار و وسوسه هاي آنان نشويد.

خواست گاري دختر از پسر
 آيا خواست گاري دختر از پسر، شيوه ي نادرستي براي ازدواج است؟
 زن اهل ناز و مرد اهل نياز است. زن مظهر حيا و پذيراي عشق و مرد جلوه ي تمنا و طلب و اعلام عشق است آفرينش، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است.
ويليام جيمز(Wilam jeims)فيلسوف آمريکايي مي گويد:
حياي زن برايش عزت است تا در پي مرد نرود و خود را مبتذل نکند.(8)
در دنياي حيوانات و گياهان(به صورت گرايش سلونر به ماده )مي توان مشاهده کرد.
وقتي خداوند آدم و حوا را آفريد، حوا به سوي آدم گرايش يافت؛ اما جبرئيل فرود آمد و به آدم گفت:اگر خواهان او هستي، تو به سمت حوا برو.(9)
در صورتي که دختر به خواست گاري پسر برود، ممکن است پيامدهايي منفي داشته باشد:
1.اگر پاسخ پسر منفي باشد، دختر احساس شکست و سرخوردگي مي کند؛ در حالي که جواب منفي براي پسر قابل تحمل است و در صورت پاسخ منفي دختر، به خواست گاري شخص ديگري مي رود؛
در صورت پاسخ منفي پسر، احتمال تمسخر و آزارهاي بعدي و آبروريزي به وسيله او وجود دارد؛
ممکن است پسر با شنيدن چنين تقاضايي، با پاسخ مثبت ظاهري به فکر سوء استفاده از دختر بيفتد؛
احتمال دارد در زندگي مشتر ک آينده (در تنش ها و اختلافات)به دختر سرکوفت بزند که تو به خواست گاري من آمدي و اين برخورد، براي دختر بسيار رنج آور است در حالي که اگر زن همين جمله را در زندگي به مرد بگويد، مرد رنجور نخواهد شد.
جاي گاه دختر آن قدر والاست که پسنديده نيست حتي پدر يا مادر يا برادر و خواهر او، از پسر خواست گاري کنند. افزون بر اين که اين رفتار، خلاف شأن دختر و خانواده ي او است، باعث مي شود که مجبور شوند از شرايط منطقي خود کوتاه بيايند. نيز احتمال دارد اين گونه برداشت شود که دختر، مشکل يا عيبي دارد که او را به پسر عرضه مي کنند و مقام و منزلت او پايين خواهد آمد.

اعلام عشق به پسر
 پسري را دوست دارم و او را براي ازدواج انتخاب کرده ام اما نمي دانم که آيا او هم به من علاقه دارد يا نه. با اين عشق يک طرفه چه کنم؟
 اعلام اين عشق به او، در واقع خواست گاري است و خواست گاري دختر از پسر، پسنديده نيست؛ افزون بر اين که حياي شما اجازه نمي دهد به سمت او برويد امام صادق(ع)فرمود:حيا از ايمان، و ايمان در بهشت است.(10)
حيا و ايمان، در يک رشته و همدوش همند. چون يکي برود، ديگري هم خواهد رفت.(11)
اگر او را مي شناسيد و بدون حاکميت احساس و عواطف و براساس حکم عقل او را پسنديده ايد و وي را همتاي مناسبي براي ازدواج مي دانيد، مي توانيد کسي را واسطه (و نه پيک)قرار دهيد تا نظرش را جويا شود. اين واسطه -که گويا خود اقدام کرده،-بهتر است خانمي بزرگ سال و متأهل و مورد اعتماد باشد و بدون ذکر نام شما نظرش را جويا شود و تا مطمئن نشده که قصد ازدواج با شخصي مثل شما را دارد، معرفي تان نکند. در صورتي که فرد مورد نظر از نزديکان است، کار راحت تر خواهد بود؛ زيرا خانواده ها با هم ارتباط دارند و مادر شما مي تواند با آوردن قراين و نشانه هايي(براي مثال، تعريف و تمجيد از فرد مورد نظر)، به آنان بفهماند که آمادگي ازدواج داريد(12) و اگر از سوي آنان بازخوردي نديديد، يافتن واسطه اي مطمئن در بين نزديکان و اطلاع از نظر آنان، راحت است.

ازدواج اينترنتي
 آيا ازدواج اينترنتي مي تواند ازدواج موفقي باشد؟
 آغاز ازدواج اينترنتي از چتchat است. کسي که همسر خود را طريق چت برمي گزيند، انتخابش ابتدا براساس گفته هاي او است و چون اغلب، احساسي و عاطفي برخورد مي کند به سخنان غير واقعي طرف مقابل يا تناقض هاي گفتاري وي توجه ندارد و پس از گذشت مدتي دچار عشق مجازي و به تدريج وارد مرحله ي بعدي ارتباط مي شود.
دکتر احمد شوقي مي گويد:
نظرة فابتسامة فسلام
فکلام فموعد فلقاة
ابتدا نگاهي و لبخندي و سلامي
و بعد سخني و وعده ي ديداري و ملاقاتي
پس از مدتي، ارتباط، از چت روم به ارتباط تلفني کشيده مي شود و هم چنان شيفته ي گفتار و و بيان او است تا سرانجام زمان ديدار فرا مي رسد.
در موارد بسياري، پس از ملاقات، دو طرف با ديدن يک ديگر شوکه مي شوند؛ زيرا متوجه مي شوند که هيچ گونه سنخيتي با هم ندارند؛ اما چون پيش تر دل بسته و عاشق هم شده اند، پذيرش واقعيت(عدم همتايي)براي شان سخت است؛ چرا که عشق آنان را کر و کور کرده.
در مواردي، متوجه عدم همتايي مي شوند و آن را مي پذيرند، اما گاهي به سبب ترحم، گاهي ترس از نفرين، گاهي تهديد به خودکشي شخص مقابل و ...به ازدواج با او تن مي دهند که روشن است عاقبت چنين ازدواجي چه خواهد بود.
ازدواج اينترنتي در يک صورت مي تواند موفق باشد که صرفاً نقش واسطه(معرف)را ايفا کند و دو طرف به شدت مراقب دل بستگي ها و شيدايي ها باشند و کر و کور نشوند که البته همين نوع ازدواج هم دو تا مشکل دارد که بايد به آن ها توجه کرد:
1.در ايران به طور معمول، والدين جوانان زير بار چنين ازدواجي نمي روند؛
2.حضور دختر در چت روم و ارتباط با جنس مخالف، در شأن دختر پرهيزگار نيست و ممکن است پس از ازدواج، عامل سلب اعتماد شوهر از وي شود.
منابع:
1.نرم افزار پرسمان2(www.porseman.orj)استفتا از
2.سيد مسعود معصومي، احکام روابط زن و مرد،ص137.
3.همان.
4.همان،ص142.
5.در غرب، دختر و پسر آشنا مي شوند و مدتي با هم رابطه دارند. اگر هم ديگر را براي زندگي مشترک پسنديدند، نامزد مي شوند و پس از مدتي با هم ازدواج مي کنند و در صورت عدم توافق، به راحتي از هم جدا مي شوند و در اين فرايند خانواده ي دو طرف. چندان نقش و جاي گاهي ندارند علت اين رفتار، ضعف بنيان خانواده و مهم نبودن آبرو و عفت است.
6.احزاب، آيه ي32.
7.در صورتي برخورد قاطعانه و هم راه با تشر شما پيشنهاد مي شود که طرف را مي شناسيد و مي دانيد که شخص هوس بازي است و هدفي جز سوء استفاده از شما را ندارد که در اين صورت بايد با قاطعيت اميدش را قطع کنيد:
و گرنه ممکن است با مزاحمت هاي بعدي، آبروي شما را در معرض خطر جدي قرار دهد.
8.مرتضي مطهري، حقوق زن در اسلام،ص15.
9.شيخ صدوق،من لا يحضر الفقيه، ج3، ص37.
10.کليني ، کافي،ج2،ص106.
11.همان.
12.گاهي برخي مادراني که دختران دم بخت دارند، نزد جواني در بين نزديکان، تعريف و تمجيد مي کنند؛ در حالي که قصد وصلت با او را ندارند و او خلاف اين را برداشت مي کند بعد که ناگهان خبر ازدواج دختر را مي شنود شوکه مي شود و مشکلاتي را برايش ايجاد خواهد کرد.
نشريه پيام زن، شماره 219

  • یوزر و پسورد نود32 - Eset nod32 username and password یکشنبه ۱۹ف
  • یوزر و پسورد نود32 - Eset nod32 username and password
  • جدید ترین کلیدهای Eset nod32 username and password- شنبه ۱۹فرورد
  • جدید ترین کلیدهای Eset nod32 username and password- 18 فروردین
  • جدید ترین کلیدهای Eset nod32 username and password-پنجشنبه 17 فر
  • دانلود یوزر و پسورد جدید نود 32 تاریخ : 16/1/91
  • دانلود یوزر و پسورد جدید نود 32 تاریخ : 15/1/91
  • دانلود یوزر و پسورد جدید نود 32 تاریخ : 14/1/91
  • پسورد امروز 2012.02.26 Username: EAV-60938874 Password: dtf3hbf
  • کد های روز 6 اسفند برای نود 32 یوزرنیم و پسورد نود 32 برای روز پ
  • همه چیز در مورد صفحه آبی مرگ (Blue Screen Of Death)
  • حفاظت کامپیوتر قبل از اتصال به اینترنت
  • گزارشی از ویروس های کشف شده در نیمه نخست سال 2008 میلادی
  • وقتی پسورد ویندوز را فراموش می کنید؟
  • پیشگیری از حملات مهندسی اجتماعی و کلاهبرداری
  • آشنائی با گواهینامه های وب سایت
  • مراقب باشید... جاسوس است
  • چرا ‌سایت‌های بزرگ با جاوا تولید نمی‌شوند؟
  • امضای دیجیتال
  • Stateful فایروال نوعی از فایروال است که بررسی و ردیابی وضعیت (St
  • فایروال ها - یک ضرورت اجتناب ناپذیر؟!
  • hijacking چیست؟
  • ویروس های کلاسیک دوباره جان می گیرند
  • آنچه در کمپ هکرها آموختم
  • خطرات استفاده از فن آوری اشتراک فایل
  • آیا در زمان استفاده از اینترنت ناشناس باقی می مانید ؟
  • امنیت دستگاه های الکترونیکی
  • حذف موثر فایل ها : اقدامی در جهت افزایش امنیت اطلاعات
  • ضرورت بررسی تنظیمات امنیتی مرورگرها
  • جایگاه امنیت در اینترنت
  • چرا به یک لایه حفاظتی دیگر نیاز داریم ؟
  • تشخیص و پیشگیری از نرم افزارهای جاسوسی
  • متداولترین نقاط آسیب پذیر مرورگرها
  • با کرم بلستر بیشتر آشنا شویم !
  • دفاع در مقابل کرم ها و ویروس ها
  • اصلاحات امنیتی در ویندوز XP
  • نرم افزارهای امنیتی USB
  • بزرگترین دشمن اطلاعات دیجیتالى
  • آشنائی با امضای دیجیتال
  • کشف یک نقطه آسیب پذیری مهم در اینترنت اکسپلورر
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش دهم)
  • ویروس های کامپیوتری
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش سوم )
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش سوم )
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش جهارم )
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش پنجم)
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش ششم)
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش هفتم)
  • دفاع از تلفن های موبایل در مقابل حملات
  • ده قانون تغییرناپذیر در رابطه با امنیت اطلاعات
  • آیا رمزهای عبور به تنهائی کافی می باشند ؟
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش اول )
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش اول )
  • نحوه تشخیص آلودگی سیستم
  • آشنائی با رمزنگاری
  • آشنایی با روش‌های قفل‌گذاری و نحوه طراحی آن‌ها
  • آشنایی با روش‌های قفل‌گذاری و نحوه طراحی آن‌ها
  • بررسی سیستم های امنیتی - اطلاعاتی Issaf
  • Phishing چیست ؟
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات
  • ضرورت توجه به امنیت اطلاعات ( بخش هشتم)
  • استفاده ایمن از برنامه های IM و Chat
  • مراقب ضمائم نامه های الکترونیکی باشید !
  • نحوه انتخاب و حفاظت رمزهای عبور
  • جایگاه نرم افزارهای ضدویروس
  • هکرها کیستند؟
  • جلوگیری از انتقال اطلاعات به حافظه های فلش
  • برنامه های IM و Chat
  • امنیت فیزیکی کامپیوترهای Laptop
  • Patch چیست ؟
  • پورت های آسیب پذیر
  • Spam
  • امنیت در اینترنت
  • حفاظت کامپیوتر قبل از اتصال به اینترنت
  • داده های حساس
  • فشرده سازی فایل ها
  • Open Source چیست ؟
  • یادگیری الکترونیکی
  • روانشناسی یادگیری
  • برنامه ریزی دوره های آموزشی
  • برنامه ریزی دوره های آموزشی
  • حملات DoS
  • رمزنگاری اطلاعات
  • چند عادت خوب امنیتی
  • حفاظت از رمزهای عبور
  • حملات مبتنی بر مهندسی اجتماعی
  • BCC و ضرورت استفاده از آن
  • ضمائم نامه های الکترونیکی
  • امنیت داده ها در کامپیوترهای قابل حمل
  • نرم افزارهای ضدویروس
  • محتویات فعال و کوکی
  • چگونه برنامه هایمان را در برابر کرک ها مقاوم تر سازیم ؟
  • تاریخچه جهانی هک کردن
  • افزایش امنیت به میزان 80 درصد
  • امنیت شبکه (کلیات)
  • انتخاب رمزهای عبور ضعیف
  • ویژگی‌های یک نرم‌افزار ضد ویروس مناسب
  • هر آنچه که باید در مورد هکرها و کراکرها بدانید
  • ارسال توسط محمد |دسته:یوزر و پسورد نود32 - Eset nod32 username and password ,| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|یوزر,و,پسورد,نود32,-,Eset,nod32,username,and,password,یکشنبه,۱۹ف, یوزر و پسورد نود32 - Eset nod32 username and password یکشنبه ۱۹ف, یوزر و پسورد نود32 - Eset nod32 username and password, جدید ترین کلیدهای Eset nod32 username and password- شنبه ۱۹فرورد, جدید ترین کلیدهای Eset nod32 username and password- 18 فروردین, جدید ترین کلیدهای Eset nod32 username and password-پنجشنبه 17 فر, دانلود یوزر و پسورد جدید نود 32 تاریخ : 16/1/91, دانلود یوزر و پسورد جدید نود 32 تاریخ : 15/1/91, دانلود یوزر و پسورد جدید نود 32 تاریخ : 14/1/91, پسورد امروز 2012.02.26 Username: EAV-60938874 Password: dtf3hbf, کد های روز 6 اسفند برای نود 32 یوزرنیم و پسورد نود 32 برای روز پ, همه چیز در مورد صفحه آبی مرگ (Blue Screen Of Death, حفاظت کامپیوتر قبل از اتصال به اینترنت, گزارشی از ویروس های کشف شده در نیمه نخست سال 2008 میلادی, وقتی پسورد ویندوز را فراموش می کنید؟, پیشگیری از حملات مهندسی اجتماعی و کلاهبرداری, آشنائی با گواهینامه های وب سایت, مراقب باشید... جاسوس است, چرا ‌سایت‌های بزرگ با جاوا تولید نمی‌شوند؟, امضای دیجیتال, Stateful فایروال نوعی از فایروال است که بررسی و ردیابی وضعیت (St, فایروال ها - یک ضرورت اجتناب ناپذیر؟!, hijacking چیست؟, ویروس های کلاسیک دوباره جان می گیرند, آنچه در کمپ هکرها آموختم, خطرات استفاده از فن آوری اشتراک فایل, آیا در زمان استفاده از اینترنت ناشناس باقی می مانید ؟, امنیت دستگاه های الکترونیکی, حذف موثر فایل ها : اقدامی در جهت افزایش امنیت اطلاعات, ضرورت بررسی تنظیمات امنیتی مرورگرها, جایگاه امنیت در اینترنت, چرا به یک لایه حفاظتی دیگر نیاز داریم ؟, تشخیص و پیشگیری از نرم افزارهای جاسوسی, متداولترین نقاط آسیب پذیر مرورگرها, با کرم بلستر بیشتر آشنا شویم !, دفاع در مقابل کرم ها و ویروس ها, اصلاحات امنیتی در ویندوز XP, نرم افزارهای امنیتی USB, بزرگترین دشمن اطلاعات دیجیتالى, آشنائی با امضای دیجیتال, کشف یک نقطه آسیب پذیری مهم در اینترنت اکسپلورر, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش دهم, ویروس های کامپیوتری, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش سوم , ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش سوم , ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش جهارم , ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش پنجم, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش ششم, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش هفتم, دفاع از تلفن های موبایل در مقابل حملات, ده قانون تغییرناپذیر در رابطه با امنیت اطلاعات, آیا رمزهای عبور به تنهائی کافی می باشند ؟, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش اول , ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش اول , نحوه تشخیص آلودگی سیستم, آشنائی با رمزنگاری, آشنایی با روش‌های قفل‌گذاری و نحوه طراحی آن‌ها, آشنایی با روش‌های قفل‌گذاری و نحوه طراحی آن‌ها, بررسی سیستم های امنیتی - اطلاعاتی Issaf, Phishing چیست ؟, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخش هشتم, استفاده ایمن از برنامه های IM و Chat, مراقب ضمائم نامه های الکترونیکی باشید !, نحوه انتخاب و حفاظت رمزهای عبور, جایگاه نرم افزارهای ضدویروس, هکرها کیستند؟, جلوگیری از انتقال اطلاعات به حافظه های فلش, برنامه های IM و Chat, امنیت فیزیکی کامپیوترهای Laptop, Patch چیست ؟, پورت های آسیب پذیر, Spam, امنیت در اینترنت, حفاظت کامپیوتر قبل از اتصال به اینترنت, داده های حساس, فشرده سازی فایل ها, Open Source چیست ؟, یادگیری الکترونیکی, روانشناسی یادگیری, برنامه ریزی دوره های آموزشی, برنامه ریزی دوره های آموزشی, حملات DoS, رمزنگاری اطلاعات, چند عادت خوب امنیتی, حفاظت از رمزهای عبور, حملات مبتنی بر مهندسی اجتماعی, BCC و ضرورت استفاده از آن, ضمائم نامه های الکترونیکی, امنیت داده ها در کامپیوترهای قابل حمل, نرم افزارهای ضدویروس, محتویات فعال و کوکی, چگونه برنامه هایمان را در برابر کرک ها مقاوم تر سازیم ؟, تاریخچه جهانی هک کردن, افزایش امنیت به میزان 80 درصد, امنیت شبکه (کلیات, انتخاب رمزهای عبور ضعیف, ویژگی‌های یک نرم‌افزار ضد ویروس مناسب, هر آنچه که باید در مورد هکرها و کراکرها بدانید, ,  Malwarebytes Anti-Malware v1.42, به برنامه هایی که ناخواسته بروی, Classic Start Menu Pro v3.4, System Mechanic Standard v9.5.1., WinHex 15.4 SR-11, WinUtilities 9.2, BS.Player 2.51 Build 1018 Beta, یوزر پسورد جدید آنتی ویروس nod32 [13], یوزر پسورد جدید nod32 ۹, Opera 10.50 Build 3216 Pre-Alpha, Norton Utilities 14.5.0.116, امروزه بسیاری از کاربران برای مد, RadioBOSS 4.0.3.449, یک پلیر خوب برای فایلهای صوتی, Trojan Killer 2.0.6.4, نرم افزاری برای از بین بردن تروج, Loaris Trojan Remover 1.2.0.4, s Trojan Remover نرم افزاری است, Real Clear History 3.2.3.2, پاک سازی هارد دیسک و مروگرهای ای, Screen Grab Pro Deluxe 1.6, این برنامه برای گرفتن عکس و ویدی, Acoustica Premium Edition 4.1.0, یک استودیوی کامل برای فایلهای صو, Acoustica 4.1.0 Build 388, اینم یک استودیوی کامل برای فایل, Super MP3 Download 3.3.2.2, برای همه ی ما پیش آمده است که گا, آنتی ویروس کاسپراسکای[2], Kaspersky Internet Security 2010, Avira AntiVir Premium Security S, نرم افزار eXPert PDF Professiona, یوزر پسورد جدید آنتی ویروس[5], user name پسورد Nod32 [4], جدیدترین user name password nod [4], یوزر نیم و پسورد آپدیت NOD32 [4], eset nod32 id ,eset nod32 userna [10], eset nod32 userna [12], بازیابی پسورد هک شده یا فراموش ش, همه چیز درباره ی مخرّب های کامپی, نکاتی برای جلوگیری از ورود کرم, تولید انواع قفل های دیجیتالی, ساخت ویروسی ساده ولی خطرناک, شناسایی فایلهای هک, پیدا کردن IP فرستنده ایمیل در سا, امنیت شبکه بی سیم, آشنایی با دیواره آتش Firewalls, بررسی حملات D.O.S (1, بررسی حملات D.O.S(2, بررسی حملات D.O.S(3, بررسی حملات D.O.S(4, آشنائی با مجموعه امنیتی Kaspersk, آشنائی با مجموعه امنیتی Norton I, هک چیست و Hacker کیست ؟, فلسفه و مزایای طراحی سیستم امنیت, تاریخچه امنیت الکترونیکی, امنیت شبکه(IDS و IPS, طرح امنیت شبکه, امنیت پیرامون!, اینترنت، آنلاین‌ترین جاسوس دنیا!, اصول مهم مباحث امنیتی و مقدمه ای, قابلیت‌های نرم‌افزارهای ضدویروس[2], مراحل امنیتی در شبکه[2], حذف حرفه اى اطلاعات, ویروس های کامپیوتری, هر آنچه که باید در مورد هکرها و, ویژگی‌های یک نرم‌افزار ضد ویروس, انتخاب رمزهای عبور ضعیف, امنیت شبکه (کلیات, افزایش امنیت به میزان 80 درصد, تاریخچه جهانی هک کردن, چگونه برنامه هایمان را در برابر, محتویات فعال و کوکی, نرم افزارهای ضدویروس, امنیت داده ها در کامپیوترهای قاب, ضمائم نامه های الکترونیکی, BCC و ضرورت استفاده از آن, حملات مبتنی بر مهندسی اجتماعی, حفاظت از رمزهای عبور, چند عادت خوب امنیتی, رمزنگاری اطلاعات, حملات DoS, برنامه ریزی دوره های آموزشی[2], روانشناسی یادگیری, یادگیری الکترونیکی, Open Source چیست ؟, فشرده سازی فایل ها[2], داده های حساس, حفاظت کامپیوتر قبل از اتصال به ا, امنیت در اینترنت, Spam, پورت های آسیب پذیر, Patch چیست ؟, امنیت فیزیکی کامپیوترهای Laptop, برنامه های IM و Chat, جلوگیری از انتقال اطلاعات به حاف, هکرها کیستند؟, جایگاه نرم افزارهای ضدویروس, نحوه انتخاب و حفاظت رمزهای عبور, مراقب ضمائم نامه های الکترونیکی, استفاده ایمن از برنامه های IM و, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات بخ, ضرورت توجه به امنیت اطلاعات[2], Phishing چیست ؟, بررسی سیستم های امنیتی - اطلاعات, توصیه برای ایمنی بیشتر رمز عبور, آشنایی با روش‌های قفل‌گذاری و نح[2], آشنائی با رمزنگاری, نحوه برخورد با یک سیستم آلوده[3], آیا رمزهای عبور به تنهائی کافی م, ده قانون تغییرناپذیر در رابطه با, دفاع از تلفن های موبایل در مقابل[8], کشف یک نقطه آسیب پذیری مهم در ای, آشنائی با امضای دیجیتال, بزرگترین دشمن اطلاعات دیجیتالى, نرم افزارهای امنیتی USB, اصلاحات امنیتی در ویندوز XP, دفاع در مقابل کرم ها و ویروس ها, با کرم بلستر بیشتر آشنا شویم !, متداولترین نقاط آسیب پذیر مرورگر, تشخیص و پیشگیری از نرم افزارهای[2], جایگاه امنیت در اینترنت, ضرورت بررسی تنظیمات امنیتی مرورگ, حذف موثر فایل ها : اقدامی در جهت, امنیت دستگاه های الکترونیکی, آیا در زمان استفاده از اینترنت ن, خطرات استفاده از فن آوری اشتراک, آنچه در کمپ هکرها آموختم, ویروس های کلاسیک دوباره جان می گ, hijacking چیست؟, فایروال ها - یک ضرورت اجتناب ناپ, Stateful فایروال نوعی از فایروال, امضای دیجیتال, چرا ‌سایت‌های بزرگ با جاوا تولید, مراقب باشید... جاسوس است, آشنائی با گواهینامه های وب سایت, پیشگیری از حملات مهندسی اجتماعی, وقتی پسورد ویندوز را فراموش می ک, گزارشی از ویروس های کشف شده در ن[2], همه چیز در مورد صفحه آبی مرگ (Bl, دانلود یوزر و پسورد جدید نود 32 [7], یوزر و پسورد نود32 - Eset nod32, ,
    مطالب پر بازديد
    آخرين مطالب
    صفحه قبل 1 2 ... 3 صفحه بعد